در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 1399

متن درس





کاوش در مفهوم قدرت و زندگی اجتماعی در پرتو قرآن کریم

کاوش در مفهوم قدرت و زندگی اجتماعی در پرتو قرآن کریم

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 1399)

دیباچه

مفهوم قدرت، چونان جریانی ژرف و بی‌کران، در تاروپود حیات انسانی جاری است و قرآن کریم، چون چراغی روشنگر، تمامی زوایا و شاخه‌های آن را در نسبت با انسان و جامعه تبیین می‌نماید. این نوشتار، با الهام از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، به کاوش در مفهوم قدرت و تجلی آن در رفتار اجتماعی و خلقیات انسانی می‌پردازد. محور بحث، الگوی زندگی پیامبرانه در سیره موسی و شعیب علیهما‌السلام است که در آیات سوره قصص تجلی یافته و نمونه‌ای از جامعه‌ای باز، آزادمنش، و مبتنی بر اعتماد و انصاف را به تصویر می‌کشد. این نوشتار، با نگاهی عمیق به این آیات، به نقد فرهنگ بسته، شکاکانه، و خشونت‌آمیز در جوامع کنونی پرداخته و بر ضرورت بازگشت به سیره پیامبران برای تحقق مدینه فاضله اسلامی تأکید می‌ورزد.

بخش یکم: گستردگی مفهوم قدرت در قرآن کریم

قدرت، چونان دریایی بی‌کران، دارای زوایا و شاخه‌های بی‌شمار است که در آیینه قرآن کریم، تمامی ابعاد آن در نسبت با انسان، جامعه، و خلقیات تبیین شده است. قدرت، تنها در سلطه مادی خلاصه نمی‌شود، بلکه در حکمت، درایت، و رفتار اجتماعی متعالی نیز جلوه‌گر است. قرآن کریم، چونان نقشه‌ای جامع، انسان را به سوی فهم این حقیقت رهنمون می‌سازد که قدرت حقیقی در هماهنگی با اصول الهی و اخلاقی نمود می‌یابد.

درنگ: قدرت در قرآن کریم، مفهومی چندبُعدی است که از توانایی‌های مادی فراتر رفته و شامل حکمت، درایت، و رفتار اجتماعی متعالی می‌شود.

بخش دوم: خلقیات، بنیان رهبری در جامعه اسلامی

خلقیاتی چون انصاف، همکاری، و توجه به دیگران، چون ستون‌هایی استوار، ساختار رهبری در جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند. رهبری، در نگاه اسلامی، نه تنها به معنای هدایت سیاسی، بلکه به معنای پیشوایی در اخلاق و رفتار اجتماعی است. انسان با پرورش این خلقیات، می‌تواند در ظرف رهبری، نقشی مؤثر ایفا کند و جامعه‌ای را به سوی تعالی رهنمون سازد.

درنگ: انصاف و همکاری، چون ریشه‌های درختی تنومند، بنیان رهبری اسلامی را استوار می‌سازند.

بخش سوم: رفتار اجتماعی، جلوه‌ای از قدرت

زندگی اجتماعی سالم، که بر پایه درایت، حکمت، و عقل استوار باشد، خود جلوه‌ای از قدرت است. همان‌گونه که کشتی‌گیر ماهر با فنون خود، بی‌نیاز از زور بازو به پیروزی می‌رسد، انسان با تسلط بر فنون زندگی اجتماعی، از پراکندگی و ناکامی در امان می‌ماند. ناآگاهی، خشونت، و مشکلات روحی، چون طوفانی ویرانگر، جامعه را به سوی پراکندگی سوق می‌دهند، اما رفتار اجتماعی سالم، چون سپری استوار، از این آسیب‌ها پیشگیری می‌کند.

برای نمونه، راننده‌ای حرفه‌ای، حتی در سرعت‌های بالا، با آرامش و مهارت رانندگی می‌کند، اما راننده‌ای ناآگاه، با کمترین سرعت نیز خود را به زحمت می‌اندازد. این تمثیل، نشانگر آن است که تسلط بر فنون زندگی اجتماعی، انسان را از خستگی و آسیب در روابط حفظ می‌کند.

درنگ: رفتار اجتماعی سالم، چون کلیدی طلایی، درهای سعادت و آرامش را در جامعه می‌گشاید.

بخش چهارم: مواجهه موسی علیه‌السلام با دختران شعیب علیه‌السلام

یکی از زیباترین جلوه‌های رفتار اجتماعی در قرآن کریم، در سیره موسی علیه‌السلام و تعامل او با دختران شعیب علیه‌السلام نمایان است. آیات سوره قصص، چون آیینه‌ای روشن، این تعامل را به تصویر می‌کشند:

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ کَبِيرٌ

ترجمه: و چون به آب‌مدیَن رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که [دام‌هایشان را] آب می‌دادند، و پشت سر آنها دو زن را یافت که [گوسفندانشان را] دور می‌کردند. گفت: کار شما چیست؟ گفتند: تا چوپانان [دام‌هایشان را] بازنگردانند، آب نمی‌دهیم، و پدرمان پیری سالخورده است.

موسی علیه‌السلام، به‌عنوان غریبه‌ای در سرزمین مدیَن، با مشاهده دو دختر که از آب دادن به گوسفندان خود بازمانده‌اند، با خیرخواهی و بدون وسواس، به یاری آنها می‌شتابد. این رفتار، نمونه‌ای از آزادمنشی و سلامت اخلاقی است که در جامعه پیامبرانه جریان دارد.

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

ترجمه: پس برای آن دو آب داد، سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: پروردگارا، من به هر خیری که بر من نازل کنی نیازمندم.

موسی علیه‌السلام، پس از این عمل خیر، با دعایی متواضعانه، فقر وجودی خود را در برابر لطف الهی ابراز می‌دارد. این دعا، چونان گوهر درخشانی، تواضع و وابستگی انسان به خداوند را نشان می‌دهد.

درنگ: خیرخواهی موسی علیه‌السلام، چون نسیمی روح‌نواز، نمونه‌ای از رفتار اجتماعی متعالی در سیره پیامبران است.

بخش پنجم: نقش فعال زنان در جامعه پیامبرانه

دختران شعیب علیه‌السلام، با متانت و آزادمنشی، در این رویداد نقش‌آفرینی می‌کنند. یکی از آنها، با شرمی توأم با وقار، موسی علیه‌السلام را به خانه دعوت می‌کند تا پاداش عملش را دریافت نماید:

فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

ترجمه: پس یکی از آن دو [دختر] نزد او آمد در حالی که با شرم راه می‌رفت، گفت: پدرم تو را می‌خواند تا پاداش آب‌دادن [گوسفندان] را به تو بدهد. چون نزد او آمد و سرگذشت خود را بر او بازگفت، [شعیب] گفت: مترس، از گروه ستمگران رهایی یافتی.

این آیه، چون گوهری درخشان، نقش فعال و متین زنان در جامعه پیامبرانه را نشان می‌دهد. آنها نه تنها در امور اجتماعی مشارکت دارند، بلکه با حفظ عفت و متانت، در تصمیم‌گیری‌ها نقش‌آفرین‌اند.

یکی از دختران، با پیشنهاد استخدام موسی علیه‌السلام به پدرش، نقشی مشورتی و مدیریتی ایفا می‌کند:

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

ترجمه: یکی از آن دو [دختر] گفت: ای پدر، او را به کار گیر، که بهترین کسی که به کار می‌گیری، نیرومند و امین است.

این پیشنهاد، نشانگر درایت و مدیریت دختران شعیب علیه‌السلام است که با شناخت دقیق از توانمندی‌ها و امانت‌داری موسی علیه‌السلام، پیشنهادی راهگشا ارائه می‌دهند.

درنگ: زنان در جامعه پیامبرانه، چون ستارگانی در آسمان اجتماع، با درایت و متانت، در تصمیم‌گیری‌ها نقش‌آفرین‌اند.

بخش ششم: ازدواج ساده و متمدنانه در سیره پیامبران

شعیب علیه‌السلام، با پیشنهاد ازدواج یکی از دخترانش به موسی علیه‌السلام، نمونه‌ای از ازدواج ساده و بدون تشریفات غیرضروری ارائه می‌دهد:

قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

ترجمه: گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال برایم کار کنی، و اگر ده سال را تمام کردی، از جانب خودت است، و نمی‌خواهم بر تو سخت گیرم. اگر خدا بخواهد، مرا از شایستگان خواهی یافت.

قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ ۖ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ

ترجمه: گفت: این [قرارداد] میان من و توست. هر کدام از این دو مدت را به پایان بردم، بر من ستمی نیست، و خدا بر آنچه می‌گوییم گواه است.

این آیات، چونان گوهری درخشان، سادگی و انصاف در ازدواج و معاملات اجتماعی را در سیره پیامبران نشان می‌دهند. شعیب علیه‌السلام، با پیشنهاد معامله‌ای منصفانه و بدون سخت‌گیری، الگویی از زندگی متمدنانه ارائه می‌دهد.

درنگ: ازدواج در سیره پیامبران، چون جویباری زلال، ساده، منصفانه، و عاری از پیچیدگی‌های غیرضروری است.

بخش هفتم: نقد فرهنگ بسته و شکاکانه

فرهنگ بسته، شکاکانه، و خشونت‌آمیز، چون سدی در برابر تحقق جامعه‌ای سالم و اسلامی، مانع از شکوفایی مدینه فاضله می‌شود. بدبینی در روابط خانوادگی و اجتماعی، مانند زهری مهلک، اعتماد را از میان برده و به انزواطلبی و پراکندگی می‌انجامد. انزواطلبی، که پس از واقعه کربلا در میان برخی جوامع اسلامی رواج یافت، به بسته شدن فرهنگ و ایجاد احکام غیرضروری انجامید. این انزوا، چون غباری بر آیینه دین، چهره اصیل اسلام را پوشاند.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، انزواطلبی طولانی‌مدت، توانایی‌های اجتماعی و روانی افراد را تضعیف می‌کند، مانند عضوی که از حرکت بازمانده و ناتوان می‌گردد. جامعه اسلامی، برای بازگشت به اصالت خود، نیازمند باز شدن درهای اعتماد و آزادمنشی است.

درنگ: فرهنگ بسته و شکاکانه، چون سدی استوار، مانع از تحقق مدینه فاضله اسلامی می‌شود.

بخش هشتم: ضرورت تربیت آزادمنشانه

تربیت فرزندان، چون کاشت بذری در خاک حاصلخیز، نیازمند آزادمنشی، اعتماد، و احترام متقابل است. تجسس در زندگی فرزندان و همسر، مانند بررسی کیف و تلفن آنها، چون زهری مهلک، اعتماد را نابود کرده و به فساد می‌انجامد. قرآن کریم، در آیه‌ای روشن، تجسس را نهی کرده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که برخی از گمان‌ها گناه است، و تجسس نکنید.

تربیت آزادمنشانه، مانند نسیمی روح‌نواز، فرزندان را به سوی استقلال و سلامت اخلاقی هدایت می‌کند. برای نمونه، باز کردن حساب بانکی برای فرزندان و دادن مسئولیت مالی به آنها، چون کلیدی طلایی، درهای اقتدار و اعتمادبه‌نفس را به رویشان می‌گشاید.

درنگ: تربیت آزادمنشانه، چون بذری در خاک حاصلخیز، شخصیت فرزندان را به سوی استقلال و سلامت سوق می‌دهد.

بخش نهم: نقد خشونت و سخت‌گیری در تربیت

خشونت و سخت‌گیری در تربیت، مانند طوفانی ویرانگر، به جای هدایت، به فساد و فرار فرزندان می‌انجامد. تنبیه به دلیل عدم انجام واجبات، مانند نافرمانی در اقامه نماز یا رعایت حجاب، چون سمی مهلک، رابطه والدین و فرزندان را مسموم می‌کند. محبت، چون آبی زلال، بهترین راه هدایت است. استاد فرزانه تأکید دارند که قلدری و خشونت، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه جامعه را به سوی بیماری روانی سوق می‌دهد.

درنگ: خشونت در تربیت، چون طوفانی ویرانگر، به جای هدایت، به فساد و پراکندگی می‌انجامد.

بخش دهم: ضرورت اصلاح فرهنگ و فتوا

فرهنگ و فتواهای اسلامی، چون جویبارهایی که از سرچشمه دین جاری‌اند، نیازمند بازنگری و اصلاح‌اند تا با سیره پیامبران همخوانی یابند. سخت‌گیری‌های غیرشرعی، مانند تشریفات پیچیده در ازدواج یا مهرهای غیرمعقول، با روح دین سازگار نیست. معاطات، یا توافق ساده، در معاملات و نکاح کافی است و نیازی به پیچیدگی‌های غیرضروری ندارد. استاد فرزانه تأکید دارند که دین، چون نسیمی سبکبال، باید سهل و آسان باشد، نه دشوار و پیچیده.

درنگ: اصلاح فرهنگ و فتوا، چون کلیدی طلایی، درهای زندگی آسان و متمدنانه اسلامی را می‌گشاید.

بخش یازدهم: مدینه فاضله در سیره پیامبران

سیره پیامبران، مانند شعیب و موسی علیهما‌السلام، چون آیینه‌ای درخشان، مدینه فاضله‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن اعتماد، آزادمنشی، و انصاف حاکم است. در این جامعه، زنان و مردان با متانت و سلامت اخلاقی تعامل می‌کنند، ازدواج‌ها ساده و منصفانه است، و بدبینی و وسواس جایی ندارد. این الگو، چون ستاره‌ای راهنما، جامعه اسلامی را به سوی تعالی هدایت می‌کند.

درنگ: مدینه فاضله اسلامی، چون باغی پرشکوفه، در سایه اعتماد و آزادمنشی شکوفا می‌شود.

جمع‌بندی

این نوشتار، با کاوش در مفهوم قدرت و زندگی اجتماعی در پرتو آیات سوره قصص، الگویی از جامعه پیامبرانه را ارائه داد که در آن، آزادمنشی، اعتماد، و انصاف جایگزین بدبینی، خشونت، و سخت‌گیری است. سیره موسی و شعیب علیهما‌السلام، چون چراغی روشنگر، راه تحقق مدینه فاضله اسلامی را نشان می‌دهد. نقد فرهنگ بسته و اصلاح فتواها، ضرورتی است که جامعه اسلامی را به سوی اصالت و تعالی رهنمون می‌سازد. این نوشتار، دعوتی است به بازاندیشی در فرهنگ و تربیت، تا با الهام از سیره پیامبران، جامعه‌ای سالم و متمدنانه بنا شود.

با نظارت صادق خادمی