در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

مصباح الانس 223

متن درس

 

نفی جعل در عرفان نظری

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 223)

مقدمه

در گستره عرفان نظری و حکمت متعالیه، مباحث مرتبط با جعل ماهیت و وجود از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین مسائل فلسفی و عرفانی به‌شمار می‌روند. این مباحث، که ریشه در تأملات عرفا، حکما و متکلمان دارند، به تبیین رابطه میان حق‌تعالی و مظاهر وجودی او می‌پردازند. درس‌گفتار 223 از مجموعه گران‌سنگ مصباح‌الانس، که توسط آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره ارائه شده، به نقد و بررسی استدلال‌های کلامی، فلسفی و عرفانی در باب جعل ماهیت و وجود اختصاص دارد.

بخش نخست: نقد جعل ماهیت در وجه سوم

استدلال مشهور اهل نظر

در وجه سوم از مباحث مصباح‌الانس، استدلالی کلامی مطرح می‌شود که میان اهل نظر شهرت دارد. بر اساس این استدلال، اگر ماهیت مجعول باشد، در فرض فقدان جاعل، ماهیت، ماهیت نخواهد بود، زیرا ثبوت شیء برای خودش واجب و سلب آن از خودش ممتنع است. این استدلال، با فرض عدم جاعل، به نفی جعل ماهیت می‌رسد، اما به دلیل فقدان مبنای فلسفی استوار، از استحکام لازم برخوردار نیست. فرض عدم جاعل، موضوع ماهیت را به‌کلی منتفی می‌سازد و استدلال را به ورطه بی‌معنایی می‌کشاند.

درنگ: استدلال وجه سوم، به دلیل رویکرد کلامی و فرض غیرواقعی عدم جاعل، فاقد استحکام فلسفی است و نمی‌تواند جعل ماهیت را به‌طور مؤثر نفی کند.

این استدلال، همانند کمانی که بدون زه به سوی هدف پرتاب شود، از رسیدن به مقصود بازمی‌ماند. نقد این دیدگاه، که در درس‌گفتار به تفصیل آمده، با رویکرد عرفانی و فلسفی هم‌سوست و نشان می‌دهد که بدون جاعل، اساساً موضوعی برای بحث باقی نمی‌ماند. این نقد، با تبیین ملاصدرا در «اسفار اربعه» هم‌خوانی دارد، که جعل را به وجود نسبت می‌دهد و ماهیت را دون جعل می‌داند.

نقد استدلال قونوی

صدرالدین قونوی، از برجسته‌ترین شارحان عرفان نظری، در استدلالی دیگر، جعل ماهیت را بی‌معنا می‌داند، زیرا تمایز میان ماهیت پیش و پس از جعل، و فایده دو حصول، نامشخص است. این استدلال، که رویکردی عرفانی-فلسفی دارد، جعل ماهیت را به‌عنوان مفهومی غیرضروری نفی می‌کند. قونوی، با این پرسش که «چه لزومی دارد جعل را فرض کنیم؟»، به بی‌فایدگی جعل ماهیت اشاره دارد. این دیدگاه، همانند نوری که بر تاریکی مفاهیم کلامی می‌تابد، جعل را از منظر وحدت وجود ابن‌عربی تبیین می‌کند.

بخش دوم: تمایز دیدگاه حکما و عرفا در فیض و وجود عام

دیدگاه حکما: عقل اول به‌مثابه صادر نخستین

حکما، بر اساس سنت فلسفی مشاء و اشراق، عقل اول را به‌عنوان صادر نخستین و واسطه میان حق‌تعالی و سایر موجودات معرفی می‌کنند. این دیدگاه، که ریشه در تفکر ارسطویی و نوافلاطونی دارد، عقل اول را مبدأ تکثر و واسطه فیض الهی می‌داند. در این چارچوب، جعل به‌عنوان فرآیندی وجودی فرض می‌شود که از طریق عقل اول به مراتب پایین‌تر وجود امتداد می‌یابد.

دیدگاه عرفا: وجود عام به‌مثابه فیض ظهوری

در مقابل، عرفا وجود عام را فیض ظهوری حق‌تعالی و واسطه میان حق و مظاهر می‌دانند. این وجود عام، نه به‌عنوان موجودی متکثر، بلکه به‌مثابه ظهور وحدت ذاتی حق در مظاهر معرفی می‌شود. کثرت، در این دیدگاه، به مظاهر نسبت داده شده و وجود عام، چونان آیینه‌ای که نور حق را بازمی‌تاباند، وحدت را در کثرت متجلی می‌سازد. این تمایز، که در درس‌گفتار به‌صراحت تبیین شده، ریشه در نظریه وحدت وجود ابن‌عربی دارد و نقدی بر دیدگاه حکما در باب عقل اول ارائه می‌دهد.

درنگ: عرفا، برخلاف حکما که عقل اول را واسطه متکثر می‌دانند، وجود عام را ظهور وحدت ذاتی حق در مظاهر معرفی می‌کنند، که کثرت را به مظاهر نسبت می‌دهد.

جمع‌بندی بخش دوم

تمایز میان دیدگاه حکما و عرفا در باب فیض، نشان‌دهنده دو رویکرد متفاوت به هستی‌شناسی است. حکما، با تأکید بر عقل اول، به تبیینی فلسفی و متکثر از فیض الهی می‌پردازند، در حالی که عرفا، با محوریت وجود عام، به وحدت ذاتی حق و ظهور آن در مظاهر توجه دارند. این تفاوت، نه‌تنها در فهم فیض، بلکه در نفی جعل ماهیت و وجود نیز تأثیرگذار است، که در بخش‌های بعدی به تفصیل بررسی خواهد شد.

بخش سوم: نفی جعل ماهیت و وجود در عرفان نظری

نفی جعل ماهیت

عرفا، بر اساس نظریه اعیان ثابته، جعل ماهیت را به‌کلی نفی می‌کنند. اعیان ثابته، به‌عنوان مظاهر علمی حق‌تعالی، ازلی و ابدی‌اند و نیازی به جعل ندارند. این دیدگاه، برخلاف استدلال‌های کلامی و فلسفی که جعل را مسلم فرض می‌کنند، ماهیت را دون جعل و فاقد ضرورت جعل می‌داند. همان‌گونه که آب در سرچشمه، بی‌نیاز از ظرف است، اعیان ثابته نیز در علم الهی، بی‌نیاز از جعل‌اند.

نفی جعل وجود

عرفا، فراتر از نفی جعل ماهیت، جعل وجود را نیز نفی می‌کنند. جعل، به معنای حدوث و فرض عدم پیشینی است، در حالی که اعیان ثابته و مخلوقات، به‌عنوان لوازم ذاتی و ظهوری حق، ازلی و ابدی‌اند. این دیدگاه، که در درس‌گفتار به تفصیل تبیین شده، جعل را به دلیل عدم ضرورت فرض عدم، منتفی می‌داند. این اصل، چونان کلیدی است که قفل‌های کلامی را می‌گشاید و هستی را در پرتو وحدت وجود بازمی‌نماید.

دیدگاه ملاصدرا در اسفار

ملاصدرا در «اسفار اربعه»، با تأکید بر جعل وجود، دیدگاه فلسفی متقنی ارائه می‌دهد. او ماهیت را دون جعل و مجعول بالعرض می‌داند و مفاهیمی چون اقتران و اتصاف را عدمی و فاقد قابلیت جعل معرفی می‌کند. جعل بسیط، در این چارچوب، تنها به وجود تعلق می‌گیرد. این دیدگاه، که با حکمت متعالیه پیوندی عمیق دارد، از استدلال‌های کلامی قوی‌تر است، اما از منظر عرفانی، به دلیل پذیرش جعل وجود، مورد نقد قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی بخش سوم

نفی جعل ماهیت و وجود در عرفان نظری، چارچوبی عمیق برای فهم رابطه میان حق و مظاهر ارائه می‌دهد. عرفا، با تأکید بر ازلیت و ابدیت اعیان ثابته، جعل را به‌کلی منتفی می‌دانند، در حالی که ملاصدرا، با پذیرش جعل وجود، به تبیینی فلسفی و استوار می‌رسد. این تفاوت، نشان‌دهنده عمق و غنای عرفان نظری در برابر دیدگاه‌های کلامی و فلسفی است.

بخش چهارم: نقد استدلال‌های کلامی و پاسخ‌های فلسفی

کلامی بودن دلایل سوم و چهارم

دلایل سوم و چهارم برای نفی جعل ماهیت، به دلیل رویکرد کلامی و خطابی، فاقد استحکام فلسفی‌اند. این دلایل، که بر مفاهیم و فرضیات غیرواقعی استوارند، نمی‌توانند جعل ماهیت را به‌طور کامل نفی کنند. همان‌گونه که بنایی بر شالوده سست فرومی‌ریزد، این استدلال‌ها نیز در برابر نقدهای فلسفی و عرفانی تاب نمی‌آورند.

پاسخ مواقف به اشکال جعل

در پاسخ به اشکال جعل، مواقف جعل را به هویت (وجود) نسبت می‌دهد، نه ماهیت. این پاسخ، با تأکید بر جعل وجود، از استدلال‌های کلامی قوی‌تر است، اما همچنان در چارچوب فلسفی باقی می‌ماند و از منظر عرفانی، کامل نیست. این دیدگاه، چونان پلی است که به سوی حقیقت می‌رسد، اما در میانه راه متوقف می‌ماند.

نقد پاسخ مواقف

پاسخ مواقف، به دلیل وابستگی هویت به ماهیت و وجود، ناکافی دانسته شده است. هویت، جز ماهیت مضاف به وجود نیست، و اگر ماهیت و مراتبش موجود نباشد، هویت محسوس از عدم پدید نمی‌آید. این نقد، با تمایز میان وجود و ماهیت در حکمت متعالیه هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که پاسخ مواقف، به‌رغم استحکام نسبی، از عمق عرفانی برخوردار نیست.

پاسخ جایگزین و نقد اقتران

پاسخ جایگزین، جعل را با اقتران وجود به ماهیت‌های عدمی محقق می‌داند، اما اقتران نیز عدمی است و نمی‌تواند مجعول باشد. این پاسخ، به دلیل تناقض در اقتران وجود به ماهیت عدمی و نیاز به ظرف واحد، ناکارآمد است. همان‌گونه که دو سایه نمی‌توانند یکدیگر را روشن کنند، اقتران عدمی نیز نمی‌تواند جعل را محقق سازد.

درنگ: اقتران وجود به ماهیت عدمی، به دلیل نیاز به ظرف واحد و تناقض مفهومی، نمی‌تواند مبنای جعل باشد و جعل را به وجود نسبت می‌دهد.

جمع‌بندی بخش چهارم

نقد استدلال‌های کلامی و پاسخ‌های فلسفی، نشان‌دهنده برتری دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی بر استدلال‌های خطابی است. پاسخ مواقف، هرچند از استدلال‌های کلامی قوی‌تر است، اما به دلیل محدودیت در چارچوب فلسفی، از عمق عرفانی برخوردار نیست. نقد اقتران نیز، با تأکید بر تناقضات مفهومی، جعل را به وجود نسبت می‌دهد و راه را برای فهم عرفانی هموار می‌سازد.

بخش پنجم: عرفان شیعی و تمایز آن از عرفان کلامی

برتری عرفان شیعی

عرفان شیعی، که از حکمت متعالیه به عرفان می‌رسد، به دلیل تکیه بر منطق و فلسفه، از عرفان کلامی اهل سنت قوی‌تر است. این عرفان، با فاصله‌گیری از استدلال‌های خطابی، مبانی محکمی ارائه می‌دهد که ریشه در آثار ملاصدرا و عرفان نظری شیعی دارد. عرفان شیعی، چونان درختی است که در خاک حکمت ریشه دوانده و میوه‌های معرفت را به بار آورده است.

وجود علمی اعیان ثابته

اعیان ثابته، به‌عنوان وجودات علمی در علم الهی، فاقد وجود خارجی‌اند، اما وجود علمی آنها نیز وجود است. این مفهوم، که در درس‌گفتار به تفصیل تبیین شده، با نظریه اعیان ثابته ابن‌عربی هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که اعیان، به‌عنوان مظاهر علمی حق، نیازی به جعل ندارند.

لوازم ذاتی حق

اعیان ثابته و مخلوقات، لوازم ذاتی حق‌اند و فیض و خلق ازلی و ابدی‌اند. این اصل، که جعل را به دلیل عدم نیاز به فرض عدم منتفی می‌داند، با نظریه وحدت وجود و ازلیت صفات در عرفان نظری پیوندی عمیق دارد. فیض الهی، چونان جویباری است که از سرچشمه ازل جاری است و هرگز گسستنی نیست.

درنگ: اعیان ثابته و مخلوقات، به‌عنوان لوازم ذاتی حق، ازلی و ابدی‌اند و نیازی به جعل ندارند، که این اصل با نظریه وحدت وجود هم‌خوانی دارد.

جمع‌بندی بخش پنجم

عرفان شیعی، با تکیه بر حکمت متعالیه، از عرفان کلامی متمایز است و مبانی استوارتری ارائه می‌دهد. وجود علمی اعیان ثابته و ازلیت فیض الهی، جعل را به‌کلی منتفی می‌سازد و هستی را در پرتو وحدت وجود تبیین می‌کند. این دیدگاه، برای پژوهشگران الهیات و عرفان، دریچه‌ای به سوی فهم عمیق رابطه حق و خلق می‌گشاید.

بخش ششم: وجه چهارم و نقد جعل ماهیت

استدلال وجه چهارم

در وجه چهارم، که از کلام صدرالدین قونوی اقتباس شده، فرض می‌شود که اگر ماهیت مجعول و عدمی باشد، حق‌تعالی مصدر عدمات غیرمتناهی و علت تمییز آنها خواهد بود، که محال است. این استدلال کلامی، به دلیل تناقضات مفهومی، جعل ماهیت عدمی را نفی می‌کند و جعل را به وجود نسبت می‌دهد.

اشکال جعل ماهیت وجودی

اگر ماهیت مجعول و وجودی باشد، تمایز میان قبل و بعد از جعل و فایده دو حصول نامشخص است. این استدلال، که با دیدگاه قونوی هم‌خوانی دارد، جعل ماهیت وجودی را غیرضروری و بی‌فایده می‌داند. این دیدگاه، چونان نقشی است که بر آب نگاشته شود و به‌سرعت محو گردد.

پاسخ عرفانی به اشکال نفی جعل

در پاسخ عرفانی، ماهیت نه مجعول است و نه وجودی، بلکه عدمی با اضافات علمی است. تمییز و تعدد این اضافات، آثار وجودی ندارد و نیازی به جعل ندارد. این پاسخ، که ریشه در نظریه اعیان ثابته دارد، ماهیت را در علم الهی تبیین می‌کند و جعل را منتفی می‌سازد.

جمع‌بندی بخش ششم

وجه چهارم، با تأکید بر تناقضات جعل ماهیت عدمی و وجودی، جعل را نفی می‌کند و راه را برای تبیین عرفانی هموار می‌سازد. پاسخ عرفانی، با محوریت اضافات علمی، ماهیت را از جعل بی‌نیاز می‌داند و چارچوبی منسجم برای فهم عرفان نظری ارائه می‌دهد.

نتیجه‌گیری کلی

درس‌گفتار 223 مصباح‌الانس، که در این نوشتار به‌صورت علمی و فاخر بازنویسی شده، به تبیین یکی از عمیق‌ترین مسائل عرفان نظری و حکمت متعالیه پرداخته است. نفی جعل ماهیت و وجود، که در چارچوب عرفانی با تأکید بر اعیان ثابته و فیض ظهوری حق تبیین شده، از استدلال‌های کلامی و فلسفی متمایز است. عرفا، با نفی جعل و تأکید بر ازلیت و ابدیت مظاهر علمی حق، هستی را در پرتو وحدت وجود بازمی‌نمایند. دیدگاه ملاصدرا، هرچند از استحکام فلسفی برخوردار است، در برابر عمق عرفانی این تبیین، جایگاهی مکمل دارد. عرفان شیعی، با تکیه بر حکمت متعالیه، از عرفان کلامی پیشی گرفته و برای پژوهشگران، منبعی غنی و استوار فراهم آورده است. این متن، چونان چراغی است که در ظلمات جهل می‌درخشد و راه را به سوی معرفت الهی روشن می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی

 

کوئیز

به سوالات زیر پاسخ داده و در پایان، نتیجه را با پاسخنامه مقایسه کنید.

1. طبق متن درسگفتار، دیدگاه عارف درباره فیض چیست؟

2. بر اساس متن، چه چیزی در فلسفه عرفانی استاد فرزانه قدس سره به عنوان مجعول شناخته نمی‌شود؟

3. طبق متن، دلیل سوم برای عدم جعل ماهیت چه رویکردی دارد؟

4. در متن، چه چیزی به عنوان شرط لازم برای جعل ذکر شده است؟

5. بر اساس متن، دیدگاه حکمت متعالیه درباره جعل چیست؟

6. طبق متن، عارف جعل وجود را به طور کامل رد می‌کند.

7. متن بیان می‌کند که ماهیت به تنهایی می‌تواند مجعول باشد.

8. بر اساس متن، اعیان ثابته لوازم ظهوری حق تعالی هستند.

9. متن اشاره دارد که جعل به اقتران و اتصاف می‌خورد.

10. طبق متن، حکمت متعالیه جعل ماهیت را به طور کامل نفی کرده است.

11. تفاوت اصلی بین دیدگاه حکیم و عارف درباره فیض چیست؟

12. چرا طبق متن، جعل ماهیت از نظر عرفانی پذیرفته نیست؟

13. منظور از اقتران در متن چیست و چرا نمی‌تواند مجعول باشد؟

14. چرا دلیل سوم برای عدم جعل ماهیت در متن ضعیف دانسته شده است؟

15. طبق متن، چرا اعیان ثابته به عنوان مظاهر علمی حق تلقی می‌شوند؟

پاسخنامه

1. فیض عام و وجود عام واسطه بین حق و مظاهر است.

2. ماهیت

3. رویکرد کلامی و خطابی

4. عدم سابق

5. وجود به صورت جعل بسیط مجعول است.

6. درست

7. نادرست

8. درست

9. نادرست

10. درست

11. حکیم عقل اول را صادر نخستین می‌داند، اما عارف فیض عام و وجود عام را واسطه بین حق و مظاهر می‌شناسد.

12. زیرا اعیان ثابته لوازم ظهوری حق هستند و فرض عدم سابق ندارند تا جعل لازم باشد.

13. اقتران مفهومی است که به اتصال وجود به ماهیت اشاره دارد و به دلیل عدم وجود ظرف واحد، نمی‌تواند مجعول باشد.

14. زیرا این دلیل رویکردی کلامی و خطابی دارد و فاقد استدلال متقن فلسفی است.

15. چون اعیان ثابته در علم حق موجودند و به وجود خارجی در عالم کثرت نرسیده‌اند.