متن درس
سیر احوال در عرفان عملی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۵۳)
دیباچه
کتاب حاضر، با الهام از درسگفتارهای عرفانی و حکمی آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره در جلسه پنجاهوسوم شرح مصباح الانس صدرالدین قونوی، به تبیین مراحل سیر احوال در عرفان عملی میپردازد. این اثر، به تشریح فرآیند تکامل باطنی سالک از محبت تا ذوق پرداخته و با بهرهگیری از تمثیلات ادبی و پیوندهای معنایی، محتوایی عمیق و منسجم برای پژوهشگران حوزه عرفان و الهیات ارائه میدهد.
بخش نخست: مقدمهای بر سیر احوال
مفهوم احوال در عرفان عملی
احوال، در عرفان عملی، به مجموعه حالات باطنی سالک اطلاق میشود که پس از عبور از مراحل دشوار اودیه در وجود او پدیدار میگردد. این حالات، چونان نوری الهی، قلب سالک را روشن ساخته و او را به سوی حقیقت حبیه هدایت میکنند. آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، با تشبیهی بدیع، اودیه را به نرمش ورزشکاری مانند میدانند که بدن را برای فعالیتی سنگین آماده میسازد. سالک، در این مرحله، با سختیها و بلایا مواجه شده و قلبش گرم و مستعد دریافت فیض الهی میگردد.
درنگ: اودیه، چونان تمرینی است که سالک را برای ورود به احوال آماده میسازد، و احوال، تجلی حقیقت حبیه در قلب اوست. |
پس از عبور از اودیه، حقیقت حبیه، که محبت الهی است، در قلب، سر، نفس و روح سالک ظهور مییابد. این حقیقت، با خواص و شئونی تراتبی، بر وجود سالک غلبه یافته و او را به مراتب متعالیتر سلوک رهنمون میسازد. این فرآیند، چونان جریانی تدریجی، نیازمند نظم و انسجام است، چنانکه هر مرحله، رسوبات نفسانی را زایل کرده و قلب را تلطیف مینماید.
ساختار منازل السائرین
در نظام عرفانی خواجه عبدالله انصاری، احوال، هفتمین مرتبه از منازل السائرین است که پس از بدایات، ابواب، معاملات، اخلاق، اصول و اودیه قرار دارد. این ساختار، چونان نردبانی است که سالک را گامبهگام به سوی کمال الهی هدایت میکند. در این مرتبه، محبت بهعنوان اولین منزل احوال و ذوق بهعنوان آخرین آن، قلب سالک را سرشار از فیض الهی میسازند.
بخش دوم: مراحل احوال در سلوک عرفانی
محبت: سرآغاز احوال
محبت، چونان شعلهای الهی، قلب سالک را گرم کرده و او را به سوی معشوق حقیقی سوق میدهد. این مرحله، که سرآغاز احوال است، با حرارتی معنوی همراه بوده و سالک را به دفاع از حریم محبوب وامیدارد. آیتالله نکونام، با بیانی شیوا، محبت را به گرمایی تشبیه میکنند که مزاج سالک را دگرگون ساخته و او را به غیبت هدایت میکند.
درنگ: محبت، شعلهای است که قلب سالک را گرم کرده و او را به سوی غیبت و دفاع از حریم الهی رهنمون میسازد. |
غیبت: جبههگیری در برابر غیر
غیبت، به معنای جبههگیری در برابر آنچه غیر حق است، از آثار محبت بوده و سالک را به پاکسازی آثار خلقی از حریم حقیقت الهی وامیدارد. این مرحله، چونان سپری است که سالک را از نفوذ اغیار حفظ کرده و او را به شوق و میل به وصول هدایت میکند.
شوق: میل به وصول
شوق، که اثر غیبت است، چونان تندبادی گردآلود، سالک را به سوی معشوق سوق میدهد. این حالت، با شدت میل به کسب آنچه غایب است (وصول به حق) همراه بوده و با عشق، که حفظ موجود است، تفاوت دارد. آیتالله نکونام، با استعارهای بدیع، شوق را به حبوب قواصف قهر محبت مانند میکنند که وجود سالک را در بر گرفته و او را به سوی مقصد الهی میکشاند.
درنگ: شوق، تندبادی است که سالک را به سوی وصول به حق سوق داده و با عشق، که حفظ ارتباط با حق است، متمایز میگردد. |
قلق: ناآرامی شیرین
قلق، ناآرامی شیرینی است که از شوق نشأت گرفته و سالک را به رفع حجابهای بین خود و معشوق وامیدارد. این حالت، چونان اضطرابی معنوی، سالک را به حرکت مضطرب و شیرین هدایت کرده و او را به عطش میرساند.
عطش: تشنگی شدید
عطش، تشنگی شدید به فیض الهی است که از قلق ناشی شده و سالک را به کاوه (اندوه) و حرقه (آتش درونی) میکشاند. این آتش، تنها با قطرهای از سلسبیل عنایت الهی سیراب میشود. آیتالله نکونام، با تشبیهی دلانگیز، این قطره را به آرامشی مانند میدانند که پیش از امتحان یا ورزش، وجود انسان را تسکین میدهد.
وجد: آرامش پس از عنایت
وجد، حالتی است که با دریافت عنایت الهی، قلب سالک را از اضطراب رها ساخته و او را به آرامشی معنوی میرساند. این مرحله، چونان نقطه تعادلی است که سالک را از ناآرامیهای پیشین به سوی هیمان هدایت میکند.
هیمان: غیبت از خود
هیمان، حیرتی است که سالک در اثر وجد، خود را در برابر عظمت حق گم میکند. این حالت، چونان لحظهای است که سالک، از شدت دریافت فیض، خود را فراموش کرده و تنها معشوق را میبیند.
درنگ: هیمان، غیبت از خود است که سالک را در برابر عظمت حق به حیرت و خودفراموشی میکشاند. |
برق: نور لحظهای
برق، نوری لحظهای و الهی است که پس از هیمان، تاریکیهای وجود سالک را روشن میسازد. این نور، چونان جرقهای است که چشم سالک را به حقیقت گشوده و او را به ذوق هدایت میکند.
ذوق: چشیدن فیض
ذوق، چشیدن قطرهای از فیض الهی است که پس از برق، قلب سالک را سیراب میکند. این مرحله، چونان نوک قاشقی است که طعم فیض حق را به سالک میچشاند و او را برای ورود به ولايات آماده میسازد. آیتالله نکونام، با تمایزی دقیق، ذوق را از سر کشیدن جام، که متعلق به ولا است، جدا میدانند.
درنگ: ذوق، چشیدن اندک فیض الهی است که سالک را برای ورود به مراتب ولا آماده میسازد. |
بخش سوم: اصول و روشهای سلوک عرفانی
تدریجی بودن سلوک
سلوک عرفانی، فرآیندی تدریجی است که چونان خروج آب از شیشه، به نظم و ترتیب نیاز دارد. آیتالله نکونام، با تشبیهی زیبا، این فرآیند را به پالایش تدریجی نفس مانند میکنند که رسوبات نفسانی را ذرهذره زایل میسازد. این تدریج، مشابه درمان بیماری است که اندکاندک به بهبود منجر میشود.
درنگ: سلوک، چونان پالایش تدریجی نفس، نیازمند نظم و صبر است تا رسوبات نفسانی زایل گردد. |
ناآگاهی سالک از پالایش
سالک، بهصورت ناخودآگاه و با اعمال صالح، از قیود نفسانی رها میشود بدون آنکه متوجه این فرآیند گردد. این ظرافت، چونان حرکتی است که در روانشناسی، به ناخودآگاه انسان نسبت داده میشود و با هر عمل صالح، رسوبی از نفس زایل میگردد.
نقد تبلیغ غیرعلمی
تبلیغ غیرعلمی، به دلیل فقدان آگاهی مبلغ، به ترویج تغییرات ناگهانی و غیرواقعی منجر میشود. آیتالله نکونام، با نقدی صریح، بر ضرورت خودسازی مبلغ، تدریج در تبلیغ و ارائه صحیح خوبیها تأکید میکنند. این شروط، چونان پایههایی است که تبلیغ عرفانی را استوار میسازد.
نقش چشم در شناخت حقیقت
چشم، در روانشناسی عرفانی، اولین ابزار دریافت حقیقت است و برداشت اولیه آن، مبنای قضاوت قرار میگیرد. آیتالله نکونام، با استناد به آیه شریفه «انْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ» (کهف: ۱۹)، که به معنای «به خوراک و نوشیدنیات بنگر» است، بر اولویت بصیرت در سلوک تأکید میورزند.
درنگ: چشم، پیش از ذائقه، حقیقت را درمییابد و برداشت اولیه آن، مبنای شناخت معنوی است. |
خطر سفره معصیت
حضور در محیط معصیت، حتی بدون مشارکت، به دلیل تأثیر بر چشم، قلب را آلوده میکند. این هشدار، چونان چراغی است که سالک را از نشستن بر سفره گناه برحذر میدارد و بر حفظ پاکی باطن تأکید میورزد.
تمایز عرفان محبین و محبوبین
عرفان محبین، تدریجی و ذرهذره است، در حالی که محبوبین، بهصورت دفعی به فیض الهی میرسند. این تمایز، چونان دو مسیر است که یکی با صبر و دیگری با جذبه الهی به مقصد میرسد.
بخش چهارم: نقد مسائل فقهی و اجتماعی
تمرکز بر فروع به جای اصول
تمرکز بر فروع فقهی، مانند قمار و موسیقی، به جای اصول، به گمراهی و مشکلات اجتماعی منجر شده است. آیتالله نکونام، با نقدی حکیمانه، بر ضرورت بازنگری در اولویتهای فقهی تأکید میکنند و از ریشهشناسی کلمه قمار (از قمر به معنای ماه) برای تبیین معنای آن بهره میگیرند.
ممنوعیت تجسس
تجسس، به دلیل آلوده کردن قلب و ذهن، حرام است و به خرابی باطن انسان منجر میشود. این ممنوعیت، چونان سپری است که قلب را از آلودگیهای معنوی حفظ میکند.
روانشناسی عرفانی در ازدواج
در ازدواج، رويت اولیه و احساس قلبی مقدم بر گفتوگوهای طولانی است. آیتالله نکونام، با استناد به روانشناسی اسلامی، بر اهمیت برداشت اولیه چشم در انتخاب همسر تأکید میورزند و آن را به آغوز وجود مانند میکنند که سرنوشت ارتباط را رقم میزند.
درنگ: در ازدواج، رويت اولیه و احساس قلبی، مبنای انتخاب است و بر گفتوگوهای طولانی مقدم میگردد. |
جمعبندی
این اثر، با تبیین مراحل احوال در سلوک عرفانی، سفری معنوی را ترسیم میکند که سالک را از محبت به ذوق رهنمون میسازد. اودیه، چونان تمرینی است که قلب را برای دریافت فیض آماده کرده و احوال، چونان نوری است که وجود را روشن میسازد. تدریجی بودن سلوک، نقش بصیرت در شناخت حقیقت، و نقد تبلیغ غیرعلمی و مسائل فقهی، از برجستهترین آموزههای این متن است.
با نظارت صادق خادمی |