متن درس
اصالت وجود و اشتراک حقیقت
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۹۶)
دیباچه
بحث اصالت وجود و اشتراک حقیقت، از مسائل محوری فلسفه اسلامی است که در این نوشتار، بر پایه درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره، با رویکردی علمی و نظاممند کاوش میشود. این موضوع، با تمرکز بر اصالت وجود بهعنوان مبنای هستیشناسی صدرایی و تحلیل اشتراک و وحدت وجود، به بررسی رابطه میان وجود، ماهیت، و تباین میپردازد. متن حاضر، با نگاهی عمیق به تمایز میان وجود اصیل و ماهیت اعتباری، و با نقد چیدمانهای فلسفی حاجی سبزواری و شهید مطهری، وجود را بهعنوان حقیقتی واحد و مشترک معرفی میکند.
بخش نخست: مبانی اصالت وجود
تثبیت اصالت وجود
اصالت وجود، بهعنوان مبنای فلسفه متعالیه، حقیقتی است که وجود را تنها امر اصیل و ماهیت را اعتباری میداند. این دیدگاه، با نفی امکان اصالت دو امر همزمان، وجود را بهعنوان حقیقت بنیادین معرفی کرده و ماهیت را به مفهومی ذهنی و وابسته تقلیل میدهد.
تمثیلی در این زمینه، وجود را به چشمهای زلال تشبیه میکند که حیات همه موجودات از آن سرچشمه میگیرد، در حالی که ماهیت، مانند ظرفی است که آب وجود را در خود جای میدهد، اما خود فاقد حقیقت مستقل است.
درنگ: وجود، تنها حقیقت اصیل است و ماهیت، بهعنوان مفهومی ذهنی، فاقد اصالت و استقلال است.
پیامدهای اصالت ماهیت
اگر ماهیت اصیل پنداشته شود، به تباین، تخالف، و تعدد میان موجودات منجر میشود. این دیدگاه، به کثرت ذاتی میانجامد که با وحدت و اشتراک وجود در تضاد است. تباین در ماهیت، هر موجود را بهعنوان حقیقتی مستقل تعریف میکند، که این امر با توحید و یگانگی هستی ناسازگار است.
برای مثال، اگر ماهیت انسان و سنگ اصیل باشند، هر یک حقیقتی جداگانه خواهند داشت، مانند دو جزیره دورافتاده که هیچ پیوندی با یکدیگر ندارند.
درنگ: اصالت ماهیت، به تباین و کثرت ذاتی منجر میشود که با وحدت و اشتراک وجود ناسازگار است.
پیامدهای اصالت وجود
اصالت وجود، به وحدت، اشتراک، و یکتایی در میان موجودات میانجامد. این دیدگاه، وجود را حقیقتی واحد میداند که تمامی موجودات، از زید و عمر گرفته تا آسمان و زمین، در آن اشتراک دارند. این اشتراک، نه تنها کثرت ذاتی را نفی میکند، بلکه زمینهساز وحدت وجودی است.
تمثیلی در این باره، وجود را به نوری یگانه تشبیه میکند که در آینههای گوناگون به اشکال مختلف بازتاب مییابد، اما سرچشمه همه بازتابها یک نور واحد است.
درنگ: اصالت وجود، به وحدت و اشتراک میان موجودات منجر میشود و کثرت ذاتی را نفی میکند.
جمعبندی بخش نخست
بخش نخست، با تبیین اصالت وجود بهعنوان مبنای فلسفه صدرایی، نشان داد که وجود، حقیقتی اصیل و واحد است، در حالی که ماهیت، مفهومی اعتباری و فاقد استقلال است. پیامدهای اصالت ماهیت (تباین و تعدد) و اصالت وجود (وحدت و اشتراک) این تمایز را برجسته کرد.
بخش دوم: چیدمان مباحث وجودشناسی
چیدمان حاجی سبزواری
مرحوم حاجی سبزواری، پس از بحث اصالت وجود، به ترتیب به مباحث اشتراک وجود، زیادت وجود بر ماهیت، غیبت حق، وحدت وجود، و وجود ذهنی میپردازد. این چیدمان، به روشنی پیوستگی منطقی مباحث وجودشناسی را نشان میدهد، اما در برخی موارد، مانند قرار دادن زیادت پس از اصالت، مورد نقد قرار گرفته است.
این چیدمان، مانند نقشهای منظم است که مسیر کاوش در وجود را از اصالت به وحدت هدایت میکند، اما برخی گامها نیازمند بازنگری هستند.
چیدمان شهید مطهری
شهید مطهری، برخلاف حاجی، اشتراک وجود و زیادت ماهیت بر وجود را پیش از اصالت وجود مطرح کرده است. این رویکرد، اشتراک وجود را بهصورت مفهومی (لفظی یا معنوی) تحلیل کرده و وحدت را متفرع بر اصالت وجود میداند.
این چیدمان، مانند تلاشی برای ترسیم منظرهای پیش از شناخت سرچشمه آن است، که به دلیل تقدم مفهومی بر اصالت، از دقت لازم برخوردار نیست.
نقد چیدمانهای موجود
چیدمان شهید مطهری به دلیل قرار دادن اشتراک وجود پیش از اصالت، مورد نقد قرار گرفته است، زیرا اشتراک، بهعنوان نتیجه منطقی اصالت وجود، باید پس از آن بحث شود. همچنین، چیدمان حاجی سبزواری در قرار دادن زیادت وجود بر ماهیت پس از اصالت، نادرست تلقی میشود، زیرا زیادت، مبحثی مستقل و مقدم بر اصالت است که به تمایز وجود و ماهیت میپردازد.
این نقد، مانند اصلاح مسیری است که اگر نادرست پیموده شود، به مقصدی ناصواب میرسد.
درنگ: اشتراک وجود و زیادت وجود بر ماهیت، باید به ترتیب منطقی و پس از تمایز وجود و ماهیت بحث شوند، نه پیش از اصالت وجود.
چیدمان پیشنهادی
چیدمان پیشنهادی شامل مراحل زیر است: ابتدا تمایز وجود و ماهیت، سپس اصالت وجود، اشتراک وجود، و در نهایت وحدت وجود. این ترتیب، به روشنی رابطه منطقی میان مباحث را نشان میدهد و از خلط مباحث جلوگیری میکند. غیبت حق، بهعنوان مبحثی الهیاتی، در وجودشناسی عام جای ندارد و به الهیات خاصه تعلق دارد.
این چیدمان، مانند ساختمانی است که ابتدا پایههای آن (تمایز وجود و ماهیت) استوار شده، سپس دیوارهای آن (اصالت و اشتراک) برپا میگردد، و در نهایت با سقف وحدت کامل میشود.
درنگ: چیدمان پیشنهادی، با ترتیب تمایز وجود و ماهیت، اصالت وجود، اشتراک وجود، و وحدت وجود، به انسجام منطقی مباحث وجودشناسی میانجامد.
جمعبندی بخش دوم
بخش دوم، با بررسی چیدمانهای حاجی سبزواری و شهید مطهری، نشان داد که ترتیب منطقی مباحث وجودشناسی، از تمایز وجود و ماهیت آغاز شده و به وحدت وجود ختم میشود. نقد چیدمانهای موجود و ارائه چیدمان پیشنهادی، به روشنی ضرورت انسجام منطقی را برجسته کرد.
بخش سوم: اشتراک و وحدت وجود
اشتراک وجود و رابطه آن با وحدت
اشتراک وجود، بهعنوان نتیجه منطقی اصالت وجود، بیانگر آن است که وجود، حقیقتی واحد است که در تمامی موجودات، از زید و عمر تا آسمان و زمین، مشترک است. این اشتراک، نه لفظی، بلکه معنوی است و حکایت از حقیقت واحد وجود دارد. وحدت وجود، برخلاف اشتراک، بهصورت مصداقی به یگانگی حقیقت وجود پرداخته و از مفهومسازی لفظی پرهیز میکند.
تمثیلی در این زمینه، اشتراک وجود را به رودی تشبیه میکند که در مسیرهای گوناگون جاری است، اما سرچشمه آن یگانه است، و وحدت وجود، به خود آن سرچشمه اشاره دارد.
درنگ: اشتراک وجود، به حقیقت واحد وجود در موجودات اشاره دارد، در حالی که وحدت وجود، به یگانگی مصداقی آن تأکید میکند.
نقد اشتراک مفهومی
اشتراک وجود، برخلاف دیدگاه برخی، بحثی صرفاً مفهومی (لفظی یا معنوی) نیست، بلکه به حقیقت وجود مربوط است. تقلیل اشتراک به تحلیل ادبی، مانند خلط فلسفه با ادبیات است و از دقت فلسفی میکاهد. اشتراک معنوی، با استدلال لفظی، به حقیقت واحد وجود اشاره دارد.
این نقد، مانند جداسازی گندم از کاه است که حقیقت فلسفی را از تحلیلهای غیرفلسفی پالایش میکند.
تمایز اشتراک و وحدت
در وحدت وجود، بحث مصداقی است و مفهوم دخیل نیست، اما در اشتراک وجود، از لفظ بهعنوان مقدمهای برای اثبات اشتراک حقیقی استفاده میشود. این تمایز، به تفاوت روششناختی میان دو مبحث اشاره دارد: وحدت، به حقیقت وجود میپردازد، در حالی که اشتراک، با بهرهگیری از مفهوم، به اثبات این حقیقت میرسد.
این تمایز، مانند دو راهی است که یکی به قله حقیقت میرسد و دیگری با ابزار مفهوم، همان مقصد را نشانه میگیرد.
درنگ: وحدت وجود، به حقیقت مصداقی وجود میپردازد، در حالی که اشتراک وجود، با استفاده از لفظ، به اثبات همان حقیقت میرسد.
جمعبندی بخش سوم
بخش سوم، با تبیین اشتراک و وحدت وجود، نشان داد که هر دو مبحث، به حقیقت واحد وجود اشاره دارند، اما با روشهای متفاوت. اشتراک، با استدلال لفظی، و وحدت، با رویکرد مصداقی، به یگانگی وجود میرسند. نقد اشتراک مفهومی، بر اهمیت تحلیل حقیقی تأکید کرد.
بخش چهارم: تحلیل منطقی اشتراک وجود
چهار دیدگاه در اشتراک وجود
در تحلیل اشتراک وجود، چهار دیدگاه مطرح شده است: تباین وجودات، اشتراک لفظی، اشتراک معنوی، و تعطیلی (دیدگاه اشعری). تباین وجودات، به تعدد و جدایی وجودات میانجامد؛ اشتراک لفظی، مانند لفظ «عین»، به معانی مختلف با قرینه اشاره دارد؛ اشتراک معنوی، مانند مفهوم «انسان» یا «موجود»، به مفهوم واحد صادق بر مصادیق متعدد دلالت میکند؛ و تعطیلی، وجود یا عدم وجود را مبهم میگذارد.
این دیدگاهها، مانند چهار مسیر در برابر کاوشگر فلسفه قرار دارند که تنها یکی به حقیقت میرسد.
نقد تباین و تعطیلی
تباین وجودات، به دلیل عدم امکان اثبات تعدد و تناقض با واقعیت وجود، رد میشود. اگر وجودات متباین باشند، یکی باید لاوجود تلقی شود، که این امر عالم را نفی میکند. دیدگاه تعطیلی نیز به تناقض میانجامد، زیرا یا وجود است یا لاوجود، و ابهام در این زمینه غیرمنطقی است.
این نقد، مانند نوری است که تاریکی دیدگاههای ناسازگار را روشن میکند.
درنگ: تباین وجودات و تعطیلی، به دلیل تناقض با واقعیت و منطق، مردود هستند.
اشتراک معنوی و قاعده منطقی
اشتراک معنوی، دیدگاه صحیح در تحلیل وجود است، زیرا مفهوم واحد وجود، حکایت از محکی مشترک (حقیقت وجود) دارد. قاعده منطقی «مفهوم واحد از متباینات من حیث متباینات انتزاع نمیشود»، این دیدگاه را تأیید میکند. برای مثال، انسان و سنگ در ماهیت متبایناند، اما در شیء بودن یا وجود، مشترکاند.
تمثیلی در این باره، انسان و سنگ را به دو شاخه متفاوت از یک درخت تشبیه میکند که ریشهای مشترک دارند.
درنگ: اشتراک معنوی وجود، با قاعده منطقی عدم انتزاع مفهوم واحد از متباینات، تأیید میشود.
مثالهای منطقی
مثالهایی مانند انسان و سنگ، کم و کیف، و بقر و زید، نشان میدهند که اشتراک در وجود یا ویژگیهای مشترک (مانند شیء بودن یا حیوان بودن) از جهت وحدت است، نه تباین. همچنین، شر و خیر، هرچند در ماهیت متبایناند، در وجود مشترکاند. این مثالها، قاعده منطقی را تقویت میکنند.
این مثالها، مانند آیینههایی هستند که حقیقت اشتراک وجود را بازتاب میدهند.
جمعبندی بخش چهارم
بخش چهارم، با تحلیل چهار دیدگاه در اشتراک وجود، نشان داد که اشتراک معنوی، دیدگاه صحیح و منطقی است. نقد تباین و تعطیلی، و استدلال با قاعده منطقی و مثالهای تمثیلی، برتری اشتراک معنوی را تأیید کرد.
بخش پنجم: تمایز وجود و ماهیت
زیادت وجود بر ماهیت
زیادت وجود بر ماهیت، به تمایز وجود و ماهیت میپردازد و باید پیش از اصالت وجود بحث شود، زیرا این مبحث، مستقل از اصالت بوده و به چیستی رابطه وجود و ماهیت میپردازد. آیا وجود و ماهیت یکیاند یا دو چیز؟ این پرسش، مقدمهای برای بحث اصالت است.
این تمایز، مانند جداسازی جوهره از قالب است که پیش از شناخت اصالت جوهره، ضروری است.
درنگ: زیادت وجود بر ماهیت، به تمایز وجود و ماهیت پرداخته و باید پیش از اصالت وجود بحث شود.
تباین ماهوی و اشتراک وجودی
انسان و سنگ، در ماهیت متبایناند، اما در وجود مشترکاند. این تمایز، نشاندهنده آن است که تباین در سطح مفاهیم ماهوی است، اما حقیقت وجود، یگانه و مشترک است. مفهوم انسان و سنگ، مانند دو نقاشی متفاوتاند، اما بوم وجود آنها یکی است.
روابط منطقی
روابط منطقی مانند تباین کلی (انسان و سنگ)، انطباق کلی (حیوان و منفس)، انطباق جزئی (عام و خاص)، و تناقض (انسان و لانسان)، به تبیین اشتراک و تباین کمک میکنند. این روابط، چارچوبی برای تحلیل تمایز وجود و ماهیت فراهم میآورند.
این روابط، مانند خطکشهایی هستند که مرزهای مفاهیم و حقایق را مشخص میکنند.
درنگ: تباین ماهوی میان انسان و سنگ، با اشتراک وجودی آنها سازگار است و روابط منطقی، این تمایز را روشن میکنند.
جمعبندی بخش پنجم
بخش پنجم، با بررسی زیادت وجود بر ماهیت و تمایز وجود و ماهیت، نشان داد که این مبحث، مقدمهای ضروری برای اصالت وجود است. تباین ماهوی و اشتراک وجودی، با روابط منطقی، چارچوبی منسجم برای تحلیل وجود فراهم آورد.
نتیجهگیری کل
این نوشتار، با کاوش دقیق در اصالت وجود و اشتراک حقیقت، یکی از مسائل بنیادین فلسفه اسلامی را بررسی کرد. وجود، بهعنوان حقیقتی واحد و اصیل، مبنای وحدت و اشتراک میان موجودات است، در حالی که ماهیت، مفهومی اعتباری و فاقد استقلال است. نقد چیدمانهای حاجی سبزواری و شهید مطهری، و ارائه چیدمان پیشنهادی (تمایز وجود و ماهیت، اصالت وجود، اشتراک وجود، وحدت وجود)، به انسجام منطقی مباحث کمک کرد. اشتراک معنوی وجود، با استدلالهای منطقی و تمثیلات، بهعنوان دیدگاه صحیح تأیید شد، در حالی که تباین و تعطیلی به دلیل تناقض رد شدند. این اثر، با تأکید بر وحدت وجودی، فلسفه را به انسجام هستیشناختی هدایت کرده و هرگونه کثرت ذاتی را نفی مینماید.
با نظارت صادق خادمی