در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 812

متن درس





حرکت وجودمحور در حکمت متعالیه: بازخوانی انتقادی آرای ملاصدرا

حرکت وجودمحور در حکمت متعالیه: بازخوانی انتقادی آرای ملاصدرا

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۸۱۲)

دیباچه

حکمت متعالیه، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظام‌های فلسفی در تاریخ تفکر اسلامی، با محوریت وجود و حرکت، بنیان‌های معرفتی عمیقی را برای فهم هستی ارائه کرده است. در این میان، حرکت به‌مثابه یکی از ارکان بنیادین این نظام، موضوع تأملات عمیق فیلسوفان، به‌ویژه صدرالمتألهین شیرازی، بوده است. درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره، با رویکردی انتقادی و وجودمحور، به بازخوانی و نقد آرای ملاصدرا در باب حرکت پرداخته و با نفی پیش‌فرض‌های ماهیت‌محور، افق جدیدی را در تحلیل فلسفی حرکت گشوده است. متن پیش‌رو، حرکت را نه به‌عنوان عارضی بر ماهیت، بلکه به‌مثابه صفتی ذاتی و فراگیر در تمامی مراتب هستی، از ماده تا ذات الهی، تبیین می‌کند.

بخش نخست: نقد ماهیت‌محوری در تحلیل حرکت

نقد تقسیم‌بندی ظرف ثابت و غیرثابت

در حکمت متعالیه، ملاصدرا موجودات را به دو ظرف ثابت (ماهیت) و غیرثابت (وجود متجدد) تقسیم می‌کند. این تقسیم‌بندی، که ریشه در سنت ارسطویی و سینوی دارد، ماهیت را به‌عنوان بستری ساکن برای تغییرات وجودی فرض می‌گیرد. استاد فرزانه قدس‌سره، با رویکردی وجودمحور، این پیش‌فرض را به چالش کشیده و ماهیت را به‌مثابه مفهومی انتزاعی و فاقد تحقق خارجی نفی می‌کنند. در این دیدگاه، حرکت نه در بستری ثابت، بلکه در متن وجود متجدد تحقق می‌یابد. این رویکرد، فلسفه را از قید مقوله‌محوری رها ساخته و به سوی هستی‌شناسی وجودمحور سوق می‌دهد.

درنگ: نفی ماهیت به‌عنوان ظرف ثابت، حرکت را به صفتی ذاتی در وجود تبدیل می‌کند و هرگونه دوگانگی میان ماهیت و وجود را منتفی می‌سازد.

نفی ماهیت در تعریف نوع و حرکت

در فلسفه سنتی، نوع، مانند انسان به‌عنوان حیوان ناطق، با ماهیت هم‌سان انگاشته می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره، با نفی ماهیت، نوع را صرفاً مفهومی منطقی و فاقد تحقق خارجی می‌دانند. از این‌رو، نوع نمی‌تواند بستری برای حرکت باشد. حرکت، در این دیدگاه، تنها در وجود خارجی و متجدد تعریف می‌شود. این نگرش، تحلیل نوع را از چارچوب ماهیت‌محور به وجودمحور منتقل کرده و حرکت را به‌عنوان جلوه‌ای از وجود متجدد معرفی می‌کند.

ناسازگاری ماهیت‌محوری ملاصدرا با وجودمحوری

ملاصدرا، حتی در فصل نوزدهم اسفار اربعه، که آرای خاص خود را در باب حرکت مطرح می‌کند، همچنان به ماهیت‌محوری وابسته است. استاد فرزانه قدس‌سره، این وابستگی را با وجودمحوری ناسازگار می‌دانند و تأکید می‌کنند که حرکت، به‌عنوان صفتی وجودی، نیازی به بستر ماهیت ندارد. این نقد، حرکت را از قید مفاهیم انتزاعی آزاد کرده و آن را در متن وجود متجدد قرار می‌دهد.

نقد حرکت به‌عنوان عارض تحلیلی

ملاصدرا در اسفار (جلد نوزدهم، صفحه ۶۱) حرکت را عارضی تحلیلی برای وجود فاعل نزدیک می‌داند. استاد فرزانه قدس‌سره، با نفی ماهیت، حرکت عارضی را رد کرده و آن را ذاتی وجود می‌شمارند. حرکت، در این دیدگاه، نه عارض بر شئ، بلکه در ذات وجود جاری است. این رویکرد، حرکت را از مقولات عرضی یا جوهری به صفتی وجودی تبدیل می‌کند.

درنگ: حرکت، به‌مثابه صفتی ذاتی در وجود، از هرگونه عارض بودن آزاد است و در متن هستی جاری می‌گردد.

نقد ضرورت ماهیت ثابت برای حرکت

ملاصدرا حرکت را مستلزم ماهیت ثابت (ثابت الماهیه) و وجود متجدد (متجدد الوجود) می‌داند. استاد فرزانه قدس‌سره، این پیش‌فرض را به دلیل نفی ماهیت و تأکید بر حرکت ذاتی وجود نادرست می‌شمارند. در این دیدگاه، ثابت نه به معنای سکون، بلکه به معنای نظم وجودی تفسیر می‌شود. حرکت، در این معنا، در ذات وجود ریشه دارد و نیازی به بستری ساکن ندارد.

جمع‌بندی بخش نخست

این بخش، با نقد پیش‌فرض‌های ماهیت‌محور در تحلیل حرکت نزد ملاصدرا، به تبیین دیدگاهی وجودمحور پرداخت. نفی ماهیت به‌عنوان ظرف ثابت، نفی نوع به‌عنوان مفهومی منطقی، و تأکید بر حرکت به‌عنوان صفتی ذاتی در وجود، بنیان‌های این دیدگاه را تشکیل می‌دهند. این رویکرد، با رهایی فلسفه از قید مقوله‌محوری، حرکت را در متن هستی متجدد بازتعریف می‌کند و افقی نوین در حکمت متعالیه می‌گشاید.

بخش دوم: بازتعریف حرکت در چارچوب وجودمحوری

نقد تشبیه حرکت به دوچرخه

ملاصدرا حرکت را به چرخش توق دوچرخه حول میل توپی ثابت تشبیه می‌کند. استاد فرزانه قدس‌سره، این تشبیه را نادرست دانسته و تأکید می‌کنند که همه اجزای دوچرخه، از میل توپی تا توق و پره، در حرکت‌اند. این دیدگاه، هرگونه بستر ثابت را نفی کرده و حرکت را صفتی ذاتی در همه اجزای هستی می‌داند. مانند رودی که در جریان خویش همه اجزایش را به حرکت وامی‌دارد، هستی نیز در تمامی مراتب خود متحرک است.

درنگ: هیچ جزء ثابتی در هستی وجود ندارد؛ همه اجزا، در نظمی هماهنگ، در حرکت‌اند و ثبات، نتیجه این هماهنگی است.

حرکت ذاتی در وجود شئ

برخلاف دیدگاه ملاصدرا که حرکت را عارضی می‌داند، استاد فرزانه قدس‌سره حرکت را ذاتی وجود شئ، مانند شاسی دوچرخه، می‌شمارند. وجود شئ، به‌مثابه جریانی سیال، حامل حرکت است و نیازی به بستری ثابت ندارد. این دیدگاه، حرکت را از چارچوب عارضی به ذاتی منتقل کرده و آن را صفتی وجودی معرفی می‌کند.

نفی سکون در ثابت و متحرک

استاد فرزانه قدس‌سره، ثابت را نه به معنای ساکن، بلکه به معنای نظم وجودی تفسیر می‌کنند. در این دیدگاه، حتی ثابت نیز متحرک است و سکون به‌کلی در هستی منتفی است. مانند آسمانی که ستارگانش در نظمی شگرف در حرکت‌اند، همه مراتب هستی نیز در جریانی بی‌وقفه جاری‌اند.

تشبیه حرکت به هواپیماهای سوخت‌گیری

استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلی بدیع، حرکت را به هواپیماهایی تشبیه می‌کنند که در آسمان سوخت‌گیری می‌کنند. این هواپیماها، به ظاهر ساکن‌اند، اما در واقع در نظمی دقیق در حرکت‌اند. این تمثیل، ادراک ظاهری سکون را در برابر حرکت ذاتی هستی به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که ثبات، نتیجه نظم در حرکت است.

نظم دقیق به‌عنوان ثبات

ثبات، در دیدگاه استاد فرزانه قدس‌سره، نه به معنای سکون، بلکه نتیجه نظم دقیق در حرکت است. مانند رقص هماهنگ امواج دریا، هستی در نظمی شگفت‌انگیز در حرکت است و این نظم، ثبات ظاهری را پدید می‌آورد. این تفسیر، ثبات را به هماهنگی در حرکت نسبت می‌دهد.

درنگ: ثبات، جلوه‌ای از نظم در حرکت است، نه فقدان حرکت؛ همه هستی در جریانی هماهنگ و سیال قرار دارد.

نقد تصور سکون در ستارگان

ستارگان، به دلیل سرعت و نظم بالای حرکتشان، به ظاهر ساکن به نظر می‌رسند. استاد فرزانه قدس‌سره، این تصور را نادرست دانسته و تأکید می‌کنند که حرکت، صفتی ذاتی در همه موجودات، حتی ستارگان، است. این نقد، بر محدودیت ادراک انسانی و سیالیت ذاتی هستی تأکید دارد.

جمع‌بندی بخش دوم

این بخش، با بازتعریف حرکت در چارچوب وجودمحوری، هرگونه بستر ثابت را نفی کرده و حرکت را صفتی ذاتی در همه مراتب هستی دانست. تمثیلاتی مانند دوچرخه و هواپیماهای سوخت‌گیری، با بیانی شاعرانه و علمی، سیالیت و نظم ذاتی هستی را به تصویر کشیدند. این دیدگاه، با رهایی از پیش‌فرض‌های ماهیت‌محور، حرکت را به‌عنوان جریانی فراگیر در وجود متجدد معرفی می‌کند.

بخش سوم: حرکت جوهری و سیالیت هستی

نقد حرکت عرضی در فلسفه ملاصدرا

ملاصدرا حرکت را به‌عنوان عارضی بر ماهیت ثابت تعریف می‌کند که نتیجه آن رشد عرضی است. استاد فرزانه قدس‌سره، با نفی ماهیت، این دیدگاه را رد کرده و حرکت را ذاتی وجود می‌دانند. حرکت عرضی، در این دیدگاه، تنها جلوه‌ای از حرکت ذاتی است که در همه مراتب هستی جاری است.

حرکت جوهری و امكان فقری

ملاصدرا با طرح حرکت جوهری و امکان فقری، گامی به سوی وجودمحوری برمی‌دارد، اما همچنان به ماهیت ثابت وابسته است. استاد فرزانه قدس‌سره، این وابستگی را ناسازگار با حرکت جوهری دانسته و حرکت را صرفاً در وجود، بدون نیاز به ماهیت، تعریف می‌کنند. حرکت جوهری، در این دیدگاه، تغییر در ذات وجود است، نه ماهیت.

حرکت در ذات شئ

استاد فرزانه قدس‌سره، حرکت جوهری را مستلزم پذیرش حرکت در ذات شئ، نه ماهیت، می‌دانند. ماهیت، به‌عنوان مفهومی انتزاعی، نمی‌تواند موضوع حرکت باشد. ذات شئ، به‌مثابه وجود متحرک، حامل حرکت است و مانند جریانی که در بستر خویش جاری است، حرکت را در خود جای داده است.

درنگ: حرکت جوهری، در ذات وجود شئ تحقق می‌یابد و ماهیت، به‌عنوان مفهومی انتزاعی، از حمل حرکت ناتوان است.

حرکت در هستی، نه ماده

برخلاف ملاصدرا که حرکت را به ماده محدود می‌کند، استاد فرزانه قدس‌سره حرکت را در کل هستی، از ماده تا مجردات و ذات الهی، ممکن می‌دانند. مانند نوری که در همه مراتب هستی ساری است، حرکت نیز صفتی فراگیر در وجود است که در هر مرتبه به شکلی خاص ظهور می‌یابد.

ذات زنده و متحرک

هر ذات زنده‌ای، به‌طور ذاتی متحرک است. استاد فرزانه قدس‌سره، حرکت را صفتی ذاتی برای موجودات زنده دانسته و سکون را در هستی نفی می‌کنند. مانند قلبی که با تپش خویش حیات را جاری می‌سازد، هر موجود زنده در جریانی بی‌وقفه از حرکت قرار دارد.

تفاوت حرکت در مراتب وجود

حرکت در ماده، مجردات، خداوند، و خلق متفاوت است. استاد فرزانه قدس‌سره، حرکت را به‌عنوان صفتی متنوع در مراتب وجود تعریف می‌کنند. حرکت در ماده، به‌صورت تغییر مکانی یا جوهری، در مجردات به‌صورت تجلی باطنی، و در خداوند به‌صورت فعلیت محض ظهور می‌یابد. مانند رودی که در هر بستر به شکلی متفاوت جاری است، حرکت نیز در هر مرتبه وجودی جلوه‌ای خاص دارد.

جمع‌بندی بخش سوم

این بخش، با تأکید بر حرکت جوهری و سیالیت هستی، حرکت را از قید ماده آزاد کرده و آن را صفتی فراگیر در همه مراتب وجود دانست. نفی ماهیت و تأکید بر ذات وجود به‌عنوان بستر حرکت، همراه با تمثیلاتی مانند جریان رود و تپش قلب، این دیدگاه را به‌گونه‌ای روشن و عمیق تبیین کرد. این رویکرد، حرکت را به‌عنوان جلوه‌ای از حیات و وجود متجدد معرفی می‌کند.

بخش چهارم: ثبات و بی‌قراری در هستی

نفی سکون و مردگی در هستی

استاد فرزانه قدس‌سره، هیچ موجودی را در هستی ساکن یا مرده نمی‌دانند. حرکت، صفتی ذاتی همه موجودات است و مانند جریانی که در رگ‌های هستی جاری است، همه مراتب وجود را در بر می‌گیرد. سکون و مردگی، به معنای فقدان وجود، در هستی جایی ندارند.

ثابت به معنای نظم، نه سکون

ثبات، در دیدگاه استاد فرزانه قدس‌سره، به معنای نظم و هماهنگی در حرکت است، نه سکون. خداوند، به‌عنوان ثابت، در نظم وجودی خود دائماً متحرک است. مانند آسمانی که با نظم شگرف خویش ستارگان را در حرکت نگه می‌دارد، ثبات الهی نیز در جریان بی‌قراری ذاتی آن نهفته است.

درنگ: ثبات الهی، نظمی است در دل بی‌قراری وجودی، نه سکونی که فقدان حرکت را نشان دهد.

حرکت ذاتی و عرضی در موجودات

موجودات، هم حرکت ذاتی (مرتبط با وجودشان) و هم حرکت عرضی (مانند راه رفتن) دارند. استاد فرزانه قدس‌سره، حرکت ذاتی را اصل و حرکت عرضی را فرع می‌دانند. مانند درختی که با رشد ذاتی خود حیات می‌یابد و شاخه‌هایش در باد به رقص می‌آیند، حرکت ذاتی و عرضی در هماهنگی با یکدیگر در وجود شئ جاری‌اند.

نقد تشبیه هستی به میل توپی دوچرخه

تشبیه هستی به میل توپی ثابت و توق متحرک، از نظر استاد فرزانه قدس‌سره نادرست است. همه اجزای هستی، مانند میل توپی، توق، و پره، در حرکت‌اند و هیچ جزء ثابتی وجود ندارد. مانند امواج دریا که در نظمی شگفت‌انگیز یکدیگر را در بر می‌گیرند، همه اجزای هستی در جریانی هماهنگ متحرک‌اند.

نظم متقابل در حرکت اجزای هستی

اجزای هستی، در نظمی متقابل، یکدیگر را نگه می‌دارند و در حرکت‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره، این نظم را مبنای ثبات وجودی می‌دانند. مانند پرندگان مهاجری که در پروازی هماهنگ آسمان را می‌شکافند، اجزای هستی در نظمی متقابل، ثبات و حرکت را توأمان حفظ می‌کنند.

نفی دوگانگی ماهیت و وجود

ملاصدرا ثبات را به ماهیت و تجدد را به وجود نسبت می‌دهد. استاد فرزانه قدس‌سره، این دوگانگی را نفی کرده و همه صفات، از جمله ثبات و تجدد، را به وجود نسبت می‌دهند. مانند نوری که در همه جلوه‌هایش یکپارچه است، ثبات و تجدد نیز در متن وجود متحدند.

درنگ: ثبات و تجدد، هر دو صفت وجودند و دوگانگی ماهیت و وجود، در هستی‌شناسی وجودمحور جایی ندارد.

جمع‌بندی بخش چهارم

این بخش، با تأکید بر نفی سکون و دوگانگی ماهیت و وجود، ثبات را به‌عنوان نظمی در دل بی‌قراری وجودی بازتعریف کرد. تمثیلات دریا، پرندگان، و نور، با بیانی شاعرانه و علمی، سیالیت و هماهنگی هستی را به تصویر کشیدند. این دیدگاه، حرکت را صفتی ذاتی و فراگیر در همه مراتب وجود دانست.

بخش پنجم: سیالیت و بی‌قراری الهی

اشکالات متنی در اسفار

استاد فرزانه قدس‌سره، به اشکالات متنی در بخش‌هایی از اسفار، به‌ویژه در مباحث طبیعیات، اشاره کرده و آن‌ها را نتیجه شرایط تاریخی، مانند خطاهای نسخه‌نویسی، می‌دانند. این اشکالات، هرچند اعتبار محتوایی اسفار را مخدوش نمی‌کنند، اما ضرورت بازنگری انتقادی متون فلسفی را نشان می‌دهند.

نقد سیالیت هويت در دیدگاه ملاصدرا

ملاصدرا جسم را متجدد الوجود و سیال الهویه، اما ثابت الماهیه می‌داند. استاد فرزانه قدس‌سره، این دیدگاه را به دلیل دوگانگی ماهیت و وجود رد کرده و سیالیت را به کل وجود نسبت می‌دهند. مانند جریانی که همه اجزای رود را در بر می‌گیرد، سیالیت نیز در همه مراتب وجود جاری است.

تجسمی‌سازی فلسفه

استاد فرزانه قدس‌سره، با تمثیلاتی مانند دوچرخه و هواپیما، فلسفه را تجسمی کرده و بر فهم وجودمحور تأکید دارند. مانند نقاشی که با رنگ‌های وجود، حقیقت را بر بوم هستی نقش می‌زند، تجسمی‌سازی مفاهیم پیچیده را برای ذهن بشری قابل‌فهم می‌سازد.

نظم طبیعی در هستی

هستی، مانند آب، دارای نظم طبیعی است که نیازی به دست و پا ندارد. استاد فرزانه قدس‌سره، این نظم را مبنای حرکت هماهنگ موجودات می‌دانند. مانند امواجی که بدون نیاز به قید و بند در هماهنگی جریان دارند، هستی نیز در نظمی ذاتی متحرک است.

نقد بی‌نظمی انسانی

انسان، به دلیل اراده، دچار بی‌نظمی است و به دست و پا نیاز دارد. استاد فرزانه قدس‌سره، این بی‌نظمی را در برابر نظم طبیعی هستی قرار می‌دهند. مانند کودکی که در گام‌های ناپخته‌اش زمین می‌خورد، انسان نیز در برابر نظم الهی ناتوان است.

درنگ: نظم طبیعی هستی، حرکت را در هماهنگی بی‌نیاز از قید و بند جاری می‌سازد، در حالی که بی‌نظمی انسانی، نتیجه اراده است.

تغییر لحظه‌به‌لحظه نوع انسانی

انسان هر لحظه نوع جدیدی است، اما ادراک کلی، این تغییر را نادیده می‌گیرد. استاد فرزانه قدس‌سره، نوع را مفهومی سیال و متجدد می‌دانند. مانند رودی که در هر لحظه جریانی نو می‌یابد، انسان نیز در هر لحظه وجودی جدید است.

نقد مفاهیم کلی مانند فرسخ

مفاهیمی مانند فرسخ، برای جلوگیری از گم‌شدن در عظمت هستی وضع شده‌اند، اما در واقع غیرواقعی‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره، این مفاهیم را انتزاعی دانسته و بر سیالیت حقیقت وجود تأکید دارند. مانند نقشه‌ای که راه را نشان می‌دهد اما خود راه نیست، مفاهیم کلی نیز تنها ابزار ادراک‌اند.

سیالیت زمان و حرکت

ملاصدرا زمان را سیال و غیرقرار الذات می‌داند. استاد فرزانه قدس‌سره، این سیالیت را به کل هستی، از جمله خداوند و مجردات، تعمیم می‌دهند. مانند رودی که بی‌قراری‌اش در جریانش نهفته است، زمان و هستی نیز در سیالیت ذاتی خود جاری‌اند.

بی‌قراری الهی و آیه «لَا نَوْمٌ لَهُ وَلَا سِنَةٌ»

خداوند، به دلیل فقدان خواب و چرت، بی‌قرار و دائماً در حال فعلیت است. استاد فرزانه قدس‌سره، این بی‌قراری را مبنای حرکت الهی می‌دانند. قرآن کریم در آیه‌ای نورانی می‌فرماید:

لَا نَوْمٌ لَهُ وَلَا سِنَةٌ

نه خوابش می‌گیرد و نه چرت.

این آیه، بی‌قراری ذاتی خداوند را به تصویر می‌کشد که مانند نوری بی‌وقفه در همه مراتب هستی ساری است.

درنگ: بی‌قراری الهی، جلوه‌ای از فعلیت محض است که در همه مراتب هستی جاری است.

فعلیت دائمی خداوند و آیه «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»

قرآن کریم در آیه‌ای دیگر، بی‌قراری الهی را چنین توصیف می‌کند:

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

هر روز او در کاری است.

استاد فرزانه قدس‌سره، این آیه را مبنای حرکت ذاتی خداوند می‌دانند که مانند جریانی بی‌انتها، در هر لحظه شأنی نو می‌آفریند.

نقد تصور خدا به‌عنوان نعش یا بت

تصور خدا به‌عنوان موجودی ساکن یا نعش، نتیجه ساده‌انگاری است. استاد فرزانه قدس‌سره، این تصور را رد کرده و خدا را بی‌قرار و متحرک می‌دانند. مانند خورشیدی که با تابش بی‌وقفه‌اش عالم را روشن می‌سازد، خداوند نیز در فعلیت دائمی خود جاری است.

بی‌قراری در عبادت و نماز

عبادت، به‌ویژه نماز، نمی‌تواند تکراری باشد، زیرا وجود انسان و خدا لحظه‌به‌لحظه متجدد است. استاد فرزانه قدس‌سره، تکرار در عبادت را نفی کرده و آن را جریانی نو به نو می‌دانند. مانند رودی که هر لحظه جریانی تازه می‌یابد، هر عبادت نیز تجربه‌ای نوین است.

درنگ: عبادت، در سیالیت وجود، تجربه‌ای متجدد است که تکرار را برنمی‌تابد.

نقد گریز از قرآن کریم و خدا

برخی از عالمان دینی، به دلیل احتیاط، از تفسیر قرآن کریم و نزدیکی به خدا گریزان بوده‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره، این رویکرد را نقد کرده و بر عشق به خدا و قرآن کریم تأکید دارند. مانند جویباری که از ترس آلودگی از جریان بازمی‌ایستد، این گریز مانع فهم حقیقت شده و باید با معرفت و عشق جایگزین گردد.

نقد باورهای عرفی و خرافی

باورهایی مانند سنگ شدن غلام در زیارتگاه بی‌بی شهربانو، نتیجه ساده‌انگاری و خرافه است. استاد فرزانه قدس‌سره، این باورها را نقد کرده و بر حقیقت‌جویی تأکید دارند. مانند مهی که حقیقت را می‌پوشاند، این باورها نیز مانع فهم حقیقت وجودی‌اند و باید با تحلیل فلسفی کنار زده شوند.

جمع‌بندی بخش پنجم

این بخش، با تأکید بر سیالیت و بی‌قراری الهی، حرکت را به‌عنوان صفتی ذاتی در همه مراتب هستی، از جمله ذات الهی، تبیین کرد. آیات قرآن کریم، مانند «لَا نَوْمٌ لَهُ وَلَا سِنَةٌ» و «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»، این بی‌قراری را تأیید کردند. نقد باورهای خرافی و گریز از قرآن کریم، بر ضرورت بازگشت به حقیقت وجودی تأکید داشت.

نتیجه‌گیری کلی

این کتاب، با بازخوانی انتقادی آرای ملاصدرا در باب حرکت، دیدگاهی وجودمحور را پیش روی مخاطبان قرار داد. نفی ماهیت، تأکید بر حرکت ذاتی، و بازتعریف ثبات به‌عنوان نظم در بی‌قراری، بنیان‌های این دیدگاه را تشکیل می‌دهند. تمثیلات فاخر، مانند جریان رود، رقص امواج، و پرواز پرندگان، مفاهیم پیچیده را به‌گونه‌ای روشن و دل‌انگیز تبیین کردند. آیات قرآن کریم، به‌عنوان مشعل‌های هدایت، پیوند عمیق میان فلسفه و معارف الهی را نمایان ساختند. این اثر، با دعوت به عشق و معرفت، راهی نوین در فهم هستی و خداشناسی گشود.

با نظارت صادق خادمی