متن درس
زمان و حرکت در فلسفه اسلامی
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۹۰۶)
دیباچه
مفهوم زمان، چونان نگینی درخشان در تارک فلسفه اسلامی، از دیرباز ذهن فیلسوفان را به خود مشغول داشته و در کانون تأملات وجودی و هستیشناختی جای گرفته است. این مفهوم، که پیوندی ناگسستنی با حرکت دارد، در فلسفه اسلامی نه تنها بهعنوان مقیاسی برای سنجش دگرگونیهای عالم ماده، بلکه بهمثابه تعینی وجودی که هستی اشیاء را در ظرف ناسوت و جوهر نمایان میسازد، مورد کاوش قرار گرفته است. درسگفتار حاضر، که از مجموعه گفتارهای استاد فرزانه قدسسره در جلسه نهصدوششم استخراج شده، به بررسی عمیق و چندلایه این مفهوم میپردازد و با نگاهی نقادانه، چیستی زمان، نسبت آن با حرکتهای گوناگون، و جایگاه آن در نظام هستی را میکاود.
بخش یکم: چیستی زمان و پیوند آن با حرکت
تعریف زمان بهمثابه تعین حرکت
زمان، در نگاه فلسفی اسلامی، چونان سایهای است که بر حرکت افتاده و تعین آن را در ظرف وجود نمایان میسازد. استاد فرزانه قدسسره در این گفتار، زمان را بهعنوان مقداری تعریف میکنند که بر حرکت، اعم از حرکت افلاک، حرکت جوهری، یا هرگونه دگرگونی در ظرف ماده و ناسوت، بار میشود. این تعریف، که ریشه در سنت ارسطویی دارد و در فلسفه اسلامی بسط یافته، زمان را بهعنوان «عدد حرکت به حسب قبل و بعد» معرفی میکند. اما این عدد، نه صرفاً مقیاسی ریاضی، بلکه تعینی وجودی است که حرکت را در نظام هستی متبلور میسازد.
درنگ: زمان، تعین حرکت است که در ظرف وجود، حرکتهای گوناگون را از افلاک گرفته تا تغییرات جوهری اشیاء، در بر میگیرد. این تعین، نه تنها مقیاسی برای سنجش، بلکه بستری برای تحقق پویایی هستی است.
این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی ثانویه معرفی میکند که وجودش به حرکت وابسته است. حرکت، چونان جریانی سیال در بستر هستی، زمانی را به وجود میآورد که بدون آن، دگرگونیهای عالم ناسوت بیمعنا میگردد. این پیوند ناگسستنی، زمان را از یک مفهوم ذهنی صرف به واقعیتی عینی و خارجی ارتقا میدهد.
حرکت افلاک و زمان اصلی
یکی از تعاریف بنیادین زمان در فلسفه اسلامی، مقدار حرکت افلاک است که به دلیل نظم و استمرار آن، بهعنوان مبنای اصلی زمان شناخته میشود. حرکت افلاک، که چونان چرخش بیوقفه چرخدندههای عالم هستی است، زمانی را پدید میآورد که بهعنوان معیاری کلان برای سنجش دگرگونیهای عالم به کار میرود. استاد فرزانه قدسسره تأکید میکنند که این زمان، اگرچه مبنایی است، اما نمیتواند تمامی جنبههای زمان را در بر گیرد، زیرا حرکتهای دیگر نیز زمانهای خاص خود را تولید میکنند.
در فلسفه مشائی، بهویژه در آرای ابنسینا، زمان عمدتاً به حرکت افلاک محدود میشود. این محدودیت، از آنروست که ابنسینا حرکت جوهری را نپذیرفته و زمان را صرفاً بهعنوان نتیجه حرکت مکانیکی افلاک مینگریست. اما استاد فرزانه قدسسره، با نقدی بر این دیدگاه، زمان را در افقی گستردهتر میکاوند و آن را به تمامی حرکتها، از جمله حرکت جوهری و وجودی، نسبت میدهند.
حرکت جوهری و زمان وابسته به آن
در فلسفه صدرایی، حرکت جوهری، که به تغییرات ذاتی در جوهر اشیاء اشاره دارد، بستری برای تعریف زمان بهعنوان مقدار این تغییرات فراهم میکند. استاد فرزانه قدسسره تأکید میکنند که زمان، در این معنا، نتیجه دگرگونیهای ذاتی اشیاء است که در ظرف جوهر رخ میدهد. این دیدگاه، زمان را از محدوده حرکت مکانیکی فراتر برده و به حوزه تغییرات وجودی پیوند میزند.
حرکت جوهری، چونان جریانی که در عمق وجود اشیاء جاری است، زمانی را پدید میآورد که نه تنها به ماده، بلکه به جوهر اشیاء وابسته است. این زمان، که از دگرگونیهای ذاتی نشأت میگیرد، نشاندهنده پویایی عمیق هستی است که در نظام صدرایی بهعنوان یکی از ارکان بنیادین فلسفه مطرح میشود.
جمعبندی بخش یکم
بخش یکم، با کاوش در چیستی زمان و پیوند آن با حرکت، نشان داد که زمان، تعینی است که بر حرکت بار میشود و در فلسفه اسلامی، بهویژه در نظام صدرایی، از چارچوب حرکت افلاک فراتر رفته و به حرکت جوهری و وجودی نیز نسبت داده میشود. این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی عینی و چندوجهی معرفی میکند که در نظام هستی نقشی کلیدی ایفا میکند.
بخش دوم: تعدد زمانها و استقلال آنها
تعدد زمانها به تناسب حرکتها
استاد فرزانه قدسسره در این گفتار، با نگاهی نوآورانه، به تعدد زمانها به تناسب حرکتهای گوناگون اشاره میکنند. هر حرکت، اعم از حرکت افلاک، حرکت جوهری، یا حرکت اشیاء در ظرف ماده، زمان خاص خود را تولید میکند. این تعدد، نشاندهنده تنوع و پیچیدگی نظام هستی است که در آن، هر شئ با حرکت خویش، زمانی ویژه را متبلور میسازد.
درنگ: به تعداد حرکتهای متفاوت، زمانهای متفاوت وجود دارد. این تعدد، زمان را بهعنوان واقعیتی چندگانه معرفی میکند که نمیتوان آن را به یک مبنای واحد فروکاست.
این دیدگاه، زمان را از یک مفهوم یکپارچه و کلی به واقعیتی چندگانه و وابسته به حرکتهای خاص تبدیل میکند. برای مثال، حرکت زید از خانه به مسجد، زمانی خاص تولید میکند که با زمان ناشی از حرکت افلاک متفاوت است. این استقلال نسبی زمانها، به پویایی و تنوع در نظام هستی اشاره دارد.
استقلال زمانهای مختلف
استاد فرزانه قدسسره تأکید میکنند که زمانهای ناشی از حرکتهای مختلف، معلول یکدیگر نیستند. زمان حرکت زید، مستقل از زمان حرکت افلاک است و هر یک، تعین خاص حرکت مربوط به خود را نمایان میسازد. این استقلال، برخلاف رابطه کلی و جزئی در انسانها، که افرادش تعینات یک کلی واحد هستند، زمان را بهعنوان واقعیتی چندگانه و غیرقابل فروکاست معرفی میکند.
این دیدگاه، زمان را بهمثابه جریانی میبیند که در هر شئ، به تناسب حرکت آن، تعینی ویژه مییابد. حرکت زید، چونان رودی که در بستر خویش جاری است، زمانی را پدید میآورد که از زمان حرکت افلاک، که چونان چرخش عظیم آسمانهاست، مستقل است.
تأثیر حرکت افلاک بر حرکت اشیاء
اگرچه زمانهای ناشی از حرکت اشیاء مستقل از زمان افلاک هستند، اما حرکت افلاک میتواند بر حرکت اشیاء تأثیر بگذارد و زمانهای متفاوتی را برای آنها تولید کند. استاد فرزانه قدسسره با تمثیلی زیبا، حرکت زید را به مسافری تشبیه میکنند که در وسیلهای متحرک (مانند اتوبوس) قرار دارد. این مسافر، هم حرکت مستقل خود را دارد و هم تحت تأثیر حرکت وسیله است، که هر یک زمانی خاص تولید میکند.
این تعامل، نشاندهنده پیچیدگی نظام هستی است که در آن، حرکتهای کلان (مانند حرکت افلاک) بر حرکتهای جزئی تأثیر میگذارند، اما این تأثیر، به معنای فروکاستن زمانهای جزئی به زمان کلان نیست. هر شئ، با حرکت خویش، زمانی ویژه را متبلور میسازد که در عین تعامل با دیگر زمانها، هویتی مستقل دارد.
جمعبندی بخش دوم
بخش دوم، با تأکید بر تعدد و استقلال زمانها، نشان داد که هر حرکت، زمانی خاص تولید میکند که از دیگر زمانها مستقل است. این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی چندگانه و پویا معرفی میکند که در نظام هستی، با تنوع و پیچیدگی حرکتها پیوند دارد. تأثیر حرکت افلاک بر حرکت اشیاء، بهعنوان یک تعامل نظاممند، بر غنای این دیدگاه میافزاید.
بخش سوم: زمان و حرکتهای قسری و تبعی
حرکتهای قسری و تبعی و زمانهای ناشی از آنها
استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی عمیق، به حرکتهای قسری (اجباری) و تبعی (ناشی از حرکت دیگر) اشاره میکنند که هر یک زمانی خاص تولید میکنند. برای مثال، حرکت زید به دلیل کشیده شدن توسط دیگری، زمانی متفاوت از حرکت اختیاری او ایجاد میکند. این حرکتهای قسری و تبعی، چونان زنجیرههایی که به حرکتهای دیگر پیوند میخورند، زمانهایی ویژه را متبلور میسازند.
درنگ: حرکتهای قسری و تبعی، زمانهای خاص خود را تولید میکنند که از زمانهای ناشی از حرکتهای اختیاری متمایزند، نشاندهنده تنوع و پویایی زمان در نظام هستی.
این دیدگاه، به تنوع حرکتها و تأثیر آنها بر زمان تأکید دارد. حرکت قسری، که از عاملی خارجی ناشی میشود، و حرکت تبعی، که نتیجه همراهی با حرکت دیگر است، هر یک زمانی را پدید میآورند که در نظام هستی، هویتی مستقل و در عین حال تعاملی دارد.
اقبال و استقبال زمانها
زمانهای ناشی از حرکتهای مختلف، میتوانند حالتهای اقبال، استقبال، استنکار، اقباض، یا انفراج داشته باشند. این اصطلاحات، که چونان نغمههایی در سمفونی عظیم هستیاند، به وضعیتهای مختلف زمان در نسبت با حرکتها اشاره دارند. اقبال و استقبال، نشاندهنده همسویی یا تقابل زمانها، و اقباض و انفراج، نشاندهنده فشردگی یا گسترش زمان است.
این پویایی، زمان را بهعنوان واقعیتی زنده و متغیر معرفی میکند که در تعامل با حرکتهای گوناگون، جلوههای متفاوتی مییابد. استاد فرزانه قدسسره، با این تحلیل، زمان را از یک مفهوم ایستا به واقعیتی سیال و چندوجهی ارتقا میدهند.
جمعبندی بخش سوم
بخش سوم، با کاوش در حرکتهای قسری و تبعی و زمانهای ناشی از آنها، نشان داد که زمان، واقعیتی پویا و چندگانه است که در نسبت با حرکتهای گوناگون، جلوههای متفاوتی مییابد. این دیدگاه، به پیچیدگی و تنوع نظام هستی توجه دارد و زمان را بهعنوان بستری برای تحقق این تنوع معرفی میکند.
بخش چهارم: زمان و حرکت وجودی
حرکت وجودی و زمان وجودی
استاد فرزانه قدسسره، با طرح مفهوم حرکت وجودی، زمان را بهعنوان تعینی وجودی معرفی میکنند. اگر حرکت وجودی، که جریانی فراگیر در کل هستی است، پذیرفته شود، زمان وجودی نیز بهعنوان تعین آن مطرح میشود. این دیدگاه، با نفی حرکت جوهری به معنای سنتی، زمان را به مراتب بالاتر وجودی ارتقا میدهد.
حرکت وجودی، چونان موجی که تمامی هستی را در بر میگیرد، زمانی را پدید میآورد که فراتر از ماده و طبیعت است. این زمان، که در ظرف وجود متبلور میشود، نشاندهنده پیوند عمیق زمان با جریان هستی است.
درنگ: حرکت وجودی، زمانی وجودی تولید میکند که فراتر از حرکت جوهری و مکانیکی، به جریان کلی هستی پیوند دارد.
تعدد زمانها و حیات لایتناهی
حیات انسان، تحت تأثیر لایتناهی حیاتها و زمانها قرار دارد. هر موجود، به دلیل تعینات متعدد حرکت و زمان، با کل هستی در ارتباط است. استاد فرزانه قدسسره، با تمثیلی از کودکی که در زلزله بم وارث ثروتی عظیم میشود، به ناتوانی انسان در درک کامل این زمانهای متعدد اشاره میکنند. انسان، چونان آن کودک، از ثروت زمانی خویش بیخبر است، اما این زمانها، واقعیتی خارجی دارند که در نظام هستی نقش کلیدی ایفا میکنند.
این دیدگاه، به وحدت و کثرت در نظام هستی اشاره دارد. هر موجود، با تمامی ذرات هستی در ارتباط است و زمانهای متعدد ناشی از حرکتهای گوناگون، این ارتباط را تقویت میکنند.
جمعبندی بخش چهارم
بخش چهارم، با بررسی حرکت وجودی و زمان ناشی از آن، نشان داد که زمان، فراتر از چارچوبهای مادی و جوهری، به جریان کلی هستی پیوند دارد. تعدد زمانها و ارتباط آنها با حیات لایتناهی، زمان را بهعنوان واقعیتی عمیق و غیرقابل احاطه معرفی میکند.
بخش پنجم: زمان، اعمال، و قیامت
تعین اعمال و زمان در قیامت
استاد فرزانه قدسسره، با استناد به قرآن کریم، زمان را بهعنوان بستری برای تجلی اعمال در روز قیامت معرفی میکنند. در يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (النور: ٢٤)، زبانها، دستها، و پاهای انسان به آنچه انجام دادهاند، گواهی میدهند. این گواهی، که در ظرف زمان و حرکت متبلور میشود، نشاندهنده پیوند عمیق زمان با اعمال انسان است.
تعینات زمانی و حرکتی، در قیامت بهصورت تجسم و تمثل اعمال ظاهر میشوند. هر حرکت و زمان، چونان سایهای که بر اعمال انسان افتاده، در روز رستاخیز آشکار میشود و شهادت میدهد.
درنگ: زمان، در قیامت بهعنوان بستری برای تجلی اعمال ظاهر میشود، که در آن، تعینات حرکتی و زمانی بهصورت شهادت اعضا متبلور میگردد.
ثروت زمانی انسان
انسان، چونان کودکی که در زلزله وارث ثروتی عظیم میشود، دارای زمانهای متعددی است که از حرکتهای گوناگون ناشی میشوند. این ثروت زمانی، که به دلیل عظمتش برای انسان قابل درک نیست، در نظام هستی نقشی کلیدی ایفا میکند. استاد فرزانه قدسسره، با این تمثیل، به محدودیتهای ادراکی انسان در فهم این زمانهای متعدد اشاره میکنند.
این دیدگاه، انسان را در مرکز نظام هستی قرار میدهد که با تمامی ذرات عالم در ارتباط است. زمانهای متعدد، چونان گنجینههایی پنهان در وجود انسان، در انتظار آشکار شدن در روز قیامتاند.
جمعبندی بخش پنجم
بخش پنجم، با بررسی پیوند زمان با اعمال و تجلی آنها در قیامت، نشان داد که زمان، نه تنها مقیاسی برای حرکت، بلکه بستری برای تحقق و آشکار شدن اعمال انسان است. این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی عمیق و چندوجهی معرفی میکند که در نظام خلقت الهی نقشی کلیدی ایفا میکند.
بخش ششم: نقد دیدگاههای موهوم بودن زمان
نقد موهوم بودن زمان
برخی، زمان را موهوم و ذهنی میدانند، اما استاد فرزانه قدسسره، با تأکید بر واقعیت خارجی زمان، این دیدگاه را رد میکنند. زمان، بهعنوان تعین حرکت، واقعیتی عینی دارد که نمیتوان آن را به ذهن فروکاست. حرکت، که در خارج وجود دارد، زمانی را تولید میکند که بهعنوان وصفی واقعی، در نظام هستی متبلور میشود.
این نقد، به چالشهای فلسفی در سنت اسلامی اشاره دارد. برخی فلاسفه، با انکار حرکت افلاک یا حرکت جوهری، زمان را نیز موهوم میدانند. اما استاد فرزانه قدسسره، با تأکید بر واقعیت حرکت و زمان، این دیدگاه را نفی کرده و زمان را بهمثابه تعینی عینی معرفی میکنند.
درنگ: زمان، بهعنوان تعین حرکت، واقعیتی عینی و خارجی دارد که نمیتوان آن را به مفاهیم ذهنی یا موهوم فروکاست.
زمان بهعنوان وصف واقعی
زمان، برخلاف تصور برخی که آن را انتزاعی و ذهنی میدانند، وصفی واقعی و خارجی است که از حرکت ناشی میشود. سرعت و کندی، که با زمان سنجیده میشوند، نیز واقعیاند و نمیتوان آنها را به ذهن فروکاست. استاد فرزانه قدسسره، با تمثیلی از سنجش سرعت با زمان، نشان میدهند که زمان، بهعنوان مقیاسی عینی، در خارج وجود دارد.
این دیدگاه، به تمایز بین اوصاف واقعی و ذهنی تأکید دارد. زمان، مانند کلفتی، نازکی، یا سبکی، وصفی خارجی است که در نظام هستی متبلور میشود.
نسبیت و واقعیت خارجی زمان
نسبیت زمان، مانند نسبیت سایر اوصاف، به معنای ذهنی بودن آن نیست. زمان، بهعنوان وصفی نسبی، در خارج وجود دارد و با حرکت پیوندی ناگسستنی دارد. استاد فرزانه قدسسره، با اشاره به نسبیت در فیزیک، زمان را بهعنوان واقعیتی عینی معرفی میکنند که در خارج تحقق مییابد.
این دیدگاه، به نقد دیدگاههایی میپردازد که نسبیت را نشانه ذهنیت میدانند. نسبیت زمان، چونان نسبیت بلندی و کوتاهی، نشاندهنده وجود خارجی آن است.
معقولات ثانیه فلسفی
زمان، بهعنوان معقول ثانی فلسفی، وصفی است که در خارج اتصاف مییابد، هرچند در ذهن عروض میکند. این اتصاف خارجی، زمان را از معقولات ثانیه منطقی متمایز میکند. استاد فرزانه قدسسره، با این تمایز، جایگاه هستیشناختی زمان را تبیین میکنند.
معقولات ثانیه فلسفی، مانند زمان و حرکت، در خارج اتصاف دارند، برخلاف معقولات ثانیه منطقی که صرفاً در ذهن عروض میکنند. این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی عینی و غیرقابل فروکاست معرفی میکند.
لایتناهی بودن اوصاف اشیاء
اوصاف اشیاء، مانند اسمای الهی، لایتناهیاند. زمان، بهعنوان یکی از این اوصاف، نیز لایتناهی است و نمیتوان آن را بهطور کامل درک کرد. استاد فرزانه قدسسره، با این تحلیل، به عظمت و پیچیدگی نظام هستی اشاره میکنند.
این دیدگاه، زمان را بهعنوان بخشی از نظام لایتناهی هستی معرفی میکند که در کنار سایر اوصاف، نشاندهنده ارتباط عمیق اشیاء با کل هستی است.
جمعبندی بخش ششم
بخش ششم، با نقد دیدگاههای موهوم بودن زمان و تأکید بر واقعیت خارجی آن، نشان داد که زمان، بهعنوان وصفی عینی و نسبی، در نظام هستی نقشی کلیدی ایفا میکند. این دیدگاه، با تبیین جایگاه هستیشناختی زمان و لایتناهی بودن اوصاف اشیاء، زمان را بهعنوان واقعیتی عمیق و چندوجهی معرفی میکند.
نتیجهگیری
این نوشتار، با کاوش در مفهوم زمان در فلسفه اسلامی، نشان داد که زمان، بهعنوان تعین حرکت، واقعیتی عینی و چندگانه است که در نظام هستی نقشی کلیدی ایفا میکند. از حرکت افلاک گرفته تا حرکت جوهری و وجودی، هر حرکت زمانی خاص تولید میکند که از دیگر زمانها مستقل است. این تعدد و استقلال، زمان را بهعنوان بستری پویا و چندوجهی معرفی میکند که با حیات و اعمال انسان پیوندی ناگسستنی دارد. نقد دیدگاههای سنتی، مانند محدود کردن زمان به حرکت افلاک یا انکار حرکت جوهری، بر ضرورت بازاندیشی در فلسفه اسلامی تأکید دارد. زمان، در قیامت بهعنوان بستری برای تجلی اعمال ظاهر میشود و ثروت زمانی انسان، چونان گنجینهای پنهان، در انتظار آشکار شدن است. این دیدگاه، زمان را بهعنوان واقعیتی عمیق و غیرقابل احاطه معرفی میکند که در نظام خلقت الهی، نقشی بیبدیل ایفا میکند.
با نظارت صادق خادمی