در حال بارگذاری ...
Sadegh Khademi - Optimized Header
Sadegh Khademi

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 39

متن درس




کاوش در مفهوم وجود و واجد: تحلیل فلسفی و الهیاتی

کاوش در مفهوم وجود و واجد: تحلیل فلسفی و الهیاتی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۳۹)

دیباچه: درآمدی بر تحلیل وجود و واجد

در گستره فلسفه و عرفان، مفهوم «وجود» چونان خورشیدی درخشان، محور تأملات هستی‌شناختی بوده و چونان رودی جاری، اندیشه‌های فیلسوفان و عارفان را سیراب کرده است. با این حال، فقدان تحلیلی دقیق از ریشه‌های لغوی و مفهومی این واژه، چون سایه‌ای بر این آفتاب تابان افکنده و ضرورت بازنگری عمیق و روشمند را آشکار ساخته است. استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، در درس‌گفتار سی و نهم، با نگاهی نقادانه و روش‌شناختی، به کاوش در معنای «وجود»، «واجد»، «واجب» و «واجب‌الوجود» پرداخته و با تکیه بر قرآن کریم، سنت و عقل، چارچوبی نوین برای فهم این مفاهیم ارائه داده‌اند.

بخش یکم: ریشه‌یابی مفهوم وجود در فلسفه و عرفان

نوآوری در بررسی وجود

کاوش در مفهوم وجود، نیازمند نگاهی نو و تازه است که از تکرار کلیشه‌های فلسفی و عرفانی فاصله گیرد. استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، بر این باورند که بررسی وجود باید از ریشه‌های لغوی آغاز شود و به سوی فلسفه و عرفان گسترش یابد. این رویکرد، چونان کالبدشکافی دقیق یک موجود زنده، به کشف لایه‌های پنهان معنا می‌پردازد و از پیش‌داوری‌های رایج دوری می‌جوید.

درنگ: تحلیل وجود باید از ریشه‌های لغوی آغاز شود و با روشی عقلانی و مبتنی بر قرآن کریم و سنت، به تبیین مفهومی و مصداقی آن منجر گردد.

فقدان سند لفظی و مفهومی

لفظ «وجود» در فلسفه و عرفان به کرات به کار رفته، اما کمتر شاهد ارائه سندی روشن برای معنای آن هستیم. این فقدان، چونان غباری بر آینه حقیقت، مانع از فهم دقیق مفهوم وجود شده است. استاد تأکید دارند که بدون تحلیل دقیق لفظی و مفهومی، هرگونه بحث فلسفی ناقص خواهد بود.

سؤال بنیادین: معنای وجود چیست؟

سؤال از معنای وجود، چونان کلیدی است که درهای معرفت هستی‌شناختی را می‌گشاید. این معنا از منظر عرف، نقد، قرآن کریم، سنت و عقلاء چگونه تعریف می‌شود؟ استاد فرزانه، این پرسش را محور بحث قرار داده و بر لزوم تبیین دقیق آن تأکید دارند.

تحلیل مفاهیم واجب و واجب‌الوجود

مفاهیم «واجب» و «واجب‌الوجود»، چونان دو ستاره درخشان در آسمان الهیات، نیازمند تحلیل دقیق‌اند. این مفاهیم، که در فلسفه اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارند، باید از منظر لغوی و دلالی بررسی شوند تا معنای حقیقی آنها آشکار گردد.

ارتباط با اسماء الهی

در قلمرو اسماء الهی، هر لفظ چونان گوهری یکتا، حامل معنایی خاص است. استاد فرزانه، با نگاهی نقادانه، بر لزوم بررسی دقیق دلالت هر اسم تأکید دارند و از قالب‌ریزی‌های غیرمستند پرهیز می‌کنند.

نقد تعابیر پیش‌ساخته

آیا معانی «وجود»، «واجب» و «واجب‌الوجود» به درستی استخراج شده‌اند یا به‌صورت پیش‌داوری به لفظ تحمیل شده‌اند؟ این پرسش، چونان آتشی فروزان، هرگونه تعبیر غیرعلمی را می‌سوزاند و راه را برای تحقیقی روشمند هموار می‌سازد.

اهمیت فهم مفهوم پیش از مصداق

فهم مفهوم، چونان بنیانی استوار، پیش‌نیاز جستجوی مصداق است. بدون درک معنای دقیق «وجود» و «واجب»، سخن گفتن از مصادیق آنها چونان ساختن بنایی بر شنی روان است.

درنگ: تا مفهوم دقیق یک لفظ روشن نشود، جستجوی مصداق آن بی‌ثمر است. تحلیل لغوی، دروازه ورود به فهم فلسفی و عرفانی است.

روش تحلیل: از لغت به فلسفه

تحلیل وجود باید از ریشه‌های لغوی آغاز شود و چونان درختی تنومند، شاخه‌هایش به فلسفه و عرفان گسترش یابد. این روش، به کشف مفهوم و مصداق حقیقی وجود یاری می‌رساند.

کاربرد وجود برای خداوند متعال

آیا اطلاق «وجود» بر خداوند متعال جایز است؟ برخی، وجود را دارای معنای حدوثی دانسته و کاربرد آن را برای ذات الهی ناجایز شمرده‌اند. استاد فرزانه، این دیدگاه را به چالش کشیده و بر لزوم بررسی دقیق آن تأکید دارند.

نقد دیدگاه حدوثی بودن وجود

دیدگاه حدوثی بودن وجود، چونان سدی در برابر اطلاق آن بر خداوند متعال، نیازمند نقد است. این نقد، به تمایز میان معنای لغوی و فلسفی وجود راه می‌گشاید.

ظرفیت لفظ وجود

آیا لفظ «وجود» توان تحمل بار معنایی کل هستی را دارد؟ استاد فرزانه، با تمثیلی زیبا، این لفظ را به ظرفی تشبیه کرده‌اند که باید توانایی حمل معانی عمیق فلسفی و الهیاتی را داشته باشد.

نقل و تحلیل عبارات فلاسفه

نقل دقیق عبارات فلاسفه و عرفا، چونان آینه‌ای است که دیدگاه‌های گوناگون را بازمی‌تاباند. استاد، با تحلیل این عبارات، به روشن‌سازی معنای وجود و واجد پرداخته‌اند.

دیدگاه‌های متنوع درباره وجود

برخی وجود را اصیل، برخی مفهوم و برخی مصداق می‌دانند. این دیدگاه‌ها، اگرچه متنوع‌اند، اما از منظر ادبی و مفهومی کافی نیستند و نیازمند تحلیل عمیق‌ترند.

لزوم تحلیل لفظی و مفهومی

پیش از هر قضاوت فلسفی، باید وجود از منظر ادبی و لغوی کالبدشکافی شود تا معنای حقیقی آن آشکار گردد. این روش، چونان جراحی دقیقی است که حقیقت را از پرده‌های ابهام بیرون می‌آورد.

جمع‌بندی بخش یکم

این بخش، با کاوش در مفهوم وجود، به ضرورت تحلیل ریشه‌ای و روشمند آن تأکید کرد. فقدان سند لفظی و مفهومی، پرسش از معنای وجود و نقد دیدگاه‌های رایج، محورهای اصلی این بررسی بودند. استاد فرزانه، با روشی عقلانی و مبتنی بر قرآن کریم و سنت، راه را برای فهمی نوین از وجود هموار ساخته‌اند.

بخش دوم: الواجد در اسماء الهی و تحلیل روایات

اسماء الهی در روایات

روایات مربوط به اسماء الهی، چونان گنجینه‌هایی گران‌بها، نود و نه اسم برای خداوند متعال برشمرده‌اند. با این حال، این اسامی در روایات مختلف یکسان نیستند و تنوع آنها، چونان رنگین‌کمانی از معانی الهی، تأمل‌برانگیز است.

غیبت وجود در اسماء

در هیچ‌یک از روایات، لفظ «وجود»، «موجود»، «واجب» یا «واجب‌الوجود» به‌عنوان اسم الهی ذکر نشده است. این غیبت، چونان خلأیی در میان ستارگان، پرسش‌هایی عمیق در الهیات برمی‌انگیزد.

درنگ: غیبت «وجود» و «واجب‌الوجود» در روایات اسماء الهی، چالشی اساسی برای کاربرد این اصطلاحات در توصیف ذات الهی ایجاد می‌کند.

تحلیل روایات اسماء

تحلیل روایات نشان می‌دهد که برخی اسامی در یک روایت آمده و در دیگری غایب‌اند، اما مجموعاً نود و نه اسم‌اند. این تنوع، چونان شاخه‌های درختی واحد، به یک حقیقت الهی اشاره دارد.

اسم صدم و پرسش‌های آن

سؤال از اسم صدم، چونان معمایی در میان گنجینه اسماء، ذهن پژوهشگران را به خود مشغول داشته است. استاد فرزانه، این پرسش را به فرصتی برای کاوش عمیق‌تر در اسماء الحسنی تبدیل کرده‌اند.

تمرکز بر ریشه‌های وجد و وجب

بحث کنونی، چونان نوری متمرکز، بر ریشه‌های لغوی «وجد یجد» و «وجب یجب» می‌تابد تا معنای «واجد» و «واجب» استخراج شود.

الواجد در روایات

در روایت نقل‌شده از مصباح المتهجد (کفعمی)، «الواجد» به‌عنوان اسم هفتاد و دوم خداوند ذکر شده، اما «واجب» یا «واجب‌الوجود» در آن غایب است. این نکته، چونان کلیدی، قفل‌های جدیدی در فهم اسماء الهی می‌گشاید.

دیدگاه فخر رازی درباره الواجد

فخر رازی در «لوامع البینات» (ص ۳۰۷) می‌نویسد: «الواجد، هذا اللفظ غیر موجودٍ فی القرآن، لکنه مجمع علیه». او معتقد است که الواجد، هرچند در قرآن کریم نیامده، به اجماع اسم خداوند است.

نقد ادعای غیبت الواجد

استاد فرزانه، ادعای فخر رازی را نقد کرده و اشاره دارند که مشتقات «وجد» پنج بار در قرآن کریم به معنای واجد برای خداوند آمده است. این نقد، چونان آینه‌ای، خطای فخر رازی را بازمی‌تاباند.

اجماع بر الواجد

فخر رازی مدعی اجماع بر «الواجد» به‌عنوان اسم الهی است، اما استاد فرزانه پرسش می‌کنند: این اجماع چیست و مبنای آن کجاست؟ این سؤال، چونان بادبانی، کشتی تحقیق را به سوی حقیقت هدایت می‌کند.

معانی متعدد الواجد

فخر رازی معتقد است که الواجد معانی متعددی دارد («فی تفسیره وجوه»). این ادعا، چونان شاخه‌های پراکنده، به تنوع تفسیری اشاره دارد، اما استاد فرزانه آن را ناکافی می‌دانند.

نقد معانی متعدد

وجود معانی متعدد برای الواجد، نشانه نادانی از معنای اصلی است. هر لفظ باید یک معنای دلالی داشته باشد، و معانی متعدد تنها در لوازم و معانی مجازی جایز است.

درنگ: هر اسم الهی باید یک معنای دلالی مشخص داشته باشد؛ معانی متعدد، نشانه ضعف در فهم معنای اصلی است.

نفی ترادف در اسماء

اسماء الهی، چونان ستارگان آسمان، هر یک درخششی یگانه دارند. ترادف در معانی آنها، به درهم شدن هویتشان می‌انجامد و نادرست است.

معنای الواجد به روایت فخر رازی

فخر رازی، الواجد را به «الغنی» (بی‌نیاز) تفسیر کرده و معتقد است که «وجد اذا استغنی»، یعنی وقتی بی‌نیاز شد، گفته می‌شود وجد.

نقد معنای الغنی

استاد فرزانه، این تفسیر را رد کرده و تأکید دارند که الواجد به معنای الغنی نیست؛ غنا ممکن است لازمه الواجد باشد، اما معنای مطابق آن نیست.

مثال غنا و وجد

فخر رازی، غنا را نتیجه وجد می‌داند، اما استاد فرزانه این را لازمه وجد دانسته و نه معنای اصلی آن. این تمایز، چونان خط‌کشی دقیق، مرزهای معنا و لازمه را روشن می‌سازد.

معنای دوم فخر رازی: قدرت بر تنفیذ مرادات

فخر رازی، الواجد را به «قدرته علی تنفیذ المرادات» (توانایی خداوند بر تحقق مرادات) تفسیر کرده است.

نقد معنای تنفیذ مرادات

استاد فرزانه، این تفسیر را بی‌ربط به معنای دلالی الواجد دانسته و تأکید دارند که این تعریف، از ریشه لغوی واجد فاصله دارد.

ریشه لغوی واجد

ریشه «وجد، یجد، وجوداً» نشان می‌دهد که الواجد، اسم فاعل این فعل است. معنای مطابق آن باید از این ریشه استخراج شود، نه از لوازم آن.

تمثیل پول‌داری و لوازم آن

استاد فرزانه، با تمثیلی زیبا، الواجد را به پول‌داری تشبیه کرده‌اند که لوازم آن (انفاق، اسراف، ایثار) از معنای «داشتن» جداست. الواجد نیز از لوازمش (غنا، قدرت) متمایز است.

درنگ: معنای الواجد از لوازم آن (غنا، قدرت، ایثار) جداست؛ همان‌گونه که «داشتن» از «انفاق» یا «اسراف» متمایز است.

معنای سوم فخر رازی: مأخوذ از وجود

فخر رازی، الواجد را مأخوذ از «وجود» دانسته، زیرا وجود مصدر «وجد، یجد» است.

نقد معنای سوم

گرچه این تعریف به ریشه لغوی اشاره دارد، اما معنای دقیق الواجد را بیان نکرده و تنها به مصدر اکتفا کرده است.

معنای وجود به علم

فخر رازی، وجود را به «علم» تفسیر کرده و استدلال می‌کند که خداوند عالم است، پس وجود به معنای علم است.

نقد معنای علم

استاد فرزانه، این تفسیر را بی‌ربط و شگفت‌آور دانسته و تأکید دارند که وجود به معنای علم نیست و هر مفهوم باید در مرز خود باقی بماند.

مثال فقه و علم

فخر رازی، با استناد به «وجدت فلاناً فقیهاً» (دانستم که او فقیه است)، وجود را به علم ربط داده است. استاد فرزانه، این را لازمه وجود دانسته، نه معنای اصلی آن.

استناد به آیه نور: ۳۹

فخر رازی به آیه الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ [مطلب حذف شد] : «كسانى كه كافر شدند، كارهایشان مانند سرابی‌ است: تشنه‌كام آن را آب پندارد، تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد آن بیابد كه حسابش را تمام به او دهد، و خدا زود حساب‌كننده است») استناد کرده است.

نقد استناد به آیه نور

استاد فرزانه، این استناد را نادرست دانسته‌اند، زیرا در این آیه، فاعل «وجد» (واجد) تشنه (الظَّمْآن) است، نه خداوند. خداوند در اینجا مفعول است و الواجد نیست.

آیه مناسب‌تر: ضحی ۶-۸

استاد فرزانه، آیه أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ ۞ وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ۞ وَوَجَدَكَ [مطلب حذف شد] : «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را سرگشته نیافت و هدایت كرد؟ و تو را تنگدست نیافت و بی‌نیاز كرد؟») را مناسب‌تر دانسته‌اند، زیرا خداوند در این آیات فاعل (واجد) است.

درنگ: آیه ضحی (۶-۸) کاربرد صحیح «وجد» را برای خداوند نشان می‌دهد، در حالی که آیه نور (۳۹) به اشتباه برای اثبات الواجد به کار رفته است.

معنای حزین برای الواجد

فخر رازی، الواجد را به «حزین» (غم‌دار) تفسیر کرده، اما آن را برای خداوند محال دانسته است.

نقد معنای حزین

استاد فرزانه، این تفسیر را غیرمنطقی دانسته و پرسیده‌اند: اگر حزین محال است، چرا الواجد را به این معنا تفسیر می‌کنید؟

لازمه حزین در عقاب

فخر رازی، حزین را به «انزال العقاب عالکافرین» (فاجل عقوبت بر کافران) تفسیر کرده است.

نقد عقاب و حزن

استاد فرزانه، این تفسیر را تناقض‌آمیز دانسته و استدلال می‌کنند: اگر خداوند به دلیل حزن، کافران را عذاب می‌کند، چرا خود را حزین می‌سازد؟ این تفسیر، چونان بنایی سست، فرومی‌ریزد.

صبر در تحقیق علمی

استاد فرزانه، با تمثیلی از دانشمندان علوم طبیعی که سال‌ها بر موضوعی جزئی تحقیق می‌کنند، بر لزوم صبر در تحلیل مفاهیم فلسفی تأکید دارند. عالم، چونان باغبانی صبور، باید بذر حقیقت را با دقت بکارد.

نقد شتاب در تعریف

تعریف شتاب‌زده برای «وجود» یا «واجد»، چونان ساختن بنایی بر شنی روان، به جهل می‌انجامد. تحلیل دقیق، تنها راه رسیدن به حقیقت است.

جمع‌بندی بخش دوم

این بخش، با تمرکز بر الواجد در اسماء الهی، به تحلیل روایات و نقد دیدگاه‌های فخر رازی پرداخت. غیبت «وجود» و «واجب‌الوجود» در روایات، نقد معانی متعدد الواجد و تأکید بر معنای دلالی آن، از محورهای اصلی بود. آیات قرآن کریم، به‌ویژه آیه ضحی، به‌عنوان سندی معتبر برای کاربرد صحیح «وجد» معرفی شدند.

بخش سوم: واجب‌الوجود و نقد کتب فلسفی

سؤال از معنای مفاهیم

معنای دقیق «الوجود»، «الواجد» و «الموجود» چیست؟ این پرسش، چونان فانوسی در تاریکی، مسیر تحقیق را روشن می‌سازد.

نقد معانی‌سازی غیرمرجع

نباید مفاهیم را به یکدیگر تعمیم داد؛ هر لفظ، چونان گوهری یکتا، معنای خاص خود را دارد.

تحلیل ریشه‌های لغوی

ریشه‌های «وجد»، «وجود»، «واجد» و «وجدان» باید چونان کالبدی دقیق شکافته شوند تا معنای حقیقی آنها آشimar گردد.

تمثیل ضرب و مشتقات

استاد فرزانه، با تمثیلی از «ضرب، یضرب، ضارب، مضروب»، بر ضرورت تمایز معنایی مشتقات «وجد» تأکید دارند. هر مشتق، چونان شاخه‌ای از یک درخت، هویتی مستقل دارد.

نقد تعابیر درهم

تعریف الواجد به معانی غنی، حزین یا عالم، به درهم شدن اسماء الهی می‌انجامد و نادرست است.

استقلال معنایی اسماء

هر اسم الهی، چونان نغمه‌ای یکتا در سمفونی الهی، باید معنای خاص و لوازم ویژه خود را داشته باشد.

درنگ: اسماء الهی، هر یک دارای معنای خاص و آثار ویژه‌اند؛ تعمیم معانی آنها به یکدیگر، به مخدوش شدن هویتشان می‌انجامد.

دیدگاه فخر رازی درباره واجب

فخر رازی در «لوامع البینات» (ص ۳۵۶) واجب‌الوجود بذاته را «الحقیقة التي لا تكون قابلة للعدم بوجه من الوجوه» (حقیقتی که به هیچ وجه قابل نیستی نیست) تعریف کرده است.

نقد تعریف ترکیبی واجب‌الوجود

استاد فرزانه، این تعریف را به دلیل پیچیدگی ترکیبی نقد کرده و بر لزوم تحلیل جداگانه «واجب» و «وجوب» تأکید دارند.

معنای لذاته

اصطلاح «لذاته» در واجب‌الوجود بذاته، چونان معمایی پیچیده، نیازمند تبیین دقیق است.

نقد فقدان تحلیل علمی

کتب فلسفی، چونان باغ‌هایی بی‌نظم، پر از تعاریف غیرمستندند. عالمان، بدون تحلیل دقیق، هرچه خواسته‌اند گفته‌اند.

تمثیل پزشکی و علم

استاد فرزانه، با تمثیلی از پزشکی، علم را چیزی می‌دانند که جهل خود را نشان دهد. تعریف بدون اثبات، چونان نسخه‌ای بی‌اثر، به جهل می‌انجامد.

نقد علم غیرمستند

مفاهیم فلسفی، چونان بناهایی استوار، باید با سند عقل، شرع یا برهان پشتیبانی شوند.

نقد کلی‌گویی در فلسفه

مفاهیمی چون «عرش»، «کرسی» یا «واجب‌الوجود بذاته»، بدون تعریف دقیق، غیرعلمی‌اند و باید کنار گذاشته شوند.

تمثیل درس خارج

استاد فرزانه، با تمثیلی از استادی که بدون تسلط درس خارج می‌دهد، بر غیرعلمی بودن تعاریف فلسفی تأکید دارند.

نقد روش‌های کلامی

سطح کلام در فلسفه، چونان زمینی ناهموار، نیازمند ارتقاء است. عالمان، بدون نقد و بررسی، نظرات شخصی را تحمیل کرده‌اند.

تحلیل کالبدشکافی مفهومی

لفظ «وجود» و «واجب»، چونان کالبدی زنده، باید شکافته شوند تا معنای حقیقی آنها آشکار گردد.

درنگ: تحلیل مفهوم وجود، نیازمند کالبدشکافی دقیق لغوی و دلالی است، نه تعاریف کلی و غیرمستند.

مشکلات کتب فلسفی

کتب فلسفی چون «اسفار»، «منظومه» و «شفا»، معانی را بدون تحلیل دلالی به لفظ قالب زده‌اند.

تحلیل ریشه‌های وجد و وجب

حروف «و»، «ج»، «د» (وجد) و «و»، «ج»، «ب» (وجب) باید جداگانه تحلیل شوند تا معنای دقیق آنها استخراج گردد.

نقد تحلیل‌های ناامیدکننده

برخی تحلیل‌های لغوی ممکن است بی‌نتیجه باشند، اما این عیب نیست؛ حقیقت‌جویی، حتی در صورت عدم نتیجه، ارزشمند است.

نتیجه تحلیل وجود

اگر تحلیل نشان دهد که «وجود» برای خداوند جایز نیست، باید پذیرفته شود. هدف، حقیقت است، نه سرهم‌بندی مفاهیم.

سخت‌گیری در تحلیل مفهوم

تحلیل معنای «وجود» و «واجب»، چونان تراشیدن گوهری گران‌بها، نیازمند دقت و سخت‌گیری است.

نقد کاربرد وجود برای خداوند

اگر وجود معنای حدوثی داشته باشد، نباید به‌زور برای خداوند به کار رود. حقیقت، چونان آفتابی بی‌غبار، باید خود را نشان دهد.

جمع‌بندی بخش سوم

این بخش، با تمرکز بر واجب‌الوجود و نقد کتب فلسفی، به ضرورت تحلیل علمی و مستند تأکید کرد. نقد تعاریف فخر رازی، مشکلات کتب فلسفی و لزوم کالبدشکافی مفهومی، از محورهای اصلی بود.

نتیجه‌گیری نهایی

کاوش در مفهوم «وجود»، «واجد»، «واجب» و «واجب‌الوجود»، چونان سفری در اعماق اقیانوس معرفت، چالش‌ها و زیبایی‌های فراوانی را آشکار ساخت. استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، با نگاهی نقادانه و روشمند، به ریشه‌یابی این مفاهیم پرداختند و بر لزوم تحلیل لغوی، دلالی و فلسفی تأکید کردند. فقدان سند لفظی برای «وجود» در روایات اسماء الهی، نقد تعابیر فخر رازی و مشکلات کتب فلسفی، از نکات برجسته این بررسی بود. آیات قرآن کریم، به‌ویژه آیه ضحی (۶-۸)، به‌عنوان سندی معتبر برای کاربرد «وجد» معرفی شدند، در حالی که استناد به آیه نور (۳۹) نادرست دانسته شد.

این نوشتار، با تکیه بر روش علمی، تحلیل کالبدشکافانه و تمثیلات ادبی، تلاش کرد تا مفاهیم را در قالبی دانشگاهی و جذاب ارائه دهد. هر اسم الهی، چونان گوهری یکتا، باید معنای خاص خود را داشته باشد، و تعاریف غیرمستند، چونان بناهایی سست، فرومی‌ریزند. این کتاب، دعوتی است به سوی حقیقت‌جویی صبورانه و روشمند، تا فلسفه و الهیات اسلامی از کلی‌گویی به سوی معرفتی روشن و مستدل حرکت کند.

با نظارت صادق خادمی