در حال بارگذاری ...
Sadegh Khademi - Optimized Header
Sadegh Khademi

جستجوی زنده در تمام درس‌ها

یافتن درس بر اساس شماره (در این دسته)

مصباح الانس 321

متن درس

 

تبیین عرفانی ترتیب ائمه اسما

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره (جلسه 321)

مقدمه: تبیین جایگاه اسمای الهی در عرفان نظری

اسمای الهی، چونان آیینه‌هایی درخشان، جلوه‌های ذات حق را در مراتب وجودی بازتاب می‌دهند. این اسما، نه‌تنها مبنای ظهورات وجودی‌اند، بلکه در عرفان نظری، کلید فهم وحدت و کثرت در عالم خلقت به‌شمار می‌روند. درس‌گفتار، به قلم و بیان آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره، به کاوشی عمیق در ترتیب ائمه اسما، جایگاه اسم اعظم «الله» به‌عنوان مجمع اسما، و رابطه این اسما با ظهورات وجودی در ظرف واحدیت می‌پردازد.

بخش اول: ترتیب ائمه اسما و جایگاه اسم الله

ترتیب ائمه اسما: نقدی بر چیدمان سنتی

در عرفان نظری، ائمه اسما به‌عنوان اسمای اصلی و بنیادی الهی شناخته می‌شوند که محور ظهورات وجودی‌اند. درس‌گفتار با تبیین ترتیب این اسما آغاز می‌شود و بر این نکته تأکید دارد که چیدمان سنتی هفت اسم (به‌جای هشت اسم) نادرست است. اسمای پیشنهادی شامل حی، علم، قدرت، اراده، ادراک، کلام، جود، و حکمت است که به‌عنوان ستون‌های اصلی اسمای الهی معرفی می‌گردند. این ترتیب، برخلاف دیدگاه رایج در برخی متون، بر اساس اصول عرفانی و منطق وجودی تنظیم شده است.

اسم «الله»، چونان خورشیدی در مرکز منظومه اسما، مجمع همه اسمای الهی است و از دو جهت وجود و حقایق متعینه، تمامی اسما را در بر می‌گیرد. این جامعیت، ریشه در اصل وحدت وجود دارد که ذات حق را منشأ همه ظهورات می‌داند. به تعبیری، اسم «الله» چونان دریای بی‌کرانی است که همه رودهای اسما به آن می‌پیوندند و در آن محو می‌گردند.

درنگ: اسم «الله» به‌عنوان مجمع اسما، نه‌تنها وجود را افاضه می‌کند، بلکه کمالات وجودی و حقایق متعینه اسما را نیز در بر می‌گیرد. این جامعیت، مبنای وحدت اسما در ظرف واحدیت است.

تحلیل جایگاه اسم الله

اسم «الله» در مرتبه واحدیت، همه اسما را در خود جمع کرده و از دو جهت وجود (اصل اعطای هستی) و کمال وجود (ظهور خصوصیات و کمالات) افاضه می‌کند. این دیدگاه، با تأکید بر تقدم ذاتی اسم «الله» بر سایر اسما، بر این نکته پای می‌فشارد که هیچ اسمی در عرض اسم دیگر قرار ندارد، بلکه همه اسما در طول یکدیگر و در سایه اسم اعظم‌اند.

برای مثال، اگر وجود را به چشمه‌ای زلال تشبیه کنیم، اسم «الله» سرچشمه این چشمه است که همه جریان‌های وجودی از آن نشأت می‌گیرند. این سرچشمه، نه‌تنها آب حیات (وجود) را جاری می‌سازد، بلکه رنگ‌ها و طعم‌های گوناگون (کمالات وجودی) را نیز در خود دارد.

آیت‌الله نکونام قدس‌سره با نقد چیدمان سنتی، تأکید می‌کنند که ترتیب صحیح اسما باید بر اساس منطق عرفانی و نه کلامی تنظیم شود. این نقد، نشان‌دهنده عمق نگاه عرفانی ایشان به اسمای الهی است که فراتر از ساختارهای متداول کلامی می‌رود.

بخش دوم: تفاوت اسم الله و رحمان

تقدم اسم الله بر رحمان

یکی از مباحث محوری درس‌گفتار، تمایز بین اسم «الله» و «رحمان» است. در برخی متون، رحمان تنها در جهت وجود افاضه‌کننده دانسته شده، اما آیت‌الله نکونام قدس‌سره این دیدگاه را نقد کرده و معتقدند که اسم «الله» هم وجود و هم کمالات وجود را افاضه می‌کند، در حالی که رحمان بیشتر به کمال وجود (تعینات) مرتبط است. این تمایز، ریشه در تقدم ذاتی اسم «الله» دارد که اصل وجود را در بر می‌گیرد.

برای روشن‌تر شدن این مفهوم، می‌توان اسم «الله» را به خورشید و رحمان را به پرتوهای آن تشبیه کرد. خورشید، هم نور (وجود) و هم گرما (کمال وجود) را ساطع می‌کند، اما پرتوها بیشتر گرمای حیات‌بخش (رحمت) را منتقل می‌کنند. این تشبیه، به فهم تفاوت مراتب افاضه این دو اسم کمک می‌کند.

درنگ: رحمان، در مرتبه کمال وجود، رحمت شامل را افاضه می‌کند، اما اسم «الله» به‌عنوان اصل وجود، هم وجود و هم کمالات را در بر می‌گیرد. این تقدم ذاتی، مبنای تمایز این دو اسم است.

نقد دیدگاه‌های کلامی

آیت‌الله نکونام قدس‌سره با نقد دیدگاه‌های کلامی، تأکید دارند که رحمان در مرتبه تعینات (کمال وجود) عمل می‌کند و نه صرفاً در وجود. این نقد، بر تفاوت زبان عرفان و کلام دلالت دارد. در عرفان، اسما در ظرف وجوب‌اند و اصطلاحات کلامی مانند «صحت» که به امکانیات مربوط است، در این مرتبه بی‌معناست.

به تعبیری، زبان کلام چونان نقشه‌ای است که تنها خطوط کلی عالم را نشان می‌دهد، اما عرفان، چونان دریچه‌ای است که حقیقت عالم را در دل سالک آشکار می‌سازد. این تفاوت، نشان‌دهنده برتری معرفت عرفانی بر روش‌های کلامی در تبیین اسمای الهی است.

بخش سوم: عينيت و اشتمال اسما در ظرف واحدیت

وحدت اسما در مرتبه واحدیت

یکی از اصول بنیادین عرفان نظری، عينيت اسما با ذات الهی در ظرف واحدیت است. در این مرتبه، هیچ اسمی در عرض اسم دیگر قرار ندارد، بلکه همه اسما در طول یکدیگر و عين ذات‌اند. این عينيت، مانع از انضمام یا ترکیب عرضی اسما می‌شود و همه اسما را در وحدت ذاتی ذات حق متحد می‌سازد.

این مفهوم را می‌توان به اقیانوسی تشبیه کرد که همه امواج (اسما) در آن یکی‌اند، اما در ساحل ظهور (مظاهر)، به‌صورت موج‌های متمایز دیده می‌شوند. این وحدت، مبنای اشتمال هر اسم نسبت به سایر اسما است.

اشتمال و امتياز اسما

هر اسم الهی، در مرتبه حقیقت، مشتمل بر همه اسما است، اما در ظرف ظهور، به دلیل تفاوت در دولت و شأن، امتياز می‌یابد. برای مثال، اسم «اول» بر همه اسما، حتی «آخر»، مقدم است و بالعکس. همچنین، اسم «رزاق» در ظرف ظهور، مستقیماً به رزق مرتبط است، اما تحت دولت رحمان قرار دارد.

این اشتمال و امتياز را می‌توان به باغی پر از گل‌ها تشبیه کرد که هر گل (اسم)، در ذات خود، عطر همه گل‌ها را دارد، اما در ظهور، با رنگ و عطر خاص خود متمایز می‌شود. این تمایز، نه در حقیقت اسما، بلکه در مرتبه ظهورات رخ می‌دهد.

درنگ: در ظرف واحدیت، اسما عين یکدیگر و ذات الهی‌اند، اما در ظرف ظهور، به دلیل تفاوت در دولت، امتياز می‌یابد. این اشتمال و امتياز، مبنای فهم مراتب ظهورات است.

بخش چهارم: معرفت اسما و خودشناسی

ارتباط معرفت نفس و معرفت رب

آیت‌الله نکونام قدس‌سره با استناد به حدیث شریف «من عرف نفسه فقد عرف ربه»، تأکید دارند که شناخت نفس، مستلزم شناخت اسمای الهی است که در انسان متجلی‌اند. انسان، به‌عنوان مظهر تام اسما، باید بداند که مظهر کدام اسم است و کدام اسما در او غالب‌اند.

این شناخت را می‌توان به آینه‌ای تشبیه کرد که سالک در آن، نه‌تنها چهره خود، بلکه نور الهی را می‌بیند. انسان با درک دولت اسما در خود (مثلاً غلبه لطيف یا قهار)، به معرفت الهی می‌رسد و این معرفت، دروازه‌ای به سوی قرب الهی است.

غلبه دولت اسما در مظاهر

هر مظهر، تحت غلبه یک اسم خاص ظاهر می‌شود، اما همه اسما در آن حضور دارند. برای مثال، گل مظهر لطيف و خار مظهر قهار است، اما هر یک به‌طور بالقوه شامل همه اسما هستند. این اصل، نشان‌دهنده پیچیدگی ظهورات اسما در مظاهر است.

به تعبیری، هر موجود، چونان تابلویی است که رنگ غالب آن، یک اسم الهی را نشان می‌دهد، اما در عمق، همه رنگ‌های اسما در آن نهفته است. گل، با لطافتش، قهاریت را نیز در مواجهه با بلبل نشان می‌دهد، و خار، با تیزی‌اش، لطافت را در برابر نسیم آشکار می‌سازد.

درنگ: انسان با شناخت دولت اسما در خود، به معرفت نفس و رب می‌رسد. این شناخت، عرفان را به‌عنوان راه اصلی خودشناسی و خداشناسی معرفی می‌کند.

بخش پنجم: برتری عرفان بر علوم تجربی

محدودیت علوم تجربی در انسان‌شناسی

آیت‌الله نکونام قدس‌سره با نقدی صریح بر علوم تجربی، مانند روان‌کاوی، تأکید دارند که این علوم، به دلیل تکیه بر تکنیک و نه معرفت، ناکارآمدند و به آشفتگی منجر می‌شوند. عرفان و قرآن کریم، تنها راه‌های حقیقی شناخت و تسخیر انسان‌اند.

علوم تجربی، چونان طبیبانی‌اند که تنها جسم را درمان می‌کنند، اما عرفان، چونان پزشکی است که روح را شفا می‌دهد. روان‌کاوی مدرن، با تکیه بر سمومات و تکنیک‌های مادی، به خودکشی تدریجی انسان می‌انجامد، در حالی که عرفان، با تکیه بر معرفت اسما و قرب الهی، درمان حقیقی امراض روحی را فراهم می‌کند.

نقش عرفان در درمان امراض روحی

عرفان، با گشودن باب معرفت اسما و قرب الهی، راهکاری برای درمان امراض روحی و روانی ارائه می‌دهد. این راهکار، برخلاف روش‌های مادی که به قرص و آمپول محدودند، در ظرف تجرد عمل می‌کند و درمان حقیقی را به ارمغان می‌آورد.

این مفهوم را می‌توان به چشمه‌ای زلال تشبیه کرد که از دل کوه معرفت الهی می‌جوشد و روح تشنه انسان را سیراب می‌سازد، در حالی که داروهای مادی، تنها تسکین موقتی‌اند که به جای درمان، گاه به مسمومیت می‌انجامند.

درنگ: عرفان و قرآن کریم، با تکیه بر معرفت اسما و قرب الهی، تنها راه‌های حقیقی شناخت و درمان انسان‌اند، در حالی که علوم تجربی، به دلیل فقدان معرفت، به آشفتگی منجر می‌شوند.

بخش ششم: نقد عبارات کلامی در تبیین اسما

ناسازگاری اصطلاحات کلامی با عرفان

آیت‌الله نکونام قدس‌سره با نقد اصطلاحات کلامی مانند «صحت»، تأکید دارند که این اصطلاحات، به دلیل ارتباط با امکانیات، در تبیین اسما که در ظرف وجوب‌اند، نارسایند. در عرفان، همه مظاهر در ظرف وجوب‌اند و زبان کلام، با عينيت اسما سازگار نیست.

زبان کلام، چونان نقشه‌ای است که تنها خطوط کلی را نشان می‌دهد، اما زبان عرفان، چونان کلیدی است که درهای حقیقت را می‌گشاید. این نقد، بر لزوم استفاده از زبان دقیق عرفانی در تبیین اسما تأکید دارد.

تبیین دقیق‌تر اسما

درس‌گفتار با بررسی اسمای خاص، مانند «حی»، «علیم»، «مرید»، «قادر»، «جواد»، و «مقسط»، به تبیین دولت هر اسم می‌پردازد. برای مثال، «حی» از حیث کمال مستوعب، «علیم» از حیث ظهور و انکشاف، و «قادر» از حیث صحت افاضه تمکن تأثیر، دولت دارند. این تبیین، با نقد عبارات کلامی، بر لزوم زبان عرفانی تأکید می‌کند.

این اسما را می‌توان به ستارگان آسمان معرفت تشبیه کرد که هر یک، با نور خاص خود، بخشی از حقیقت الهی را روشن می‌سازند، اما در نهایت، همه در نور خورشید «الله» محو می‌گردند.

درنگ: اصطلاحات کلامی مانند «صحت» با مرتبه وجوب اسما ناسازگارند. زبان عرفان، با تأکید بر عينيت و اشتمال اسما، تنها راه دقیق تبیین حقیقت اسمای الهی است.

بخش هفتم: آیات قرآنی مرتبط با اسمای الهی

آیه معرفت نفس

وَفِي [مطلب حذف شد] : «و در خودتان [نشانه‌هایی است]، آیا نمی‌بینید؟» (قرآن کریم، سوره ذاریات، آیه 21)

تبیین: این آیه از قرآن کریم، بر اهمیت خودشناسی به‌عنوان راهی برای معرفت الهی تأکید دارد. انسان، با تأمل در نفس خویش، به اسمای الهی متجلی در وجودش پی می‌برد و این شناخت، دروازه‌ای به سوی خداشناسی است.

آیه جامعیت اسم الله

لِلَّهِ الْأَسْمَاءُ [مطلب حذف شد] : «برای خدا نام‌های نیکو است، پس او را با آن‌ها بخوانید.» (قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 180)

تبیین: این آیه از قرآن کریم، بر جامعیت اسمای حسنی و نقش اسم «الله» به‌عنوان مجمع اسما دلالت دارد. دعا با اسمای حسنی، راهی برای قرب به ذات الهی است.

آیه رحمت رحمان

وَرَحْمَتِي [مطلب حذف شد] : «و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.» (قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 156)

تبیین: این آیه از قرآن کریم، بر شمول رحمت رحمان تأکید دارد و با بحث درس‌گفتار درباره افاضه رحمان در کمال وجود سازگار است. رحمت رحمان، چونان بارانی است که همه موجودات را سیراب می‌سازد.

جمع‌بندی

درس‌گفتار، دریچه‌ای عمیق به سوی فهم اسمای الهی و نقش آن‌ها در عرفان نظری می‌گشاید. این نوشتار، با تبیین ترتیب ائمه اسما، جایگاه اسم «الله» به‌عنوان مجمع اسما، و تفاوت آن با رحمان، چارچوبی عرفانی برای فهم وحدت و کثرت در اسما ارائه می‌دهد. تأکید بر عينيت اسما با ذات الهی در ظرف واحدیت، اشتمال و امتياز اسما در ظرف ظهور، و نقش معرفت اسما در خودشناسی، از نکات برجسته این درس‌گفتار است. همچنین، نقد عبارات کلامی و برتری عرفان بر علوم تجربی در انسان‌شناسی، راهکاری برای درمان امراض روحی از طریق قرب الهی پیشنهاد می‌کند. آیات قرآنی مرتبط، چونان مشعل‌هایی، مسیر این معرفت را روشن می‌سازند. این متن، نه‌تنها برای پژوهشگران الهیات و عرفان، بلکه برای همه جویندگان حقیقت، منبعی گران‌بها و راهنمایی عمیق برای سلوک عرفانی است.

با نظارت صادق خادمی

 

کوئیز

به سوالات زیر پاسخ داده و در پایان، نتیجه را با پاسخنامه مقایسه کنید.

1. بر اساس درسگفتار، اسم 'الله' از چه جهتی مجمع اسما محسوب می‌شود؟

2. طبق متن درسگفتار، تعداد ائمه الاسما در بیان استاد فرزانه قدس سره چند مورد است؟

3. در درسگفتار، ظرف دولت اسما به چه معناست؟

4. طبق متن، کدام اسم در بیان درسگفتار به جهت وجود محدود شده است؟

5. بر اساس درسگفتار، ویژگی اصلی اسم 'عليم' چیست؟

6. در درسگفتار، گفته شده که اسم رحمان از جهت تعینات بر اسم الله برتری دارد.

7. تمام اسما در ظرف وجوب عين یکدیگر و عين ذات‌اند.

8. طبق متن، هیچ اسمی در عرض اسم دیگر قرار ندارد.

9. در بیان درسگفتار، اسم قادر از جهت عموم تعلق بر سایر اسما مقدم است.

10. شناخت اسما و مظاهر آن‌ها در عرفان به شناخت انسان و معرفت الهی منجر می‌شود.

11. تفاوت اصلی بین بیان درسگفتار و بیان استاد فرزانه قدس سره درباره اسم رحمان چیست؟

12. چرا در درسگفتار گفته شده که اسما در عرض یکدیگر نیستند؟

13. مفهوم اشتمال و امتياز اسما در درسگفتار چگونه توضیح داده شده است؟

14. چرا عرفان به عنوان بهترین راه شناخت انسان در درسگفتار معرفی شده است؟

15. علت نقد استفاده از اصطلاح 'صحت' در بیان اسما چیست؟

پاسخنامه

1. جهت وجود و حقایق معینه

2. هشت مورد

3. اطلاق، شمول و سعه اسما

4. اسم رحمان

5. ظهور و انکشاف

6. نادرست

7. درست

8. درست

9. نادرست

10. درست

11. درسگفتار رحمان را محدود به جهت وجود می‌داند، اما استاد فرزانه قدس سره آن را به کمال وجود مرتبط می‌کند.

12. زیرا اسما در ظرف وجوب عين یکدیگرند و در طول یکدیگر قرار دارند.

13. اشتمال به معنای شمول هر اسم بر تمام اسما و امتياز به ظهور خاص هر اسم در مظاهر است.

14. زیرا عرفان از طریق اسما و مظاهر، انسان را به معرفت الهی و شناخت نفس هدایت می‌کند.

15. صحت به ظرف امکان تعلق دارد، در حالی که اسما در ظرف وجوب‌اند و نیازی به صحت ندارند.