متن درس
وحدت و قرب در فلسفه و عرفان اسلامی: تبیین مکانیسم ابراز وجودی
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه قدسسره (جلسه ۱۰۷۳)
﴿بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾
به نام خداوند بخشنده مهربان
دیباچه
مفهوم وحدت و قرب به ذات الهی، چونان ستارهای درخشان در آسمان فلسفه و عرفان اسلامی، از دیرباز محور تأملات عمیق حکما و عرفا بوده است. این مفاهیم، که در پیوند با حقیقت وجود، نفس انسانی، و ظهورات وجودی تعریف میشوند، در درسگفتار شماره ۱۰۷۳، ارائهشده در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸، با نگاهی نوین و روششناختی بررسی شدهاند. استاد فرزانه قدسسره، با تکیه بر مفهوم «ابراز» بهعنوان مکانیسم وجودی نفس، وحدت را نه در قالب اتحاد مادی یا جوهری، بلکه بهمثابه ظهوری وجودی در مراتب گوناگون تبیین میکنند. این دیدگاه، با نقد رویکردهای سنتی و عرفانهای قلندری، فلسفه و عرفان اسلامی را از بند خیالات و مفاهیم اعتباری رها ساخته و به سوی تبیینی علمی و منسجم رهنمون میسازد.
بخش یکم: حقیقت وحدت و قرب در مراتب وجودی
وحدت بهمثابه قانون حاکم بر وجود
وحدت و قرب به ذات الهی، چونان جریانی زلال در بستر وجود، در همه مراتب و تعینات، از اشیاء مادی تا مجردات، وزان واحدی دارند. استاد فرزانه قدسسره تأکید میورزند که حقیقت وحدت، برخلاف تصورات سنتی که آن را به مراتب متعالی و اتحاد را به مراتب مادی نسبت میدهند، در همه مراتب وجودی یکسان است. این وحدت، نه به معنای ترکیب یا امتزاج، بلکه بهمثابه ظهوری وجودی است که تحت قانونی واحد عمل میکند.
تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که وحدت، بهعنوان اصلی وجودی، کثرت ظاهری مراتب را در خود حل میکند. همانگونه که گل از آب، خاک، هوا، و حرارت پدید میآید و با آنها وحدت مییابد، وجود نیز در مراتب گوناگون خود، ظهوراتی واحد را متجلی میسازد. این تمثیل، وحدت را به مثابه جریانی نشان میدهد که کثرت عناصر را در حقیقتی یکپارچه متحد میسازد.
قرب و پویایی مراتب
قرب به ذات الهی، در مراتب نازل آسانتر و در مراتب متعالی دشوارتر به نظر میرسد، اما ساختار آن در همه مراتب یکسان است. استاد، با تمثیلی از شمارش پول، این پویایی را تبیین میکنند: شمارش پول اندک آسان است، اما پول بسیار، به دلیل شدت و کثرت، دشوار مینماید. با این حال، مکانیسم شمارش در هر دو یکسان است. قرب نیز، چه در مراتب نازل و چه در مراتب عالی، از قانونی واحد تبعیت میکند.
این دیدگاه، به انسجام ساختاری قرب در همه مراتب وجودی اشاره دارد. تفاوت در سهولت یا دشواری قرب، نه به ساختار آن، بلکه به توان نفس و ذهنیت سالک بستگی دارد. نفس انسانی، چونان ظرفی است که بسته به گنجایش خود، مراتب مختلف وجود را ابراز میکند.
جمعبندی بخش یکم
بخش نخست این نوشتار، با تبیین وحدت و قرب بهعنوان اصولی وجودی، بر یکسانی ساختار آنها در همه مراتب تأکید ورزید. وحدت، قانونی واحد است که کثرت ظاهری را در حقیقتی یکپارچه متحد میسازد، و قرب، با وجود تفاوت در سهولت یا دشواری، از مکانیسمی یکسان برخوردار است. این بخش، با بهرهگیری از تمثیلات، راه را برای فهم عمیقتر این مفاهیم هموار ساخت.
بخش دوم: مکانیسم ابراز در نفس انسانی
ابراز بهمثابه خلاقیت وجودی نفس
استاد فرزانه قدسسره، مفهوم ابراز را بهعنوان مکانیسم بنیادین نفس انسانی معرفی میکنند. نفس، چونان آفرینندهای خلاق، موجودات را در خود متجلی میسازد، اما این خلاقیت، برخلاف خلق الهی که بینیاز از سوژه است، به سوژهای خارجی وابسته است. به عنوان مثال، غذا در بدن انسان به ظرافت رگهای چشم تبدیل میشود، نه آنکه غذا بهصورت خارجی در بدن باقی بماند، بلکه نفس آن را به خود تبدیل و ابراز میکند.
این تمثیل، به خلاقیت نفس در تبدیل سوژههای خارجی به ظهورات وجودی اشاره دارد. همانگونه که غذا در بدن به بخشی از وجود انسان تبدیل میشود، معلوم در علم نیز به ظهور وجودی نفس مبدل میگردد، نه آنکه با آن متحد شود.
یکسانی ساختار ابراز در همه مراتب
ساختار ابراز نفس، چه در مواجهه با حق، چه سنگ، چه گل، و چه مجردات، یکسان است. استاد تأکید دارند که تفاوت در ابراز، نه به ساختار آن، بلکه به نوع مبرز (فاعل) و مبرَز (موضوع) بستگی دارد. برای مثال، تصور فرزند برای والدین آسانتر است تا تصور غیر، اما این سهولت، به نزدیکی سوژه به نفس بستگی دارد، نه به تفاوت در مکانیسم ابراز.
این دیدگاه، به وحدت ساختاری نفس در همه مراتب وجودی اشاره دارد. نفس، چونان آیینهای است که همه موجودات را در خود بازتاب میدهد، اما کیفیت این بازتاب، به توان و تهذیب نفس وابسته است.
نقد اتحاد در علم و معلوم
استاد، با نقدی دقیق، تأکید میورزند که علم با معلوم متحد نمیشود، بلکه معلوم در علم ابراز میگردد. این دیدگاه، برخلاف تصورات سنتی که وحدت علم و معلوم را به اتحاد جوهری نسبت میدهند، وحدت را به ظهور وجودی در ظرف علم بازمیگرداند. به عنوان مثال، شناسنامه بهعنوان سوژه، در ذهن ابراز میشود، بدون آنکه ذهن با آن متحد گردد.
جمعبندی بخش دوم
بخش دوم، با تبیین مکانیسم ابراز بهعنوان خلاقیت وجودی نفس، بر یکسانی ساختار این فرآیند در همه مراتب تأکید ورزید. نفس، با تبدیل سوژههای خارجی به ظهورات وجودی، موجودات را در خود متجلی میسازد، اما این ابراز، به توان نفس و نوع سوژه وابسته است. نقد اتحاد جوهری در علم و معلوم، راه را برای تبیینی وجودی از وحدت هموار ساخت.
بخش سوم: نقد عرفان قلندری و ضرورت تهذیب نفس
نقد تصور دوری حق
استاد فرزانه قدسسره، با استناد به آیات قرآن کریم، تصور دوری حق را نادرست میشمارند. آیاتی چون «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَمَا كُنْتُمْ» (او با شماست هر کجا باشید) و «فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ ٱللَّهِ» (هر کجا رو کنید، آنجا وجه خداست) بر حضور دائمی حق تأکید دارند. این دیدگاه، تصور عامهپسند دوری خدا را نفی کرده و قرب را بهعنوان واقعیتی وجودی معرفی میکند.
﴿أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ ٱلْوَرِيدِ﴾
نزدیکتر از رگ گردن است
این آیه، قرب حق را به مثابه نوری که در ژرفای وجود انسان میدرخشد، تبیین میکند. استاد تأکید دارند که حق، نزدیکترین مبرَز به نفس است و ابراز آن، برای نفوس آماده، آسانتر از هر چیز دیگر است.
نقد عرفان بیاثر و قلندری
استاد، با نقدی صریح، عرفان قلندری و دروایشی را به دلیل فقدان تهذیب و تمرین، ناکارآمد میدانند. این عرفان، چونان درختی بیریشه، فاقد آثار حقیقی است و به خیالات و احساسات محدود میشود. به عنوان مثال، جستجوی حق با «دویدن و در زدن» به حالات قلندری بازمیگردد که برای عوام مناسب است، اما از حقیقت عرفان دور است.
تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که عرفان حقیقی، نیازمند تهذیب نفس، تمرین عملی، و اخلاص است. استاد، با تمثیلی از رانندهای که بدون شاگردی مکانیک نمیشود، بر اهمیت تجربه عملی در سلوک تأکید میورزند.
نقش عبادت در ابراز حق
نماز، بهمثابه مشکی که با بالا و پایین رفتن، قرب و وصول را در نفس متجلی میسازد، در سلوک عرفانی نقشی محوری دارد. استاد تأکید دارند که نماز، صفا، معراج، و وحدت را در نفس ابراز میکند، اما این ابراز، تنها در سجادهای مخفی و با اخلاص محقق میشود. سجادهای که چونان ناموس سالک، از دیدهها پنهان است، به حقیقت عرفان نزدیکتر است.
جمعبندی بخش سوم
بخش سوم، با نقد تصور دوری حق و عرفان قلندری، بر ضرورت تهذیب نفس و اخلاص در سلوک تأکید ورزید. آیات قرآن کریم، حضور دائمی حق را تأیید کرده و قرب را واقعیتی وجودی معرفی میکنند. نقش عبادت، بهویژه نماز، در ابراز حق، راه را برای تبیینی عرفانی و علمی از وحدت هموار ساخت.
بخش چهارم: نقش تهذیب نفس در سلوک عرفانی
شارژ ذهنیت و پویایی نفس
استاد فرزانه قدسسره، تهذیب نفس را به شارژ ذهنیت تشبیه میکنند که نفس را برای ابراز مراتب متعالی آماده میسازد. ذهن، چونان ویندوزی است که اگر «بالا نیاید»، توان ابراز ندارد. عوامل متعددی، از جمله مربی، رزق، و محبوب، میتوانند ذهن را برای این فرآیند شارژ کنند.
این دیدگاه، به پویایی نفس انسانی در برابر محدودیتهای حیوانی اشاره دارد. برخلاف حیوانات که در مرتبه خود محدودند، نفس انسانی، چونان ظرفی انعطافپذیر، قابلیت تغییر و ارتقا دارد.
نقد ذهن بسته و محدودیتهای نفسانی
ذهن بسته، مانند ظرفی قفلشده، از فیض الهی بهره نمیگیرد. استاد، با تمثیلی از آب فاضلاب، دل آلوده را به ظرفی تشبیه میکنند که هر چیز پاک را آلوده میسازد. این نقد، بر ضرورت تطهیر نفس برای دریافت حقایق تأکید دارد.
تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که محدودیتهای نفسانی، مانع اصلی وصول به حقاند. نفس، اگر از آلودگیها پاک نشود، نمیتواند حق را بهصورت حقیقی ابراز کند.
جمعبندی بخش چهارم
بخش چهارم، با تأکید بر نقش تهذیب نفس در سلوک، شارژ ذهنیت را بهعنوان شرطی اساسی برای ابراز مراتب متعالی معرفی کرد. نقد ذهن بسته و آلودگیهای نفسانی، بر ضرورت تطهیر نفس تأکید ورزید تا راه برای وصول به حق هموار گردد.
بخش پنجم: نقد فلاسفه و عرفان علمی
نقد عرفان فلاسفه
استاد فرزانه قدسسره، با نگاهی انتقادی، عرفان فلاسفهای چون ابنسینا و ملاصدرا را به دلیل فقدان آثار عملی و تمرکز بر علمیات، ناکارآمد میدانند. این فلاسفه، هرچند در معنویات قوی بودند، اما در سجاده و عمل عرفانی، ابتدایی عمل کردند. استاد، با تمثیلی از زرگری که در تخصص خود موفق است اما در زمین ضرر میکند، بر اهمیت تمرکز بر سلوک عملی تأکید میورزند.
نقد علم دینی و ضرورت تطهیر
استاد، با اشاره به محدودیتهای علم دینی، بر ضرورت تطهیر حوزههای علمی و نفوس تأکید میورزند. علم دینی، اگر از تهذیب و تمرین عملی خالی باشد، چونان درختی بیثمر، فاقد آثار حقیقی است. این نقد، به ضعف نظامهای آموزشی مدرن در تربیت عرفانی اشاره دارد که به تعطیلی معنوی منجر شده است.
تحلیل این دیدگاه نشان میدهد که علم دینی، برای تأثیرگذاری، باید با تهذیب نفس و تمرین عملی همراه شود. استاد، با تمثیلی از شاگردی در حوزههای قدیم، بر اهمیت تجربه عملی در تربیت عرفانی تأکید میورزند.
جمعبندی بخش پنجم
بخش پنجم، با نقد عرفان فلاسفه و محدودیتهای علم دینی، بر ضرورت سلوک عملی و تطهیر نفس تأکید ورزید. این بخش، با تبیین اهمیت تمرین و تهذیب، راه را برای بازسازی عرفان اسلامی در چارچوبی عملی و مؤثر هموار ساخت.
بخش ششم: آثار وحدت و قرب در سلوک عرفانی
آثار ابراز حقیقی
ابراز حقیقی حق، آثار مشخصی دارد، مانند رویت طواف عالم هستی و قوت عالمی. استاد تأکید دارند که سالک، با ابراز حق در نفس خود، عالم را متأثر میسازد. این دیدگاه، به تأثیر وجودی سلوک عرفانی بر عالم اشاره دارد که از خیالات و احساسات متمایز است.
نقش اولیاء و معصومین
استاد، با تمثیلی از رفتار ائمه معصومین (ع) با دشمنان، عرفان حقیقی را در عظمت و اخلاص ایشان متجلی میدانند. به عنوان مثال، امام صادق (ع) با نشان دادن قدرتی وجودی، راوی را متحیر ساختند، که این امر نشانه عرفان عملی و حقیقی است.
این دیدگاه، معصومین را بهعنوان الگوهای عرفان حقیقی معرفی میکند که با اخلاص و عمل، راه سلوک را روشن ساختهاند.
جمعبندی بخش ششم
بخش ششم، با تبیین آثار ابراز حقیقی و نقش معصومین در سلوک، بر اهمیت عرفان عملی و اخلاص تأکید ورزید. این بخش، با تمایز میان عرفان حقیقی و خیالات، راه را برای فهمی عمیقتر از وحدت و قرب گشود.
نتیجهگیری کل
این نوشتار، با بازخوانی درسگفتار شماره ۱۰۷۳ استاد فرزانه قدسسره، مفهوم وحدت و قرب را در چارچوبی وجودی و علمی تبیین کرد. وحدت، بهعنوان قانونی واحد، همه مراتب وجودی را در بر میگیرد، و قرب، از طریق مکانیسم ابراز نفس، به ظهور حق در وجود انسان منجر میشود. نقد عرفان قلندری و محدودیتهای علم دینی، بر ضرورت تهذیب نفس و سلوک عملی تأکید ورزید. آیات قرآن کریم، چونان مشعلهایی فروزان، حضور دائمی حق را تأیید کرده و راه را برای وصول به حقیقت روشن ساختند. این اثر، با ادغام تمامی جزئیات درسگفتار و تحلیلهای تفصیلی، مفاهیم پیچیده را در قالبی متین و دانشگاهی عرضه داشت تا چونان آیینهای، حقیقت وحدت و قرب را بازتاب دهد.
﴿لِيَقْرَبُونَا إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰ﴾
تا ما را به خدا نزدیکتر کنند
﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ﴾
آیا در آفرینش آسمانها و زمین نیندیشیدهاند؟
دعای صلوات: «خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست» به پیوند با معصومین اشاره دارد که راهنمای سلوک عرفانیاند.