متن درس
اقتدار انسان و شرك در فلسفه وجودی
برگرفته از درسگفتارهای استاد فرزانه، آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۱۴۷۵)
دیباچه
در سپهر معرفت اسلامی، جستوجوی حقیقت وجود انسان و نسبت او با خالق هستی، همواره یکی از ژرفترین مسائل فلسفی و عرفانی بوده است. درسگفتار حاضر، با محوریت اقتدار انسان و تأمل در مانعیت شرك در مسیر کمال، دریچهای به سوی فهم عمیق این حقیقت گشوده است. این نوشتار، با تکیه بر آیات نورانی سوره فاطر و تحلیلهای عمیق فلسفی و عرفانی، به بررسی جایگاه انسان در نظام خلقت، مفهوم ایصال و وصول، و تأثیر ویرانگر شرك بر حسگرهای وجودی انسان میپردازد. هدف این اثر، ارائه تبیینی جامع و منسجم از این مفاهیم است که نهتنها به پرسشهای بنیادین فلسفی پاسخ میدهد، بلکه راهنمایی عملی برای خودسازی و تقرب به سوی حقیقت الهی فراهم میآورد.
بخش نخست: کمال انسانی و جایگاه علم ظاهری
پذیرش همگانی علم و تحصیل
علم و تحصیل، در ظرف ارائه و نهادهای آموزشی، مورد پذیرش همگان، از مؤمنان گرفته تا کافران و مشرکان، قرار دارد. این پذیرش همگانی، نشاندهنده ارزش ذاتی علم بهعنوان ابزاری برای شناخت عالم است. در فلسفه اسلامی، علم ظاهری، چونان پلی است که انسان را به سوی فهم ابتدایی هستی رهنمون میسازد، اما بهتنهایی نمیتواند او را به قلههای کمال ربوبی برساند. این علم، اگرچه ضرورتی انکارناپذیر دارد، اما بدون پیوند با کمالات الهی، در حد ظواهر باقی میماند.
رقابت در کسب علم ظاهری
کافران در تحصیل علم ظاهری، اگر از مؤمنان پیشی نگیرند، دستکم با آنان برابرند. این نکته، به رقابت همگانی در کسب دانش مادی اشاره دارد و نشان میدهد که علم ظاهری، بهخودیخود، معیار برتری یا کمال نیست. مؤمنان و کافران، هر دو در این میدان مشترک گام برمیدارند، اما تفاوت در نیت و جهتگیری است که مسیر کمال را از مسیر مادیگرایی جدا میسازد.
نقد اعتقاد کافران به ایصال و وصول
کافران، بهکلی منکر ایصال و وصول، یعنی دریافت کمال از خداوند یا خودسازی برای نیل به آن، هستند. در عرفان اسلامی، ایصال به معنای دریافت فیض الهی از طریق هدایت خداوند و پیامبران، و وصول به معنای تلاش انسان برای شکوفایی ظرفیتهای وجودی خویش در مسیر کمال است. انکار این دو، کافران را از دستیابی به کمالات ربوبی محروم میسازد.
اعتقاد مفهومی مؤمنان به ایصال و وصول
مؤمنان، بهصورت مفهومی، ایصال و وصول را میپذیرند، اما این پذیرش غالباً در سطح لقلقه زبان باقی میماند و در عمل به آن پایبند نیستند. این شکاف میان باور نظری و عمل، یکی از موانع اصلی در مسیر کمال است. در فلسفه اسلامی، ایمان حقیقی، ایمانی است که در کردار و سلوک انسان متجلی شود، نه آنکه تنها در کلام خلاصه گردد.
درنگ: علم ظاهری، گرچه مورد پذیرش همگان است، بدون پیوند با ایصال و وصول الهی، نمیتواند انسان را به کمال حقیقی رهنمون سازد. ایمان مفهومی، بدون عمل، راه به سوی حقیقت نمیگشاید.
بخش دوم: کمالات وجودی و مانعیت شرك
تختهسنگهای وجودی انسان
خداوند در شاکله وجودی هر انسان، ظرفیتهایی منحصربهفرد، که از آن به «تختهسنگهای وجودی» تعبیر شده، قرار داده است. این کمالات ربوبی، که در هر فرد بهگونهای متفاوت تجلی مییابد، چونان گنجهایی نهفتهاند که نیازمند کشف و شکوفاییاند. در فلسفه اسلامی، این ظرفیتها، بستر تجلی صفات الهی در انساناند که او را به سوی کمال رهنمون میسازند.
ایصال و وصول: دو مسیر کمال
ایصال، دریافت کمال از خداوند و پیامبران، و وصول، خودسازی برای نیل به این کمالات است. خداوند و پیامبران، چونان مربیانی الهی، انسان را در این مسیر هدایت میکنند. در عرفان اسلامی، این دو مسیر مکمل، راههای اصلی تقرب به سوی حقیقتاند که انسان را از ظواهر مادی به سوی باطن الهی رهنمون میسازند.
نقد اعتقاد ظاهری به خدا
مؤمنان، گرچه بهصورت مفهومی به خداوند ایمان دارند، اما عملاً به این باور که همهچیز از جانب حق است، پایبند نیستند. این ایمان ظاهری، چونان درختی بیریشه است که در برابر طوفانهای زندگی تاب نمیآورد. در فلسفه اسلامی، ایمان حقیقی، ایمانی است که در تمامی شئون زندگی انسان جاری شود و او را به توکل بر حق وادارد.
شرك: مانع اصلی کمال
شرك، بهعنوان بزرگترین عیب مؤمنان، نتیجه اتکا به غیر خدا، ترس یا امید به غیر او، و باور به تأثیرگذاری اسباب مستقل از اراده الهی است. این شرك، چونان سمی مهلک، حسگرهای وجودی انسان را از کار میاندازد و او را از ایصال و وصول محروم میسازد. در عرفان اسلامی، شرك، هرگونه انحراف از توحید محض است که انسان را در دام مادیگرایی گرفتار میکند.
درنگ: شرك، چونان حجابی تاریک، ارتباط انسان با کمالات الهی را قطع میکند و حسگرهای وجودی او را، که برای دریافت فیض ربوبی آفریده شدهاند، ناکارآمد میسازد.
تأثیر شرك بر زندگی مؤمنان
زندگی مؤمنان، در شب و روز و حرکتهایشان، به دلیل شرك، آلوده به انحراف از توحید است. گرچه کفر ندارند، اما این شرك، آنها را عملاً در مسیری مشابه کافران قرار میدهد. این شباهت عملی، نتیجه بیتوجهی به خدا یا قرار دادن اسباب در کنار اوست. در فلسفه اسلامی، توحید افعالی، شرط لازم برای رهایی از این انحراف است.
نقد تصویر ناقص از خدا
مؤمنان، گاه خدایی را تصور میکنند که فاقد قدرت، بینایی و شنوایی است. این تصویر ناقص، که نتیجه شرك است، انسان را از ایمان حقیقی دور میسازد. در عرفان اسلامی، خدا، صمد و دارای تمامی صفات کمال است، و هرگونه تصور ناقص از او، به انحراف در باور و عمل منجر میشود.
تأثیر شرك بر حسگرهای وجودی
شرك، حسگرهای وجودی انسان را، که چونان شاخکهایی برای دریافت فیض الهیاند، از کار میاندازد. این حسگرها، که برای درک و تجلی کمالات ربوبی در انسان آفریده شدهاند، در اثر شرك، چونان ماری بیزهر یا زنبوری بینیش، ناکارآمد میگردند. این تشبیه، به عمق فاجعه شرك در تخریب ظرفیتهای معنوی انسان اشاره دارد.
بخش سوم: چالشهای فلسفی و عرفانی در تبیین وجود
مشکل فلاسفه در تبیین وجود
فلاسفه در جمع بین وجود خدا و وجود انسان به بنبست رسیدند. آنها نتوانستند این دو را بهگونهای تبیین کنند که توحید حفظ شود. نظریه تشکیک وجود، که خدا را وجود شدید و انسان را وجود ضعیف میداند، ناکافی است، زیرا وجود را به درجات تقسیم میکند، حالآنکه وجود، واحد و غیرقابل تقسیم است.
نقد دیدگاه متکلمان
متکلمان، با سادهانگاری، خدا را عالم و انسان را جاهل دانستند، اما این تبیین، ناقص و ناتوان از حل مسئله وجود است. در فلسفه اسلامی، این سادهسازی، به فهم عمیق رابطه وجودی خدا و انسان کمکی نمیکند.
نقد دیدگاه عرفا
عرفا، انسان را خیال یا وهم دانستند و او را به کُشک و پشکی بیارزش تقلیل دادند. این دیدگاه، گرچه در پی حفظ توحید است، اما حقیقت وجودی انسان را ن svolta
انسان بهعنوان فعل پروردگار
استاد فرزانه، آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره، انسان را نه ذات مستقل، بلکه ظهور و فعل پروردگار میدانند. این دیدگاه، مسئله وجود را حل میکند، زیرا انسان را بهعنوان تجلی فعل الهی معرفی میکند که وابسته به ذات صمد است. در این نگاه، خدا دارای ذات صمد است، اما انسان و سایر مخلوقات، ظهورات الهیاند که صفاتی ظهوری دارند، برخلاف صفات ذاتی خدا.
درنگ: انسان، ظهور فعل الهی است و تمامی افعال و صفات او، از علم و قدرت گرفته تا حرکت و حیات، ظهوریاند و به حول و قوه الهی وابستهاند.
بخش چهارم: آیات سوره فاطر و تبیین توحید
نظاممندی خلقت در سوره فاطر
سوره فاطر، سورهای علمی و فطری است که نظاممندی خلقت را تبیین میکند. آیه سیزدهم این سوره، به زیبایی این نظام را ترسیم میکند:
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ ۚ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ
شب را در روز داخل میکند و روز را در شب داخل میکند و خورشید و ماه را تسخیر کرده است؛ هر یک تا زمانی معین در حرکتاند. این است خدا، پروردگار شما، فرمانروایی از آن اوست و کسانی که به جای او میخوانید، به قدر پوست nucleus خرمایی مالک نیستند.
این آیه، به توحید ربوبی و نفی مالکیت غیر خدا اشاره دارد. استاد فرزانه تأکید دارند که غیر خدا، حتی به قدر قطمیر (پوست هسته خرما)، مالک چیزی نیست. این مفهوم، بطلان هرگونه اتکا به اسباب مستقل از خدا را نشان میدهد.
عدم استماع و اجابت غیر خدا
آیه چهاردهم سوره فاطر، ناتوانی غیر خدا را در شنیدن و اجابت دعا روشن میسازد:
إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ
اگر آنها را بخوانید، دعایتان را نمیشنوند و اگر بشنوند، شما را اجابت نمیکنند و در روز قیامت، شرک شما را انکار میکنند.
این آیه، به نفی تأثیرگذاری غیر خدا و بیاعتباری شرك در محاسبه قیامت اشاره دارد. استاد فرزانه، این آیه را شاهدی بر ضرورت توحید افعالی میدانند.
مسئولیت فردی و نفی کمک دیگران
آیه هجدهم سوره فاطر، مسئولیت فردی انسان را تأکید میکند:
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۖ وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ
و هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد و اگر [کسی] گرانبار به سوی بارش بخواند، چیزی از آن برداشته نمیشود، هرچند خویشاوند باشد.
این آیه، به مسئولیت فردی و ناتوانی دیگران، حتی نزدیکان، در تحمل بار گناه اشاره دارد. استاد فرزانه، این آیه را دلیلی بر ضرورت توکل به خدا بهجای اتکا به دیگران میدانند.
درنگ: آیات سوره فاطر، با تأکید بر توحید ربوبی و افعالی، انسان را به سوی رهایی از شرك و توکل به خدا دعوت میکنند. هیچکس، حتی نزدیکان، نمیتواند بار مسئولیت انسان را بر دوش کشد.
بخش پنجم: نقد مادیگرایی و راهکارهای توحید
نقد قوت قلب از مادیات
اتکا به پول و مادیات، بهعنوان قوت قلب، مصداقی از شرك است که انسان را از توکل دور میکند. استاد فرزانه، با تمثیلی روانشناختی، اشاره میکنند که انسان بدون پول، شل و ول است، اما این وابستگی، نشانه شرك است. در عرفان اسلامی، لذت بردن از نگاه به مادیات، بیش از لذتهای معنوی، نشاندهنده انحراف از توحید است.
ایمان و یقین به ما عند الله
ایمان حقیقی، زمانی محقق میشود که انسان به آنچه نزد خداست، یقین بیشتری داشته باشد تا آنچه در دست اوست. روایت میفرماید: «ایمان در دل کسی وارد نمیشود مگر آنکه به آنچه نزد خداست، یقین بیشتری داشته باشد تا آنچه در دست اوست.» این یقین، انسان را از شرك رهایی میبخشد و او را به سوی توکل هد(direction) هدایت میکند.
محفوظ بودن ما عند الله
آنچه نزد خداست، از آفت مصون است، برخلاف مادیاتی که در دست انسان است و در معرض نابودی قرار دارد. آیه بیستوچهارم سوره کهف میفرماید:
وَمَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ ۖ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ
و آنچه نزد شماست، فانی میشود و آنچه نزد خداست، باقی است.
این آیه، برتری ما عند الله را بر مادیات نشان میدهد و انسان را به سوی توکل دعوت میکند.
درنگ: یقین به ما عند الله، انسان را از شرك مادیگرایی رهایی میبخشد و او را به سوی ایمان حقیقی هدایت میکند.
تمثیل عملی از عدم کمک دیگران
استاد فرزانه، با روایتی از تجربه شخصی خویش، نشان میدهند که انسان در شرایط اضطراری، حتی از نزدیکان خود نمیتواند کمک بخواهد، زیرا مورد سوءتفاهم قرار میگیرد. این تمثیل، به محدودیتهای کمک انسانی و ضرورت توکل به خدا اشاره دارد.
جمعبندی بخش
این بخش، با تأکید بر آیات سوره فاطر و نقد مادیگرایی، نشان میدهد که شرك، بزرگترین مانع در مسیر کمال است. انسان با توکل به خدا و رهایی از اتکا به اسباب مادی، میتواند حسگرهای وجودی خویش را فعال سازد و به سوی کمال ربوبی گام بردارد.
جمعبندی
این نوشتار، با بازنویسی درسگفتار شماره ۱۴۷۵ استاد، به بررسی عمیق اقتدار انسان و تأثیر شرك بر ناکامی در دستیابی به کمال پرداخته است. با تکیه بر آیات سوره فاطر و تحلیلهای فلسفی و عرفانی، این اثر نشان میدهد که انسان، بهعنوان ظهور فعل الهی، تنها با رهایی از شرك و توکل به خدا میتواند به کمال حقیقی دست یابد. نقد دیدگاههای فلاسفه، متکلمان و عرفا، همراه با ارائه تبیینی توحیدی از وجود انسان، این اثر را به منبعی ارزشمند برای دانشپژوهان فلسفه و عرفان اسلامی تبدیل کرده است. این نوشتار، با زبانی متین و ساختاری منظم، راهنمایی جامع برای فهم جایگاه انسان در نظام خلقت و مسیر تقرب به خدا ارائه میدهد.
با نظارت صادق خادمی