در حال بارگذاری ...
صادق خادمی
صادق خادمی

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

فلسفه 1557

متن درس





تحلیل فلسفی عقل و جایگاه آن در معارف اسلامی

تحلیل فلسفی عقل و جایگاه آن در معارف اسلامی

برگرفته از درس‌گفتارهای استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه ۱۵۵۷)

دیباچه: عقل، گوهر معرفت و هدایت

عقل، چونان نگینی درخشان در تاج معرفت انسانی، در نظام حکمی و دینی اسلام جایگاهی بی‌بدیل دارد. این نیروی الهی، که در متون روایی و فلسفی شیعه، به‌ویژه در منابع گران‌سنگی چون اصول کافی، با عظمت و شکوه توصیف شده، محور هدایت، دیانت و کمال انسانی است. در این نوشتار، که برآمده از درس‌گفتار شماره ۱۵۵۷ استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره است، مفهوم عقل، تقابل آن با جهل و حمق، و نقش محوری آن در معارف اسلامی به تفصیل بررسی می‌شود. این اثر، با رویکردی علمی و ساختاری نظام‌مند، می‌کوشد تا عقل را نه‌تنها به‌مثابه مفهومی انتزاعی، بلکه به‌عنوان نیرویی متشخص، جهت‌دار و پویا معرفی کند که در تمامی شئون زندگی انسانی، از دینداری تا اخلاق و هدایت، نقشی بنیادین ایفا می‌کند.

بخش نخست: مفهوم‌شناسی عقل در معارف اسلامی

عقل، گوهر تمایز انسان

عقل، آن نیروی متعالی است که انسان را از دیگر موجودات، اعم از نباتات، حیوانات و جمادات، متمایز می‌سازد. این تمایز، نه‌تنها در توانایی ادراک و استدلال، بلکه در ظرفیت هدایت و کمال‌یابی انسان نمود می‌یابد. بااین‌حال، در جوامع اسلامی، تبیین مصداقی و کاربردی عقل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. گرچه واژه عقل در گفتمان دینی و فلسفی به کرات تکرار می‌شود، فقدان تحلیل‌های عینی و ملموس از این مفهوم، مانع از درک دقیق و کاربردی آن شده است. این خلأ معرفتی، که ریشه در موانع تاریخی و اجتماعی دارد، از گسترش شعور عمومی و فهم عمیق عقل جلوگیری کرده است.

درنگ: کمبود تبیین مصداقی عقل در میان جوامع اسلامی، به دلیل موانع اجتماعی و سیاسی، مانع از شکوفایی شعور عمومی و درک عمیق این نیروی الهی شده است.

این کمبود، به تعبیری، از بیم گروه‌هایی ناشی می‌شود که از ناآگاهی عمومی سود می‌جویند. گسترش فهم عقلانی، که چونان مشعلی فروزان، تاریکی‌های جهل را می‌زداید، می‌تواند برای این گروه‌ها چالش‌برانگیز باشد. ازاین‌رو، بازنگری در رویکردهای آموزشی و فرهنگی برای احیای جایگاه عقل ضرورتی انکارناپذیر است.

عقل به‌مثابه نیرویی متشخص و جهت‌دار

برخلاف تصور رایج که عقل را مفهومی کلی و انتزاعی می‌پندارد، این نیروی الهی دارای تشخص، تعدد و مراتب است. عقل، مانند جریانی از انرژی، می‌تواند جهت‌مند شده و در مسیرهای گوناگون به کار گرفته شود. این ویژگی، عقل را از یک مفهوم ذهنی صرف به نیرویی پویا و کاربردی تبدیل می‌کند که در زندگی روزمره و تصمیم‌گیری‌های انسانی نقشی تعیین‌کننده دارد.

درنگ: عقل، نیرویی متشخص و جهت‌دار است که می‌توان آن را در مسیرهای گوناگون هدایت کرد، مانند انرژي‌ای که با جهت‌دهی صحیح، به خلق معجزات معرفتی منجر می‌شود.

این دیدگاه، عقل را به مثابه ابزاری معرفی می‌کند که نه‌تنها در ساحت نظر، بلکه در ساحت عمل نیز کارآمد است. تشخص عقل، امکان ظهور آن را در مصادیق متنوع فراهم می‌آورد، به‌گونه‌ای که هر فرد، بسته به مرتبه عقل خویش، می‌تواند از این موهبت الهی بهره‌مند شود.

موانع تاریخی و اجتماعی در تبیین عقل

یکی از دلایل اصلی کم‌توجهی به تبیین عقل در جوامع اسلامی، نگرانی از افزایش شعور عمومی است. این افزایش آگاهی، می‌تواند برای کسانی که از ناآگاهی مردم بهره می‌جویند، چالش‌برانگیز باشد. موانع تاریخی و اجتماعی، از جمله ساختارهای قدرت که گاه از جهل عمومی سود جسته‌اند، مانع از سرمایه‌گذاری فکری و فرهنگی بر روی عقل شده‌اند.

این موانع، چونان سدهایی در برابر جریان زلال معرفت، از شکوفایی عقل در جامعه جلوگیری کرده‌اند. بازسازی نظام‌های آموزشی و فرهنگی، با تأکید بر پرورش عقل و تقویت شعور عمومی، می‌تواند این سدها را درهم شکند و راه را برای بالندگی فکری جوامع اسلامی هموار سازد.

بخش دوم: تقابل عقل با جهل و حمق

تمایز مفهومی عقل و حمق

در متون روایی، به‌ویژه در اصول کافی، عقل در برابر حمق (نادانی و جنون) قرار گرفته است، نه علم. این تمایز مفهومی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در کتاب «العقل و الجهل» اصول کافی، جهل به‌عنوان مقابل عقل معرفی شده، حال‌آنکه جهل در معنای دقیق‌تر، مقابل علم است.

درنگ: عقل در برابر حمق قرار دارد، نه علم. حمق، بخشی از جهل است که از فقدان تعقل و درک صحیح ناشی می‌شود، در حالی که جهل، مفهومی اعم و گسترده‌تر است.

این تمایز، عقل را به‌عنوان نیرویی ذاتی و هبات الهی معرفی می‌کند که با حمق، به‌عنوان گونه‌ای خاص از جهل، در تقابل است. حمق، چونان غباری بر آینه عقل، مانع از درخشش این گوهر الهی می‌شود، در حالی که جهل، به‌معنای عام، فقدان علم و آگاهی است.

تفاوت عقل و علم

عقل، موهبتی الهی و نهادی ذاتی است، در حالی که علم، نهادی اکتسابی و تربیتی است. هر حمقی جاهل است، اما هر جاهلی لزوماً حمق نیست. این تمایز، نقش عقل را به‌عنوان پایه و اساس معرفت دینی برجسته می‌سازد.

درنگ: عقل، هدیه‌ای الهی و ذاتی است که زیربنای دیانت و هدایت را تشکیل می‌دهد، در حالی که علم، از طریق تلاش و تربیت به دست می‌آید.

عقل، چونان ریشه‌ای است که درخت معرفت را استوار می‌دارد، و علم، شاخ و برگ‌هایی است که این درخت را پربار می‌سازد. بدون عقل، علم به‌تنهایی نمی‌تواند انسان را به مقصد هدایت رهنمون شود.

بخش سوم: عقل در روایات اسلامی

روایت خلقت عقل و گفت‌وگوی الهی

بر اساس روایتی در اصول کافی، هنگامی که خداوند عقل را آفرید، با آن گفت‌وگو کرد و فرمود: «برو»، پس عقل رفت؛ «بیا»، پس عقل آمد. سپس خداوند فرمود: «به عزت و جلالم سوگند، هیچ مخلوقی را دوست‌داشتنی‌تر از تو نیافریدم.»

درنگ: عقل، محبوب‌ترین مخلوق نزد خداوند است که از طریق گفت‌وگوی مستقیم الهی، جایگاه بی‌بدیل آن در نظام خلقت نشان داده می‌شود.

این روایت، عقل را به‌عنوان نیرویی پاسخ‌گو و فعال معرفی می‌کند که قادر به تعامل با امر الهی است. محبوبیت عقل نزد خداوند، نشان‌دهنده نقش محوری آن در هدایت و کمال انسانی است، چنان‌که عقل، چونان مشعلی الهی، راه سعادت را برای انسان روشن می‌سازد.

عقل و محبت الهی

خداوند عقل را تنها به کسانی عطا می‌کند که دوستشان دارد و عقل کامل را تنها در محبوب‌ترین بندگانش قرار می‌دهد. این رابطه عمیق بین عقل و محبت الهی، عقل را به نشانه‌ای از قرب به خداوند تبدیل می‌کند.

درنگ: عقل، هدیه‌ای الهی است که به محبوبان خداوند عطا می‌شود و نشانه‌ای از قرب و محبت الهی به بندگان است.

این دیدگاه، عقل را نه‌تنها ابزاری معرفتی، بلکه معیاری برای ارزش‌گذاری انسان در نزد خداوند معرفی می‌کند. عقل، چونان کلیدی است که درهای رحمت الهی را به روی بندگان محبوب می‌گشاید.

عقل، محور تمامی امور

در روایتی دیگر، خداوند می‌فرماید: «من تو را امر می‌کنم، از تو بازمی‌دارم، تو را مجازات می‌کنم و تو را پاداش می‌دهم.» این بیان، عقل را محور تمامی تعاملات الهی با انسان معرفی می‌کند.

درنگ: عقل، محور تمامی تعاملات الهی با انسان است؛ امر، نهی، مجازات و پاداش، همگی بر پایه عقل صورت می‌گیرند.

این روایت، عقل را چونان ستونی استوار در نظام اخلاقی و دینی معرفی می‌کند که تمامی شئون زندگی انسان، از اطاعت تا مسئولیت‌پذیری، بر آن استوار است.

بخش چهارم: پیوند عقل با عشق و ایمان

عشق، شکوفه عقل

برخلاف تصور رایج که عشق را در برابر عقل قرار می‌دهد، عشق، شکوفه و تجلی عقل است. عقل صافی، عاشق حقیقی است و نفسانیات، رسوبات عشق‌اند.

درنگ: عشق، ظهور و شکوفه عقل است؛ عقل صافی به عشق حقیقی منجر می‌شود که همان عشق به حق است.

این دیدگاه، پیوند عمیقی بین عقل و عرفان برقرار می‌کند. عقل، چونان رودی زلال، به دریای عشق الهی می‌ریزد و انسان را به سوی حق هدایت می‌کند.

عقل، معیار ایمان

روایت می‌فرماید: «بین ایمان و کفر، جز کمبود عقل چیزی نیست.» این بیان، عقل را معیار اصلی ایمان معرفی می‌کند.

درنگ: عقل، معیار تمایز ایمان و کفر است؛ کمبود عقل به کفر و عقل کامل به ایمان منجر می‌شود.

این روایت، عقل را چونان ترازویی معرفی می‌کند که ایمان و کفر را وزن می‌کند. انسان عاقل، با تشخیص حق از باطل، به ایمان رهنمون می‌شود، در حالی که کمبود عقل، او را به سوی کفر می‌کشاند.

بخش پنجم: عقل و هدایت الهی

حجت ظاهری و باطنی

خداوند بر انسان‌ها دو حجت دارد: حجت ظاهری (رسل، انبیا و ائمه) و حجت باطنی (عقل). عقل، به‌عنوان حجت باطنی، نقش محوری‌تری در هدایت انسان ایفا می‌کند.

درنگ: عقل، به‌عنوان حجت باطنی، از حجت‌های ظاهری مانند انبیا و ائمه، در هدایت انسان نقش محوری‌تری دارد.

این تقسیم‌بندی، عقل را چونان قطب‌نمایی درونی معرفی می‌کند که انسان را به سوی مقصد الهی هدایت می‌کند، حتی زمانی که حجت‌های ظاهری در دسترس نباشند.

قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید:

إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ

تو هر که را بخواهی نمی‌توانی هدایت کنی، ولی خداوند هر که را بخواهد هدایت می‌کند (سوره قصص، آیه ۵۶).

این آیه، محدودیت حجت‌های ظاهری را در برابر عقل، که چونان نیرویی درونی و بی‌واسطه عمل می‌کند، نشان می‌دهد.

عقل و نقش امام زمان (عج)

روایت می‌فرماید: «هنگامی که امام زمان (عج) ظهور کند، خداوند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقل‌های پراکنده آن‌ها را جمع و احلامشان را کامل می‌کند.»

درنگ: در زمان ظهور امام زمان (عج)، عقل‌های پراکنده انسان‌ها متمرکز و کامل می‌شود، که به هدایت و کمال انسانی منجر خواهد شد.

این روایت، عقل را چونان ذراتی پراکنده در زمان غیبت معرفی می‌کند که در زمان ظهور، به‌واسطه حضور امام، چونان پازلی کامل درمی‌آید و انسان‌ها را به سوی کمال رهنمون می‌شود.

بخش ششم: عقل در نظام اخلاقی و دینی

عقل و مروت

روایت می‌فرماید: «کسی که مروت ندارد، دین ندارد و کسی که عقل ندارد، مروت ندارد.»

درنگ: عقل، زیربنای مروت و مروت، زیربنای دینداری است؛ بدون عقل، نه مروت و نه دین ممکن نیست.

این روایت، زنجیره‌ای از وابستگی بین عقل، مروت و دین برقرار می‌کند. مروت، چونان میوه‌ای است که از درخت عقل می‌روید و دین، ثمره نهایی این درخت است.

عقل و عمل مقبول

عمل اندک از عالم مقبول و مضاعف است، اما عمل بسیار از اهل هوی و جهل مردود است.

درنگ: عمل مبتنی بر عقل، هرچند اندک، نزد خداوند مقبول است، در حالی که عمل بدون پشتوانه عقل، هرچند بسیار، ارزشی ندارد.

این اصل، عقل را چونان معیاری برای سنجش کیفیت عمل معرفی می‌کند. عمل، بدون عقل، چونان گیاهی بی‌ریشه است که به زودی پژمرده می‌شود.

داستان زاهد سلیمان دیلمی

روایت زاهد سلیمان دیلمی، که عبادت بسیار داشت اما عقل کافی نداشت، نشان می‌دهد که خداوند فرمود: «من او را بر اساس عقلش پاداش می‌دهم، نه عبادتش.»

درنگ: عقل، معیار واقعی ارزش‌گذاری اعمال است؛ عبادت بدون عقل، مانند علفی است که به هدر می‌رود.

این داستان، چونان آینه‌ای، حقیقت عقل را در برابر عبادت ظاهری نشان می‌دهد و بر اهمیت عقل به‌عنوان مبنای پذیرش اعمال تأکید دارد.

نتیجه‌گیری: عقل، کلید سعادت و هدایت

تحلیل مفهوم عقل در درس‌گفتارهای استاد فرزانه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، جایگاه بی‌بدیل این نیروی الهی را در نظام معرفتی و دینی اسلام آشکار می‌سازد. عقل، به‌عنوان موهبتی الهی، نه‌تنها معیار هدایت و دینداری، بلکه محور حسابرسی الهی و ارزش‌گذاری انسان در نزد خداوند است. تقابل عقل با حمق و جهل، آن را به نیرویی پویا و جهت‌دار تبدیل می‌کند که قادر به جذب خیرات و دفع شرور است. روایات متعدد، به‌ویژه در اصول کافی، عقل را به‌عنوان حجت باطنی معرفی می‌کنند که حتی از حجت‌های ظاهری مانند انبیا و ائمه، در هدایت انسان نقش محوری‌تری دارد.

این تحلیل، بر ضرورت سرمایه‌گذاری فکری و فرهنگی بر روی عقل تأکید دارد. فقدان این سرمایه‌گذاری، به دلیل موانع تاریخی و اجتماعی، مانع از شکوفایی شعور عمومی شده است. در نهایت، ظهور امام زمان (عج)، به‌عنوان نقطه اوج تمرکز و کمال عقل‌ها، نویدبخش جهانی است که در آن، عقل چونان مشعلی فروزان، انسان‌ها را به سوی کمال و سعادت رهنمون می‌شود.

با نظارت صادق خادمی