در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 1239

متن درس





کمال مألوف و غیرمألوف: کاوشی در تجلیات وجودی و حقیقت اشیا

کمال مألوف و غیرمألوف: کاوشی در تجلیات وجودی و حقیقت اشیا

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره (جلسه ۱۲۳۹)

دیباچه

کمال، چونان قله‌ای رفیع در مسیر سلوک انسانی، مقصدی است که سالک را به سوی حقیقت وجود رهنمون می‌سازد. این نوشتار، با تکیه بر انسان‌شناسی عرفانی و فلسفی، به کاوش در دو ساحت کمال مألوف و غیرمألوف می‌پردازد که اولی در چهره‌های محسوس و آشنا تجلی می‌یابد و دومی در باطن ناشناخته اشیا و موجودات رخ می‌نماید. این اثر، استخراج‌شده از درس‌گفتارهای استاد فرزانه قدس‌سره در جلسه‌ای به تاریخ سوم آذرماه ۱۳۸۹، به بررسی نقش حکم اشیا، تجلیات وجودی، و مواجهه با حقیقت دنیا در دستیابی به کمالات غیرمألوف می‌پردازد. برخلاف رویکردهای صرفاً نظری، این نوشتار بر سلوک عملی و تزکیه نفس تأکید دارد و با بهره‌گیری از روایت تجسم دنیا در برابر امیرالمؤمنین (ع)، به تبیین عظمت دنیا به‌عنوان اسم اعظم الهی و نقش آن در آزمون‌های وجودی می‌پردازد. نقد جامعه معاصر، که در کثرت و حرص به زشتی گراییده، و دعوت به بازگشت به تبار انبیا، از دیگر محورهای این کاوش است. ساختار این اثر، با شماره‌گذاری نکات کلیدی و تحلیل‌های تفصیلی، به‌گونه‌ای طراحی شده که خواننده را در مسیری منسجم و روشن به سوی فهم عمیق هدایت کند.

بخش نخست: تمایز کمالات مألوف و غیرمألوف

ماهیت کمالات مألوف و غیرمألوف

کمال انسانی، چونان درختی تنومند، دارای دو شاخه اصلی است: کمال مألوف و کمال غیرمألوف. کمال مألوف، در چهره‌های محسوس و آشنا، مانند دیدن پدر، عمو، عارف، یا مؤمن در خواب یا بیداری، تجلی می‌یابد. این کمالات، چونان آیینه‌ای صاف، در دسترس ادراکات حسی‌اند و با گفت‌وگو، تبادل ذکر، یا نشانه همراه می‌شوند. اما کمال غیرمألوف، چونان گوهری در ژرفای وجود، فراتر از ادراکات متعارف است و در تجلیات باطنی، مانند رویت دنیا، ابلیس، یا ملک، آشکار می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که کمال غیرمألوف، به دلیل عمق و سنگینی، از کمال مألوف برتر است و نیازمند تزکیه نفس و خروج از مفهوم‌محوری است.

درنگ: کمالات مألوف در چهره‌های محسوس و آشنا تجلی می‌یابند، اما کمالات غیرمألوف، به دلیل باطنی بودن و فراتر رفتن از ادراکات حسی، از عمق و برتری بیشتری برخوردارند.

مصادیق کمال مألوف

کمال مألوف، در تجربه‌های ملموس و روزمره، مانند دیدار با افراد آشنا در خواب یا بیداری، متجلی می‌شود. این دیدارها، که ممکن است شامل گفت‌وگو، تبادل نشانه، یا دریافت آدرس باشد، در چارچوب ادراکات حسی قرار دارند. استاد فرزانه قدس‌سره این مصادیق را ابزار شناخت می‌دانند که انسان را به سوی فهم اولیه از وجود خویش هدایت می‌کنند. این دیدگاه، با فلسفه معرفت و نقش ادراکات حسی در شناخت همخوانی دارد، اما محدود به سطح ظاهری است و به تنهایی برای رسیدن به کمال کافی نیست.

ویژگی‌های کمال غیرمألوف

کمال غیرمألوف، چونان سفری به سوی غیب، انسان را به رویت حقیقت اشیا و موجودات، مانند دنیا، حجم حقیقت، یا بزرگی و کوچکی، رهنمون می‌سازد. در این ساحت، دل انسان خالی می‌شود، قلبش باز می‌گردد، و زمینه‌ای برای دریافت حقیقت فراهم می‌آید. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که در این فرآیند، ممکن است صدایی ناشناخته سخن بگوید، امری کند، یا دستوری دهد، بدون آنکه چهره‌ای دیده شود. این تجلیات، چونان شعله‌ای در تاریکی، نشانه بصیرت و عمق وجودی‌اند.

درنگ: کمال غیرمألوف، با تجلی حقیقت اشیا و دریافت‌های باطنی، انسان را به سوی آگاهی عمیق و شهود غیبی هدایت می‌کند.

تجلیات غیرمألوف و مواجهه با حقیقت

در کمال غیرمألوف، انسان ممکن است در یک آن، دنیا، ابلیس، جن، یا ملک را مشاهده کند. این تجلیات، که فراتر از ادراکات متعارف‌اند، نیازمند قلبی پاک و ذهنی فارغ از مشقی و مفهوم‌محوری است. استاد فرزانه قدس‌سره این مواجهه را به لحظه‌ای تشبیه می‌کنند که انسان در برابر حجم حقیقت قرار می‌گیرد و خود را در مقابل خود می‌بیند. این تجربه، با عرفان نظری و مفهوم وحدت در کثرت همخوانی دارد و نشانه‌ای از بصیرت و عمق سلوک است.

جمع‌بندی بخش نخست

کمال مألوف و غیرمألوف، دو ساحت متمایز در مسیر سلوک انسانی‌اند. کمال مألوف، چونان دروازه‌ای به سوی شناخت اولیه، در چهره‌های محسوس و آشنا تجلی می‌یابد، اما کمال غیرمألوف، چونان گوهری پنهان، در باطن اشیا و موجودات آشکار می‌شود. این بخش، با تأکید بر برتری کمال غیرمألوف و ضرورت تزکیه نفس، انسان را به خروج از مفهوم‌محوری و آمادگی برای دریافت حقیقت دعوت می‌کند.

بخش دوم: تجسم دنیا و عظمت آن

روایت تجسم دنیا در فدک

استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به روایتی مندرج در مکاسب شیخ انصاری، به توصیف مواجهه امیرالمؤمنین (ع) با تجسم دنیا در فدک می‌پردازند. در این روایت، امیرالمؤمنین (ع)، در حالی که در باغ فدک با بیل کار می‌کردند، با زنی زیبارو مواجه شدند که زیبایی‌اش قلب ایشان را به لرزه درآورد. این زن، که خود را دنیا معرفی کرد، به ایشان پیشنهاد ازدواج و نجات از زحمت کار و اعطای خزاین زمین داد. این تجلی، که به شکل زنی مشابه سنیه بنت عامر جحمی، از زیباترین زنان قریش، ظاهر شد، نشانه‌ای از عظمت دنیا و قدرت فریبندگی آن است.

درنگ: تجسم دنیا در برابر امیرالمؤمنین (ع) در فدک، نشانه عظمت و فریبندگی آن است که حتی قلب اولیای الهی را به لرزه درمی‌آورد.

عظمت دنیا به‌عنوان اسم اعظم الهی

استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که دنیا، برخلاف تصورات رایج، نه اعتباری و بی‌ارزش، بلکه اسم اعظم الهی است که ابلیس، اولیا، و مردم را تحت سیطره خود دارد. دنیا در اشکال گوناگون، از جمله علم، مال، کمال، زن، یا مرد، تجلی می‌یابد و با چهره‌های مختلف، انسان را به آزمون می‌کشاند. این دیدگاه، با فلسفه عرفانی و نظریه تجلی همخوانی دارد و دنیا را چونان آیینه‌ای می‌داند که حقیقت الهی را در کثرت اشکال بازمی‌تاباند.

درنگ: دنیا، به‌عنوان اسم اعظم الهی، با تجلی در اشکال مختلف، عظمت و جامعیت خود را آشکار می‌سازد و انسان را به آزمون می‌کشاند.

گفت‌وگوی دنیا و تحقیر ظاهری

در روایت فدک، دنیا با خطاب «یا بن ابی‌طالب» با امیرالمؤمنین (ع) سخن گفت و ایشان را به‌گونه‌ای کوچک شمرد. این خطاب، که از موضع بالا ادا شد، نشانه‌ای از فتنه و آزمون دنیاست. استاد فرزانه قدس‌سره این گفت‌وگو را نشانه‌ای از عظمت دنیا می‌دانند که حتی اولیای الهی را به چالش می‌کشد. این مفهوم، با روان‌شناسی عرفانی و نقش فتنه در سلوک همخوانی دارد.

پاسخ امیرالمؤمنین (ع) و رد دنیا

امیرالمؤمنین (ع)، پس از پرسش از هویت دنیا و آگاهی از حقیقت آن، دنیا را رد کردند و فرمودند: «تو در شأن من نیستی». این پاسخ، نشانه تقوا و زهد ایشان است که حتی در برابر فریبندگی دنیا تسلیم نشدند. استاد فرزانه قدس‌سره این رد را با سرایش شعری توسط ایشان، که با بیت «لقد خاب من غرته الدنیا» آغاز می‌شود، تکمیل می‌دانند. این شعر، بیانگر حقیقت فانی دنیا و ضرورت پرهیز از فریب آن است.

درنگ: رد دنیا توسط امیرالمؤمنین (ع) و سرایش شعر در نکوهش آن، نشانه تقوا و بصیرت در برابر فتنه‌های وجودی است.

جمع‌بندی بخش دوم

تجسم دنیا در فدک، چونان آیینه‌ای، عظمت و فریبندگی آن را آشکار می‌سازد. دنیا، به‌عنوان اسم اعظم الهی، در اشکال گوناگون تجلی می‌یابد و انسان را به آزمون می‌کشاند. پاسخ امیرالمؤمنین (ع) به این تجلی، نشانه‌ای از بصیرت و تقواست که سالک را به پرهیز از فریب دنیا و تمرکز بر حقیقت الهی دعوت می‌کند. این بخش، با تأکید بر نقش دنیا در سلوک، انسان را به بازاندیشی در مواجهه با تجلیات وجودی فرا می‌خواند.

بخش سوم: حکم اشیا و تسخیر موجودات

چهره و حکم اشیا

هر شیء، چونان کتابی گشوده، دارای سه ساحت است: شئیت، آثار، و حکم. شئیت، وجود ظاهری شیء، مانند خرما یا سیب است؛ آثار، ویژگی‌های آن، مانند شیرینی یا ترشی؛ و حکم، حقیقت باطنی آن است که از همه مهم‌تر است. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که یافتن حکم اشیا، انسان را به تسخیر موجودات، از جمله جن و ملک، توانمند می‌سازد. این دیدگاه، با دعای حضرت سلیمان در قرآن کریم، رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (الشعراء: ۸۳؛ پروردگارا، به من حکمت عطا کن و مرا به شایستگان ملحق فرما)، همخوانی دارد.

درنگ: حکم اشیا، حقیقت باطنی آن‌هاست که با یافتن آن، انسان به تسخیر موجودات توانمند می‌شود.

تجلی شیرینی و کمال غیرمألوف

شیرینی خرما، اگرچه ملموس است، در ساحت ظاهری دیده نمی‌شود؛ اما اگر تجسم یابد، به کمال غیرمألوف تبدیل می‌شود. استاد فرزانه قدس‌سره این تجلی را نشانه‌ای از یافتن حکم اشیا می‌دانند. وقتی حکم اشیا آشکار شود، چهره باطنی آن‌ها، مانند شیرینی خرما یا زیبایی دنیا، برای صاحب بصیرت متجلی می‌گردد. این مفهوم، با فلسفه عرفانی و نظریه تجلی همخوانی دارد و بر نقش بصیرت در سلوک تأکید می‌کند.

قدرت اولیای الهی

اولیای الهی، چونان زنبور عسل، با داشتن حکم اشیا، از تجلیات موجودات بهره‌مندند و قدرتمندند. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که این قدرت، نه برای بهره‌برداری شخصی، بلکه به‌عنوان امانتی الهی حفظ می‌شود. این دیدگاه، با حدیث «العلماء ورثة الأنبياء» (دانشمندان، وارثان انبیا هستند) همخوانی دارد و اولیا را وارثان حکمت و قدرت باطنی می‌داند.

درنگ: اولیای الهی، با داشتن حکم اشیا، از تجلیات باطنی بهره‌مندند و این قدرت را به‌عنوان امانتی الهی حفظ می‌کنند.

مصونیت اولیا

اولیای الهی، چونان قلعه‌ای استوار، مصون و محفوظ‌اند و نیازی به محافظت ظاهری ندارند. استاد فرزانه قدس‌سره این مصونیت را به زنبور عسل تشبیه می‌کنند که نیش خود را جز در ضرورت به کار نمی‌برد. این اصل، با مفهوم توکل و حفاظت الهی در عرفان همخوانی دارد و نشانه‌ای از قدرت باطنی اولیاست.

نشانه‌های داشتن حکم

قدرت و رویت تجلیات، نشانه‌های داشتن حکم‌اند، حتی اگر این قدرت اعمال نشود. استاد فرزانه قدس‌سره تأکید دارند که اگر کسی در باطن خود تجلی غیرمألوف را مشاهده کند، نشانه‌ای از وجود حکم در اوست، هرچند خود از آن آگاه نباشد. این دیدگاه، با فلسفه عرفانی و نقش بصیرت در سلوک همخوانی دارد.

جمع‌بندی بخش سوم

حکم اشیا، چونان کلیدی زرین، دروازه تسخیر موجودات و دستیابی به کمالات غیرمألوف را می‌گشاید. تجلی شیرینی و چهره باطنی اشیا، نشانه‌ای از این حکم است که اولیای الهی را به قدرت و مصونیت رهنمون می‌سازد. این بخش، با تأکید بر نقش حکمت و بصیرت، انسان را به جست‌وجوی حقیقت اشیا و آمادگی برای دریافت تجلیات دعوت می‌کند.

بخش چهارم: نقد جامعه و ضرورت بازگشت به تبار انبیا

نقد زشتی جامعه معاصر

استاد فرزانه قدس‌سره، با نگاهی نقادانه، جامعه معاصر را به دلیل حرص و کثرت به زشتی گراییده می‌دانند. در این جامعه، چهره‌ها از آب و رنگ افتاده‌اند و از هر صد نفر، تنها سه یا چهار نفر دارای جمال ظاهری‌اند. این زشتی، نتیجه ولوله و حرص والدین است که به فرزندان منتقل شده و زیبایی را کاهش داده است. این نقد، با روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی دینی همخوانی دارد و بر تأثیر رفتارهای نفسانی بر جامعه تأکید می‌کند.

درنگ: حرص و کثرت در جامعه معاصر، به کاهش زیبایی و گرایش به زشتی منجر شده است.

نقد علم دینی مفهوم‌محور

استاد فرزانه قدس‌سره، با نقد آموزش‌های مفهوم‌محور در علم دینی، تأکید دارند که مشقی مداوم، بدون تزکیه نفس، به غرور و منیت منجر می‌شود. این رویکرد، که از تبار انبیا فاصله گرفته، مانع دستیابی به کمالات غیرمألوف است. این نقد، با فلسفه تربیت اسلامی همخوانی دارد و بر ضرورت بازگشت به سلوک عملی تأکید می‌کند.

ضرورت بازگشت به تبار انبیا

برای دستیابی به کمالات مألوف و غیرمألوف، علم دینی باید به تبار انبیا بازگردد. استاد فرزانه قدس‌سره این بازگشت را شرط رهایی از مفهوم‌محوری و رسیدن به بصیرت می‌دانند. این دیدگاه، با فلسفه عرفانی و نقش وراثت انبیا همخوانی دارد و علم دینی را به سوی سلوک عملی و حکمت باطنی هدایت می‌کند.

درنگ: بازگشت علم دینی به تبار انبیا، شرط دستیابی به کمالات مألوف و غیرمألوف و رهایی از مفهوم‌محوری است.

نقش مربی در سلوک

سلوک به سوی کمال غیرمألوف، گاه نیازمند مربی است که سالک را در شناسایی و متعادل‌سازی تمایلات هدایت کند. استاد فرزانه قدس‌سره نقش مربی را با مرشد در عرفان اسلامی مقایسه می‌کنند، اما تأکید دارند که زحمت شخصی سالک ضروری است. این مفهوم، با عرفان عملی و نقش هدایت در سلوک همخوانی دارد.

نقد تازه به دوران رسیدگی

استاد فرزانه قدس‌سره، با نقل خاطره‌ای از یکی از عالمان دینی، تازه به دوران رسیدگی را نقد می‌کنند. این عالم، با طنز، فردی را که به دلیل موفقیت ظاهری به غرور افتاده بود، به پابرهنگی‌اش یادآوری کرد. این نقد، با اخلاق اسلامی و ضرورت تواضع همخوانی دارد و غرور را مانعی در مسیر کمال می‌داند.

جمع‌بندی بخش چهارم

نقد جامعه معاصر و علم دینی مفهوم‌محور، ضرورت بازگشت به تبار انبیا و تزکیه نفس را آشکار می‌سازد. حرص و کثرت، زیبایی را از جامعه ربوده و مشقی مداوم، علم دینی را از حکمت باطنی دور کرده است. این بخش، با تأکید بر نقش مربی و نقد غرور، انسان را به سلوک عملی و آمادگی برای دریافت کمالات دعوت می‌کند.

بخش پنجم: ولایت و اخلاق حکومتی

نقد ولایت حرام

استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به روایت مکاسب، بر پرهیز از ولایت حرام تأکید دارند. انسان نباید متولی امور حرام شود یا به جور جائر کمک کند. این اصل، با فقه اسلامی و اخلاق حکومتی همخوانی دارد و ولایت را مشروط به عدالت و تقوا می‌داند.

درنگ: پرهیز از ولایت حرام و کمک به جور جائر، شرط اساسی عدالت در حکومت است.

وظایف والی

والی باید با خود و رعیتش به عدالت و تقوا رفتار کند. استاد فرزانه قدس‌سره، با استناد به روایت، وظایف والی را در رفتار عادلانه و پرهیز از ظلم تبیین می‌کنند. این دیدگاه، با کلام اسلامی و سیره علوی همخوانی دارد و عدالت را بنیان ولایت می‌داند.

ابتلا به ولایت

یکی از یاران امیرالمؤمنین (ع)، ولایت اهواز را بلا و ابتلا دانست و از ایشان راهنمایی خواست. استاد فرزانه قدس‌سره این ابتلا را آزمونی در مسیر سلوک می‌دانند که نیازمند بصیرت و تقواست. این مفهوم، با عرفان عملی و نقش آزمون‌های الهی همخوانی دارد.

پاسخ امیرالمؤمنین (ع) به یار

امیرالمؤمنین (ع) به یار خود دستوراتی برای رفتار در ولایت اهواز ارائه کردند که بر عدالت و تقوا استوار بود. استاد فرزانه قدس‌سره این پاسخ را نشانه‌ای از سیره علوی و حکمت حکومتی می‌دانند که راهنمای والیان است.

فدک و حضرت زهرا (س)

فدک، ملک حضرت زهرا (س) بود که از پیامبر اکرم (ص) به ایشان ارث رسید. استاد فرزانه قدس‌سره این موضوع را با فقه شیعی و تاریخ اسلامی مرتبط می‌دانند و فدک را نمادی از حق و عدالت معرفی می‌کنند.

درنگ: فدک، به‌عنوان ملک حضرت زهرا (س)، نمادی از حق و عدالت در تاریخ اسلامی است.

کار و تواضع امیرالمؤمنین (ع)

امیرالمؤمنین (ع) در فدک با بیل کار می‌کردند و زحمت می‌کشیدند. استاد فرزانه قدس‌سره این عمل را نشانه تواضع و سیره علوی می‌دانند که اولیای الهی را از غرور و منیت دور نگه می‌دارد. این مفهوم، با عرفان عملی و نقش زحمت در سلوک همخوانی دارد.

جمع‌بندی بخش پنجم

ولایت و اخلاق حکومتی، چونان چراغی راهنما، والی را به عدالت و تقوا هدایت می‌کند. پرهیز از ولایت حرام، وظایف عادلانه والی، و ابتلا به ولایت، آزمون‌هایی هستند که بصیرت و تقوا را می‌طلبند. فدک و کار امیرالمؤمنین (ع)، نشانه‌های حق و تواضع‌اند که راهنمای سلوک حکومتی‌اند.

نتیجه‌گیری نهایی

این نوشتار، با کاوش در کمالات مألوف و غیرمألوف، انسان را به سوی فهم حقیقت اشیا و تجلیات وجودی هدایت کرد. کمال غیرمألوف، با تکیه بر حکم اشیا، سالک را به تسخیر موجودات و دریافت بصیرت رهنمون می‌سازد. روایت تجسم دنیا در فدک، عظمت آن را به‌عنوان اسم اعظم الهی آشکار کرد و پاسخ امیرالمؤمنین (ع) به آن، نشانه تقوا و زهد بود. نقد جامعه معاصر و علم دینی مفهوم‌محور، ضرورت بازگشت به تبار انبیا را برجسته ساخت. آیات قرآن کریم، مانند رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (الشعراء: ۸۳)، و حدیث «العلماء ورثة الأنبياء» (دانشمندان، وارثان انبیا هستند)، بر اهمیت حکمت و وراثت انبیا تأکید دارند. این اثر، انسان را به سلوک عملی، تزکیه نفس، و جست‌وجوی حقیقت دعوت می‌کند تا با توکل و تلاش، به قله‌های کمال دست یابد.

با نظارت صادق خادمی