در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 931

متن درس





کتاب تحلیل فلسفی حدوث و قدم زمان در مراتب وجودی

تحلیل فلسفی حدوث و قدم زمان در مراتب وجودی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۹۳۱)

مقدمه: کاوش در ژرفای زمان و وجود

مبحث حدوث و قدم زمان، از دیرباز یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین مسائل فلسفی بوده که ذهن فلاسفه و متکلمان را به خود مشغول داشته است. این موضوع، که در تقاطع متافیزیک، هستی‌شناسی و منطق قرار دارد، به بررسی نسبت زمان با مراتب وجودی، حرکت، و عالم ماده می‌پردازد. درس‌گفتار شماره ۹۳۱ استاد فرزانه قدس‌سره، با نگاهی نقادانه به استدلال‌های متکلمان و فلاسفه، به‌ویژه آرای ملاصدرا، به تبیین این مسئله پرداخته و با کاوش در مفاهیم بنیادین، از جمله تمایز میان ظرف و مظروف، وجود و ماده، و تحلیل‌های وجودی در برابر ذهنیت‌های خیالی، افق‌های نوینی را در فهم فلسفی زمان گشوده است.

بخش اول: چیستی زمان و چالش‌های فلسفی آن

پیچیدگی مفهوم زمان در فلسفه اسلامی

مفهوم زمان، به مثابه جریانی سیال که حرکت عالم ماده را در خود جای داده، از جمله مسائل بنیادین فلسفه اسلامی است. این مفهوم، در تمایز با مراتب وجودی غیرمادی مانند دهر و سرمد، پیچیدگی‌های فراوانی را به همراه دارد. در فلسفه صدرایی، زمان به عنوان تعین حرکت در عالم ناسوت تعریف می‌شود، در حالی که مراتب بالاتر وجود، مانند عالم ملکوت یا سرمد، از قید زمان مادی آزادند. این تمایز، که ریشه در آرای ابن‌سینا و ملاصدرا دارد، زمان را به مثابه لباسی برای حرکت در عالم ماده می‌نگرد که با تغییر و تحول پیوسته آن پیوند خورده است.

درنگ: زمان در فلسفه اسلامی، به‌ویژه در نگاه صدرایی، به مثابه کسوت حرکت در عالم ماده تعریف می‌شود و از مراتب غیرمادی مانند دهر و سرمد متمایز است.

نقد استدلال‌های حدوث زمان

استدلال‌هایی که برای اثبات حدوث زمان ارائه شده‌اند، از نظر استاد فرزانه قدس‌سره فاقد بنیانی استوارند. متکلمان و برخی فلاسفه، با تکیه بر قیاس‌های منطقی، کوشیده‌اند زمان را حادث و دارای ابتدا نشان دهند. با این حال، این استدلال‌ها اغلب به مفاهیم ذهنی وابسته‌اند و از تحلیل وجودی غفلت می‌ورزند. ملاصدرا، با نقد این استدلال‌ها، بر ضعف منطقی آن‌ها تأکید کرده و آن‌ها را به دلیل خلط میان مفاهیم وجودی و ذهنی ناکافی می‌داند.

بخش دوم: نقد قیاس‌های منطقی در اثبات حدوث عالم

استدلال هشتم ملاصدرا و مغالطه خلط ظرف و مظروف

یکی از استدلال‌های کلیدی متکلمان برای اثبات حدوث عالم، قیاسی است که ملاصدرا آن را به شرح زیر تقریر می‌کند: «عالم خالی از حوادث نیست، و آنچه خالی از حوادث نیست، حادث است، پس عالم حادث است» (فَالعَالَمُ حَادِثٌ). این قیاس، که به ظاهر منطقی می‌نماید، از نظر استاد فرزانه قدس‌سره دچار مغالطه‌ای بنیادین است. خلط میان ظرف (عالم) و مظروف (حوادث) در این استدلال، به نتیجه‌گیری نادرست منجر شده است. وجود حوادث در عالم، لزوماً به معنای حادث بودن خود عالم نیست، زیرا ظرف و مظروف از نظر وجودی متمایزند.

برای روشن شدن این مغالطه، استاد فرزانه قدس‌سره به تمثیلی اشاره می‌کنند: «مانند این است که بگوییم دیوار موش دارد، موش گوش دارد، پس دیوار گوش دارد.» این تمثیل، به زیبایی خلط میان جزء و کل را نشان می‌دهد. صفت حادث بودن حوادث (مظروف) نمی‌تواند به کل عالم (ظرف) تسری یابد، زیرا حکم جزء لزوماً بر کل صادق نیست.

درنگ: قیاس «عالم خالی از حوادث نیست، پس حادث است» به دلیل خلط میان ظرف (عالم) و مظروف (حوادث) دچار مغالطه است و نمی‌تواند حدوث عالم را اثبات کند.

نقد برهان تناهی ابعاد

یکی دیگر از استدلال‌های متکلمان برای اثبات حدوث زمان، برهان تناهی ابعاد است که حوادث گذشته را قابل افزایش و کاهش می‌داند و از این رو، آن‌ها را محدود و دارای ابتدا می‌پندارد. استاد فرزانه قدس‌سره این استدلال را نقد کرده و می‌فرمایند که حوادث گذشته را نمی‌توان در یک لحظه وجودی جمع کرد تا تفاوت یا تناهی آن‌ها را نشان داد (وَإِذَا عَلِمْتَ أَنَّ الحَرَكَاتِ وَالأَزْمِنَةَ وَالحَوَادِثَ لَا كُلَّ لَهَا). این نقد بر ماهیت تدریجی حوادث تأکید دارد، که اجتماع آن‌ها در یک لحظه وجودی را ناممکن می‌سازد.

برای توضیح این مطلب، استاد به تمثیلی از طناب اشاره می‌کنند: «فرض تناهی مانند طنابی است که اگر قطع شود، یک طرف آن محدود است، اما این فرض برای عالم وجود که غیرمتناهی است، صادق نیست.» این تمثیل نشان می‌دهد که عالم وجود، به دلیل غیرمتناهی بودن، فراتر از محدودیت‌های مادی است و نمی‌توان آن را با معیارهای محدود سنجید.

بخش سوم: تمایز فلسفه وجودی و ذهنیت‌های خیالی

فلسفه در برابر علوم تجربی

فلسفه، برخلاف علوم تجربی مانند فیزیک، شیمی یا ریاضی، به اصول کلی وجود می‌پردازد و از قیاس‌های صرفاً ذهنی و خیالی پرهیز می‌کند. استاد فرزانه قدس‌سره با مثالی روشن این تمایز را تبیین می‌کنند: «زیست‌شناس می‌گوید برخی انسان‌ها قلب دارند، اما فیلسوف می‌گوید: كُلُّ إِنْسَانٍ لَهُ قَلْبٌ (هر انسانی قلب دارد).» این مثال نشان‌دهنده روش‌شناسی فلسفه در تعمیم احکام به کلیات است، در حالی که علوم تجربی به مشاهدات جزئی محدود می‌مانند.

درنگ: فلسفه، با تمرکز بر اصول کلی وجود، از علوم تجربی متمایز است و به جای مشاهدات جزئی، به کبرای کلی می‌پردازد.

نقد ذهنیت‌های خیالی در فلسفه

بسیاری از بحث‌های فلسفی، به‌ویژه در موضوع حدوث و قدم، به قیاس‌های ذهنی و خیالی منجر می‌شوند که از واقعیت وجودی دورند. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که فلسفه باید به تحلیل وجودی بپردازد و از ذهنیت‌های خیالی که فاقد پشتوانه وجودی‌اند، دوری کند. این دیدگاه، با تأکید بر تحلیل وجودی در فلسفه صدرایی، از اهمیت توجه به واقعیت‌های وجودی در برابر مفروضات ذهنی سخن می‌گوید.

بخش چهارم: علم الهی و غیرمتناهی بودن وجود

فیض غیرمتناهی الهی

یکی از تمثیلات زیبای استاد فرزانه قدس‌سره برای تبیین غیرمتناهی بودن فیض الهی، تشبیه چشمه و آب‌انبار است: «در آب‌انبار، برداشتن آب آن را کاهش می‌دهد، اما در چشمه، برداشتن آب کم نمی‌شود، زیرا پیوسته تولید می‌گردد.» این تمثیل، تفاوت میان وجود محدود (آب‌انبار) و فیض غیرمتناهی الهی (چشمه) را به زیبایی نشان می‌دهد. فیض الهی، به دلیل ازلیت و غیرمتناهی بودن، پایان‌ناپذیر است و تمامی مخلوقات در علم الهی موجودند (فِي عِلْمِ الحَقِّ مَوْجُودٌ).

درنگ: فیض الهی، مانند چشمه‌ای پایان‌ناپذیر، غیرمتناهی است و تمامی مخلوقات در علم الهی موجودند، بدون محدودیت یا تناهی.

محدودیت عقل بشری در برابر علم الهی

عقل بشری، به دلیل محدودیت‌های ذاتی، قادر به شمارش بی‌نهایت مخلوقات نیست، اما این بهកت‌به‌کت limitation به معنای فقدان علم الهی نیست. استاد فرزانه قدس‌سره با تمثیلی از گذشته، این محدودیت را توضیح می‌دهند: «در گذشته، زمین را با کلوخ‌اندازی متر می‌کردند، اما اکنون به متر و سانتیمتر رسیده‌ایم.» این تشبیه نشان می‌دهد که معیارهای بشری، هرچند دقیق‌تر شده باشند، همچنان در برابر غیرمتناهی بودن علم الهی ناکافی‌اند.

بخش پنجم: نقد استدلال‌های متکلمان و تبیین وجودی زمان

نقد استدلال دوم متکلمان

دلیل دوم متکلمان می‌گوید: اگر حوادث گذشته غیرمتناهی باشند، حدوث حادث به غیرمتناهی وابسته است، که محال است. استاد فرزانه قدس‌سره این استدلال را با تکیه بر مفهوم توقف تدریجی نقد می‌کنند. حوادث به‌صورت تدریجی ظهور می‌یابند و توقف آن‌ها بر غیرمتناهی بالفعل محال نیست، زیرا در گذشته حالتی نبوده که غیرمتناهی بالفعل وجود داشته باشد.

تأکید بر مشاهده وجودی

استاد فرزانه قدس‌سره با استناد به قرآن کریم، بر ضرورت توجه به واقعیت‌های وجودی تأکید دارند: فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ (سوره روم، آیه ۵۰: پس به آثار رحمت خدا بنگر). این آیه، فیلسوف را به مشاهده آثار الهی و تحلیل وجودی دعوت می‌کند، نه تکیه بر قیاس‌های ذهنی و خیالی.

درنگ: فلسفه باید به مشاهده وجودی و تحلیل آثار الهی بپردازد، نه صرفاً قیاس‌های ذهنی و خیالی.

نقد استدلال سوم و مغالطه تسری حکم جزء به کل

دلیل سوم متکلمان می‌گوید: اگر هر حادثی ابتدا داشته باشد، کل حوادث نیز ابتدا دارد. استاد فرزانه قدس‌سره این استدلال را مغالطه‌ای در تسری حکم جزء به کل می‌دانند: إِنْ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَ الحَوَادِثِ إِذَا كَانَ لَهُ أَوَّلٌ وَجَبَ أَنْ يَكُونَ لِلْكُلِّ أَوَّلٌ. برای توضیح این مغالطه، به تمثیلی اشاره می‌کنند: «مانند این است که بگوییم یک نان یک نفر را سیر می‌کند، پس یک نان همه را سیر می‌کند.» این تمثیل، نادرستی تعمیم حکم جزء به کل را به روشنی نشان می‌دهد.

بخش ششم: حدوث عالم ماده و خلقت تدریجی

تغییرپذیری و حدوث عالم ماده

عالم ماده، نظام کیوانی، و زمان آن، به دلیل ماهیت متغیرشان، حادث و فانی‌اند. استاد فرزانه قدس‌سره با استناد به قرآن کریم می‌فرمایند: إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ (سوره تکویر، آیه ۱: هنگامی که خورشید درهم پیچیده شود). این آیه، تغییرپذیری و فنای عالم ماده را تأیید می‌کند. عالم ماده، برخلاف فیض قدیم الهی، محدود و فانی است.

خلقت تدریجی عالم

خلقت عالم، به‌ویژه عالم انسانی، تدریجی است. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که خلقت حضرت آدم و حوا، نشان‌دهنده حدوث عالم انسانی است، اما عالم پیش از آن‌ها خالی از موجودات دیگر نبود. پیش از آدم، موجوداتی مانند حیوانات و دیگر مخلوقات وجود داشتند، و انسان به دلیل برخورداری از نفس ناطقه، از آن‌ها متمایز شد.

درنگ: خلقت عالم انسانی با حضرت آدم آغاز شد، اما عالم پیش از او مملو از موجودات دیگر بود، و انسان به دلیل نفس ناطقه ممتاز است.

تعدد موجودات و تکامل تدریجی

تصور خالی بودن عالم پیش از خلقت آدم نادرست است، زیرا عالم مملو از موجودات دیگر مانند حیوانات، جن، و ملائکه بود. انسان، به دلیل ویژگی‌های متمایز خود، مانند عقل و اختیار، در مرتبه‌ای بالاتر قرار گرفت. این دیدگاه، با مفهوم تکامل تدریجی در فلسفه اسلامی هم‌خوانی دارد، که خلقت را جریانی پیوسته و تدریجی می‌داند.

نتیجه‌گیری

این کتاب، با کاوش در درس‌گفتار شماره ۹۳۱ استاد فرزانه قدس‌سره، به تبیین یکی از عمیق‌ترین مسائل فلسفی، یعنی ماهیت زمان و نسبت آن با عالم ماده و فیض الهی، پرداخته است. نقد استدلال‌های متکلمان، به‌ویژه قیاس‌های منطقی مانند «عالم خالی از حوادث نیست، پس حادث است»، نشان داد که این استدلال‌ها به دلیل خلط میان ظرف و مظروف، از استحکام منطقی برخوردار نیستند. تمایز میان فیض قدیم الهی و مستفیض حادث، کلید حل پارادوکس حدوث و قدم زمان است. تأکید بر تحلیل وجودی، به جای تکیه بر قیاس‌های ذهنی، فلسفه صدرایی را به ابزاری قدرتمند برای فهم حقیقت وجود تبدیل می‌کند. استناد به آیات قرآن کریم، مانند فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ و إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ، بر ضرورت توجه به واقعیت‌های وجودی تأکید دارد. زمان، برخلاف تصور برخی فلاسفه مانند ارسطو، موجودی ضعیف و محدود به عالم ماده است، و عالم ماده به دلیل تغییرپذیری، حادث و فانی است. این نوشتار، با ارائه تحلیلی جامع و دقیق، نه‌تنها به غنای فلسفه اسلامی می‌افزاید، بلکه خواننده را به تأمل در نسبت میان زمان، حرکت، و فیض الهی دعوت می‌کند.

با نظارت صادق خادمی