در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 1441

متن درس





اقتدار انسان در پرتو سوره سجده

اقتدار انسان در پرتو سوره سجده

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۴۴۱)

دیباچه

انسان، چونان گوهر تابناکی در سپهر خلقت، جایگاهی بس رفیع و عظیم دارد که او را از دیگر موجودات متمایز می‌سازد. سوره سجده در قرآن کریم، با بیانی حکیمانه و ژرف، این عظمت را در سه محور بنیادین به تصویر می‌کشد: اقتدار بی‌مانند پروردگار، استکبار برخی انسان‌ها در برابر حق، و تسلیم مؤمنان در پیشگاه الهی. این نوشتار، با تأمل در آیات این سوره مبارکه و برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه، آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، می‌کوشد تا با زبانی متین و علمی، جایگاه انسان را در نظام هستی تبیین کند. انسان، موجودی است که توانایی آن را دارد تا یا در سایه استکبار به تقابل با خالق خویش برخیزد و یا در پرتو تسلیم و سجده، به قله‌های اقتدار الهی دست یابد. این اثر، با نگاهی فلسفی و عرفانی، عظمت انسان را در برابر عوامل تحقیرآمیزی چون استعمار و فقر بررسی کرده و راهکارهایی برای احیای این جایگاه والا در جامعه اسلامی ارائه می‌دهد.

بخش نخست: تبیین محورهای بنیادین سوره سجده

محورهای سه‌گانه سوره

سوره سجده، چونان آیینه‌ای روشن، سه محور بنیادین را در خود جای داده است: اقتدار بی‌کران پروردگار در تدبیر و مدیریت عالم، استکبار انسان‌های ناشایست که در برابر حق می‌ایستند، و تسلیم مؤمنانی که با سجده به قرب الهی نائل می‌شوند. این سه محور، چارچوبی جامع برای فهم رابطه میان خالق و مخلوق و جایگاه انسان در این نظام متعالی ارائه می‌دهند. اقتدار الهی، چونان خورشیدی فروزان، نظم و حکمت خلقت را روشن می‌سازد؛ استکبار انسانی، چونان سایه‌ای تاریک، عظمت ذاتی انسان را به چالش می‌کشد؛ و تسلیم مؤمنان، چونان پلی استوار، راه به سوی حق را هموار می‌کند.

اقتدار پروردگار: تدبیر و تنوع عالم

اقتدار الهی در سوره سجده، در نظام‌مندی خلقت و تنوع شگفت‌انگیز آن متجلی است. خداوند، با آفرینش آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌هاست، حکمت و قدرت بی‌مانند خویش را به نمایش می‌گذارد. این اقتدار، نه تنها در خلقت عالم، بلکه در مدیریت حکیمانه آن نیز آشکار است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ

«خداوند کسی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن‌هاست در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلا یافت. شما را جز او هیچ سرپرست و شفیعی نیست. آیا پند نمی‌گیرید؟» (سجده: ۴)

این آیه، چونان مشعلی فروزان، بر یکتایی و اقتدار الهی تأکید دارد و انسان را به تأمل در عظمت پروردگار فرا می‌خواند.

انسان‌های مستکبر: تقابل با حق

انسان، به دلیل عظمت ذاتی خویش، توانایی آن را دارد که با استکبار در برابر خالق خویش بایستد. این استکبار، نتیجه سوءاستفاده از اقتدار وجودی انسان است که به جای تسلیم در برابر حق، به تقابل با آن می‌انجامد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ

«و گفتند: آیا چون در زمین گم شدیم، آیا واقعاً در آفرینشی جدید خواهیم بود؟ بلکه آن‌ها به ملاقات پروردگارشان کافرند» (سجده: ۱۰)

این گروه، با ادعای بی‌نیازی از حق و انکار لقاء الهی، خود را در ورطه استکبار گرفتار می‌سازند.

مؤمنان: تسلیم و قرب الهی

در برابر استکبار، مؤمنان با سجده و تسلیم در پیشگاه الهی، به اقتدار متصل به حق دست می‌یابند. این تسلیم، نه نشانه ضعف، بلکه نماد عظمت وجودی است که در هماهنگی با نظام خلقت، به سوی قرب الهی حرکت می‌کند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ

«تنها کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که چون به آن‌ها تذکر داده شود به سجده می‌افتند و پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و تکبر نمی‌ورزند» (سجده: ۱۵)

این آیه، چونان نسیمی روح‌بخش، راه رهایی از استکبار و نیل به اقتدار الهی را نشان می‌دهد.

درنگ: سوره سجده، با تبیین اقتدار الهی، استکبار انسانی، و تسلیم مؤمنان، انسان را موجودی عظیم معرفی می‌کند که توانایی انتخاب میان تقابل با حق و تسلیم در برابر آن را دارد.

جمع‌بندی بخش نخست

سوره سجده، با ترسیم سه محور بنیادین، جایگاه انسان را در نظام خلقت روشن می‌سازد. اقتدار الهی، چونان ستونی استوار، نظم عالم را حفظ می‌کند؛ استکبار برخی انسان‌ها، چونان طوفانی سهمگین، عظمت ذاتی او را به چالش می‌کشد؛ و تسلیم مؤمنان، چونان راهی روشن، به سوی قرب الهی هدایت می‌کند. این بخش، پایه‌ای برای فهم عمیق‌تر عظمت انسان در بخش‌های بعدی فراهم می‌آورد.

بخش دوم: عظمت وجودی انسان

انسان: بزرگ‌ترین مخلوق الهی

انسان، چونان قله‌ای رفیع در سپهر خلقت، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین مخلوق پروردگار است. این عظمت، نه تنها در توانایی‌های جسمانی و مادی او، بلکه در ظرفیت‌های وجودی و معنوی‌اش نیز آشکار است. انسان، به دلیل مقام جمع و سعی وجودی، از دیگر موجودات، حتی ملائکه، متمایز می‌شود. ملائکه، هرچند در تسبیح و طاعت الهی بی‌نظیرند، اما فاقد مقام جمع و توسعه وجودی‌اند که انسان را به موجودی بی‌همتا تبدیل کرده است.

پیچیدگی و اقتدار انسان

انسان، موجودی است پیچیده و قدرتمند که توانایی آن را دارد تا در برابر خالق خویش بایستد یا به سوی او تقرب جوید. این پیچیدگی، ریشه در عطای الهی دارد که به انسان حواس، قلب، و عقل بخشیده است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ

«و برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد» (سجده: ۹)

این آیه، چونان کلیدی زرین، توانایی‌های ادراکی انسان را به‌عنوان مبنای اقتدار او معرفی می‌کند. انسان، با این موهبت‌ها، قادر است تا یا در مسیر استکبار گام بردارد و یا با تسلیم، به اقتدار الهی متصل شود.

استکبار انسانی: تقابل با حق

انسان، به دلیل عظمت ذاتی خویش، می‌تواند آن‌چنان بزرگ شود که در برابر خدا بایستد. این استکبار، نتیجه سوءاستفاده از اقتدار وجودی است که به جای قرب، به تقابل با حق می‌انجامد. کافران، با ادعای بی‌نیازی از حق، خود را در ورطه گمراهی گرفتار می‌سازند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ

«و گفتند: آیا چون در زمین گم شدیم، آیا واقعاً در آفرینشی جدید خواهیم بود؟ بلکه آن‌ها به ملاقات پروردگارشان کافرند» (سجده: ۱۰)

این آیه، چونان هشداری تکان‌دهنده، استکبار کافران را در انکار معاد و لقاء الهی به تصویر می‌کشد.

انسان مفلوک: تحقیر عظمت ذاتی

انسان، در اثر عوامل خارجی چون استعمار، استکبار، و استبداد، به موجودی ضعیف و مفلوک تبدیل شده است. این انسان، که قرآن کریم او را به «يَأْكُلُ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ» (فرقان: ۷) توصیف می‌کند، تنها سایه‌ای کم‌رنگ از عظمت ذاتی خویش است. این آیه، که به معنای «می‌خورد و در بازارها راه می‌رود» است، به تصویری ناقص از انسان اشاره دارد که در بند نیازهای مادی گرفتار آمده و از اقتدار وجودی خویش دور افتاده است.

درنگ: انسان، بزرگ‌ترین مخلوق الهی است که توانایی انتخاب میان استکبار ظلمانی و اقتدار الهی را دارد، اما عوامل خارجی چون استعمار و فقر، او را به موجودی مفلوک تبدیل کرده‌اند.

جمع‌بندی بخش دوم

انسان، به‌عنوان بزرگ‌ترین مخلوق الهی، دارای عظمتی بی‌مانند است که او را قادر به انتخاب میان استکبار و قرب می‌سازد. این عظمت، در پیچیدگی وجودی و توانایی‌های ادراکی او ریشه دارد. با این حال، عوامل خارجی چون استعمار و فقر، این جایگاه والا را تحقیر کرده و انسان را به موجودی ضعیف فروکاسته‌اند. این بخش، بر ضرورت رهایی از این تحقیر و احیای اقتدار انسانی تأکید دارد.

بخش سوم: دفاع الهی از خلقت و تدبیر

دفاع خداوند از اقتدار خویش

خداوند، در برابر استکبار برخی انسان‌ها، از اقتدار و تدبیر خویش دفاع می‌کند. این دفاع، نه از سر ضعف، بلکه به دلیل عظمت انسان است که توانایی تقابل با حق را دارد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ

«کار را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند، سپس در روزی که مقدارش هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمارید به سوی او بازمی‌گردد» (سجده: ۵)

این آیه، چونان گواهی استوار، بر مدیریت حکیمانه الهی و عظمت نظام خلقت تأکید دارد.

خلقت انسان از طین

خداوند، خلقت انسان را از طین آغاز کرد، اما او را به مراتب والای وجودی رساند. این اصل، به ریشه مادی انسان و ارتقای او به جایگاه اقتدار وجودی اشاره دارد. قرآن کریم می‌فرماید:

ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ

«او دانای نهان و آشکار است، توانمند و مهربان، کسی که هرچه آفرید نیکو آفرید» (سجده: ۶-۷)

این آیه، بر کمال خلقت الهی و عظمت انسان به‌عنوان بخشی از این خلقت تأکید دارد.

ندامت بی‌فایده کافران

کافران، در آخرت، هنگامی که با عذاب الهی روبه‌رو می‌شوند، ندامت می‌ورزند، اما این ندامت بی‌فایده است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ

«و اگر ببینی هنگامی که گناهکاران در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده‌اند، [می‌گویند:] پروردگارا، دیدیم و شنیدیم، پس ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم که ما یقین داریم» (سجده: ۱۲)

این ندامت، نتیجه استکبار دنیوی است که در آخرت به عذاب دائمی می‌انجامد.

عذاب اخروی: حکمت و ضرورت

عذاب اخروی، به‌عنوان ابزار قصاص و پیشگیری، نظم الهی را حفظ می‌کند. با این حال، برخی عرفا و فلاسفه، از جمله ملاصدرا، حکمت عذاب دائمی را مورد پرسش قرار داده‌اند. این شبهه، که در دعای کمیل نیز از زبان امیرالمؤمنین علیه‌السلام مطرح شده، نشان‌دهنده عمق پرسش‌های فلسفی در برابر حکمت الهی است. در دعای کمیل آمده است: «پروردگارا، اگر قسم نخورده بودی، باورم نمی‌شد که چنین عذابی را بر بندگانت روا داری.» این پرسش، بر ضرورت تبیین حکمت عذاب تأکید دارد.

درنگ: خداوند، در برابر استکبار انسان، از اقتدار و تدبیر خویش دفاع می‌کند، و عذاب اخروی، به‌عنوان ابزار حفظ نظم الهی، ضرورت می‌یابد، هرچند حکمت آن مورد پرسش است.

جمع‌بندی بخش سوم

خداوند، با دفاع از اقتدار و تدبیر خویش، عظمت خلقت و جایگاه انسان را در برابر استکبار او به نمایش می‌گذارد. خلقت انسان از طین، توانایی‌های ادراکی او، و ندامت بی‌فایده کافران، همگی گواه عظمت وجودی انسان و حکمت الهی‌اند. عذاب اخروی، هرچند مورد پرسش برخی عرفا و فلاسفه قرار گرفته، بخشی از نظم الهی است که برای حفظ عدالت و پیشگیری از هرج‌ومرج ضروری است.

بخش چهارم: عوامل تحقیر انسان و راهکارهای احیای اقتدار

تحقیر انسان توسط استعمار و فقر

انسان، در اثر عوامل خارجی چون استعمار، استکبار، و فقر، به موجودی ضعیف و مفلوک تبدیل شده است. این تحقیر، عظمت ذاتی او را سرکوب کرده و او را به سطح نیازهای مادی فروکاسته است. فقر، که بدتر از کفر توصیف شده، جسم و روح انسان را تحت فشار قرار داده و مانع تحقق اقتدار وجودی او می‌شود.

تأثیر محیط و خوراک بر انسان

محیط و خوراک، تأثیر عمیقی بر جسم و روح انسان دارند. زندگی در زیرزمین، به دلیل اتصال به خاک، روح انسان را سنگین و ضعیف می‌کند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ

«هر که بر روی زمین است فانی است» (الرحمن: ۲۶)

این آیه، به تأثیر مخرب اتصال به خاک بر انسان تأکید دارد. همچنین، خوراک‌های نامناسب، مانند گوشت ران گوسفند یا غذاهای فقیرانه چون لوبیا پلو، جسم و روح انسان را ضعیف می‌کنند. انتخاب خوراک مناسب و دوری از محیط‌های سنگین، برای احیای اقتدار انسانی ضروری است.

شب‌زنده‌داری: نشانه اقتدار معنوی

شب‌زنده‌داری، عملی دشوار و نشانه اقتدار معنوی است. مؤمنان، با جدا کردن پهلوهایشان از بستر، به سوی قرب الهی گام برمی‌دارند. قرآن کریم می‌فرماید:

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا

«پهلوهایشان از بسترها جدا می‌شود و پروردگارشان را از روی ترس و طمع می‌خوانند» (سجده: ۱۶)

این آیه، به تلاش مؤمنان برای غلبه بر جاذبه مادی و نیل به اقتدار معنوی اشاره دارد. این مؤمنان، هرچند در مراتب میانی عرفان عملی قرار دارند، با انفاق و تسلیم، به سوی مراتب بالاتر حرکت می‌کنند.

انسان‌های اعلا: رهایی از طمع

انسان‌های اعلا، که از طمع به خلق و حتی به خدا بی‌نیازند، به مراتب والای عرفانی دست می‌یابند. این گروه، با اتصال به اقتدار متصل، از جاذبه‌های مادی رها شده و به نفس مطمئنه می‌رسند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً

«ای نفس مطمئن، خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد» (فجر: ۲۷-۲۸)

این آیه، چونان قله‌ای رفیع، مرتبه والای انسان‌های کامل را به تصویر می‌کشد.

درنگ: عوامل خارجی چون استعمار و فقر، انسان را تحقیر کرده‌اند، اما شب‌زنده‌داری و رهایی از طمع، راه احیای اقتدار انسانی و نیل به نفس مطمئنه است.

جمع‌بندی بخش چهارم

استعمار، فقر، و محیط‌های نامناسب، عظمت ذاتی انسان را تحقیر کرده و او را به موجودی مفلوک تبدیل کرده‌اند. با این حال، شب‌زنده‌داری، انتخاب خوراک مناسب، و رهایی از طمع، راه‌هایی برای احیای اقتدار انسانی‌اند. انسان‌های اعلا، با تسلیم و اتصال به اقتدار الهی، به مراتب والای وجودی دست می‌یابند.

بخش پنجم: انسان و تحول جهانی

انسان: عامل تحول عالم

انسان، به دلیل عظمت ذاتی خویش، توانایی تحول عالم را دارد. یک انسان، چونان موجی خروشان، می‌تواند جهانی را زیرورو کند. این توانایی، چه در مسیر خیر و چه در مسیر شر، گواه عظمت وجودی اوست. سوره سجده، انسان را موجودی معرفی می‌کند که می‌تواند با اتصال به اقتدار الهی، عالم را به سوی خیر و سعادت هدایت کند.

آزادمنشی قرآن کریم

قرآن کریم، با آزادمنشی بی‌مانند، از استکبار دشمنان سخن می‌گوید و عظمت انسان را حتی در تقابل با حق به تصویر می‌کشد. این آزادمنشی، نشان‌دهنده عظمت قرآن در مواجهه با انسان و تکریم جایگاه اوست. قرآن، چونان کتابی جوانمردانه، انسان را نه تنها در تسلیم، بلکه حتی در استکبار، موجودی عظیم معرفی می‌کند.

آینده انسان: عظمت بی‌کران

انسان‌های آینده، با اتصال به معرفت الهی، به مراتب عظیم‌تری از انسان‌های کنونی دست خواهند یافت. این دیدگاه، به پتانسیل بی‌نهایت انسان و امکان خلقت موجودات برتر در آینده اشاره دارد. انسان، چونان نهالی بالنده، توانایی شکوفایی در مراتب وجودی والا را دارد.

درنگ: انسان، به دلیل عظمت ذاتی خویش، توانایی تحول جهانی را دارد و قرآن کریم، با آزادمنشی، این عظمت را حتی در استکبار او به تصویر می‌کشد.

جمع‌بندی بخش پنجم

انسان، به‌عنوان موجودی تحول‌آفرین، توانایی زیرورو کردن عالم را دارد. قرآن کریم، با آزادمنشی، این عظمت را در تسلیم و استکبار او به تصویر می‌کشد. انسان‌های آینده، با اتصال به اقتدار الهی، به مراتب والاتری دست خواهند یافت و این پتانسیل، راه را برای احیای عظمت انسانی در جامعه اسلامی هموار می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

سوره سجده، چونان آیینه‌ای روشن، عظمت وجودی انسان را در پرتو اقتدار الهی به تصویر می‌کشد. انسان، بزرگ‌ترین مخلوق پروردگار، توانایی انتخاب میان استکبار ظلمانی و اقتدار الهی را دارد. استعمار، فقر، و عوامل خارجی، این عظمت را تحقیر کرده‌اند، اما شب‌زنده‌داری، انفاق، و رهایی از طمع، راه‌هایی برای احیای این جایگاه والا هستند. انسان، چونان موجی خروشان، می‌تواند عالم را متحول کند و با اتصال به اقتدار متصل، به مراتب نفس مطمئنه دست یابد. این نوشتار، با تبیین این مفاهیم، بر ضرورت احیای عظمت انسانی در جامعه اسلامی تأکید دارد و راه را برای حرکت به سوی اقتدار الهی هموار می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی