متن درس
تبیین اقسام حرکت و نسبت آن با زمان در فلسفه اسلامی
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۹۰۰)
مقدمه
بحث از اقسام حرکت، تقدم و تأخر آنها، شدت و ضعفشان، و نسبتشان با زمان و مکان، از ژرفترین مباحث فلسفه اسلامی است که در درسگفتار شماره ۹۰۰، ارائهشده در تاریخ ۱۹/۸/۱۳۸۶، به قلم و بیان استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی نو و نقادانه بررسی شده است. این گفتار، با بازخوانی دیدگاههای سنتی، بهویژه آرای صدرالمتألهین، و نقد آنها در چارچوبی وجودی، حرکت را نه صرفاً پدیدهای مقولی، بلکه جوهرهای ذاتی برای هستی معرفی میکند. این نوشتار، با ساختاربندی علمی و بهرهگیری از تمثیلات و اشارات ادبی، میکوشد این مباحث را بهگونهای منسجم و عمیق برای مخاطبان آکادمیک ارائه دهد. حرکت، بهسان رودی خروشان، عالم را در سیری بیوقفه به سوی کمال میبرد، و نفی سکن بهعنوان واقعیتی مستقل، پویایی ذاتی هستی را آشکار میسازد..
بخش نخست: ماهیت و اقسام حرکت در فلسفه اسلامی
ماهیت فلسفی حرکت
حرکت، در فلسفه اسلامی، جریانی وجودی است که عالم را از نقص بهسوی کمال سوق میدهد. این مفهوم، که در درسگفتار مورد بحث قرار گرفته، فراتر از تعاریف مقولی سنتی، بهعنوان جوهرهای ذاتی معرفی میشود. استاد فرزانه قدسسره، با نقد رویکردهای سنتی، حرکت را نه صرفاً تغییری در مکان یا کیفیت، بلکه سیری وجودی میدانند که همه تعینات عالم را در بر میگیرد. این دیدگاه، عالم را چونان آیینهای میبیند که در هر جزء آن، حرکتی بیکران متجلی است.
درنگ: حرکت، جوهره ذاتی هستی است که در همه تعینات عالم، از ذره تا انسان، جریان دارد و سکن بهعنوان واقعیتی مستقل، وجود ندارد. |
اقسام حرکت و تقدم و تأخر آنها
در فلسفه صدرالمتألهین، حرکت به اقسام مختلفی تقسیم میشود: کمی (نمو و زوال)، کیفی (تخلخل و تکاسف)، و نقلی (مکانی). وی در فصل بیستونهم اسفار، حرکت وضعی دوری را اقدم، اتم، و اشرف حرکات میداند. این حرکت، که عالم را در سیری دایرهوار به پویایی میآورد، نه افقی است، نه عمودی، و نه شکسته، بلکه جریانی است که سایر حرکات به آن وابستهاند. به نقل از صدرا: «أَقْدَمُ الْحَرَکَاتِ الْوَاقِعَةِ الْوَضْعِیَّةُ الْمُسْتَدِیرَةُ وَهِیَ أَتَمُّهَا وَأَشْرَفُهَا». این دیدگاه، حرکت دوری را بهعنوان مبنای سایر حرکات معرفی میکند، بهگونهای که حرکات کمی، کیفی، و نقلی بدون آن تحقق نمییابند.
با این حال، استاد فرزانه قدسسره این دیدگاه را نقد کرده و حرکت وضعی دوری را نه اقدم و اشرف، بلکه حرکتی ظهوری و مظهری میدانند. ایشان حرکت جوهری را اشرف دانسته و برتری آن را در چارچوب وجودی تبیین میکنند. حرکت جوهری، بهسان جویباری باطنی، در عمق وجود جریان دارد و حرکات ظاهری چون وضعی، تنها جلوههایی از آناند.
نقد حرکات مستقیم، منعطف، و رجوعی
حرکات مستقیم، به دلیل تناهی ابعاد، دوام ندارند، و حرکات منعطف و رجوعی نیز به سبب تخلل سکن، متصل نیستند. استاد فرزانه قدسسره این محدودیتها را نقد کرده و سکن را نه واقعیتی مستقل، بلکه امری عرفی میدانند. بهسان جسمی که به دیوار برخورد میکند و بازمیگردد، سکن ظاهری است و در حقیقت، انعکاسی از حرکت است. این دیدگاه، عالم را چونان اقیانوسی بیکران معرفی میکند که هیچگاه به ساحل سکون نمیرسد.
بخش دوم: نسبت حرکت با زمان
زمان و وابستگی آن به حرکت
زمان، در فلسفه صدرا، به حرکت وضعی دوری وابسته است، زیرا این حرکت، به دلیل فقدان سکن، دائمی و غیرمنقطع است. وی معتقد است که زمان به حرکتی نیاز دارد که آن را حفظ کند، و این حرکت، همان حرکت مستدیره است. استاد فرزانه قدسسره، ضمن نقد این دیدگاه، زمان را فراتر از وابستگی به حرکت دوری دانسته و آن را در چارچوبی وجودی تبیین میکنند. زمان، چونان ظرفی سیال، با حرکت وجودی عالم در هم تنیده است.
درنگ: زمان، نه صرفاً وابسته به حرکت وضعی دوری، بلکه با حرکات وجودی و باطنی عالم در ارتباط است، و سکن در آن راه ندارد. |
نفی سکن و پویایی ذاتی عالم
استاد فرزانه قدسسره سکن را بهعنوان واقعیتی مستقل نفی کرده و عالم را سراسر در حرکت میدانند. حتی سکن ظاهری، چونان لحظهای که جسمی به دیوار برخورد میکند، خود حرکتی است در قالب انعکاس. این دیدگاه، عالم را به رودی خروشان تشبیه میکند که هیچگاه متوقف نمیشود و نه نیاز به راهاندازی دارد و نه به سکون میافتد.
بخش سوم: حرکت در انسان و عالم
جامعیت حرکت در انسان
انسان، بهسان عالم، مجموعهای از حرکات لا یتناهی است. از حرکات وجودی و ایجادی تا ظهوری و مظهری، همه در وجود او متبلورند. استاد فرزانه قدسسره با تمثیلی زیبا، انسان را به بانکی تشبیه میکنند که گنجینهای عظیم از حرکات در خود دارد، اما از آن بیخبر است. این غفلت، مانع اتصال انسان به معصومیت، نبوت، و ولایت میشود.
آیهای از قرآن کریم، این غفلت را چنین توصیف میکند: لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَبْصَارٌ لَا يُبْصِرُونَ (اعراف: ۱۷۹). ترجمه: «آنان را دلهایی است که با آن نمیفهمند و گوشهایی که با آن نمیشنوند و چشمهایی که با آن نمیبینند.»
حرکات ربوبی و ایام الله
حرکات ظاهری، تعینات حرکات ربوبیاند که از حق تا نفوس جریان دارند. عالم، ملازم با ایام الله است و همه حرکات ناسوتی، جلوههایی از حرکات باطنی و الهیاند. استاد فرزانه قدسسره، با تشبیه عالم به رودی که برخی در آن شنا میکنند و برخی از آن غافلاند، بر ضرورت هماهنگی با این حرکات تأکید میکنند.
بخش چهارم: نقد تحلیلهای سنتی و بازسازی فلسفه
نقد تحلیلهای سنتی حرکت
استاد فرزانه قدسسره تحلیلهای سنتی، که حرکات را به اقسام محدود (مستقیم، منعطف، رجوعی) تقسیم میکنند، عرفی و غیرعلمی میدانند. این تقسیمات، چونان خطوطی ساده بر بوم پیچیده عالم، قادر به تبیین پویایی ذاتی هستی نیستند. ایشان، با نفی سکن بهعنوان عدم حرکت یا قوه حرکت، عالم را سراسر در سیری وجودی میبینند.
بازسازی فلسفه اسلامی
برای پاسخگویی به نیازهای معاصر، علم دینی نیازمند بازنگری و بازسازی است. استاد فرزانه قدسسره تأکید دارند که تکیه بر تحلیلهای سنتی، علم دینی را از پیشرفت بازمیدارد. این بازسازی، با تبیین حرکات وجودی و پیوند آنها با معرفت، میتواند علم دینی را در برابر چالشهای مدرن پویا و کارآمد سازد. بدن انسان، چونان مرکزی از لامپهای معرفت، با فعالسازی حرکات وجودی روشن میشود.
درنگ: بازسازی علم دینی با تکیه بر حرکات وجودی، نه تنها پاسخگوی نیازهای معاصر است، بلکه عالم را در سیری الهی و پویا معرفی میکند. |
جمعبندی
درسگفتار شماره ۹۰۰، با نقد دیدگاههای سنتی صدرالمتألهین و تبیین حرکت بهعنوان جوهره ذاتی هستی، گامی بلند در بازسازی فلسفه اسلامی برمیدارد. حرکت، نه محدود به اقسام مقولی، بلکه لا یتناهی و متجلی در همه تعینات عالم است. نفی سکن، تأکید بر حرکات وجودی، و ضرورت فعالسازی این حرکات از طریق عبادت و تلاش علمی، عالم را چونان آیینهای از پویایی الهی معرفی میکند. انسان، با ادراک این حرکات، به معرفت و کمال متصل میشود، و علم دینی، با بازنگری در تحلیلهای سنتی، میتواند پاسخگوی نیازهای زمان باشد.
با نظارت صادق خادمی |